— -فایل منابع علمی مقاله-منابع تحقیق-320)

این پژوهش با هدف پیش‌بینی انگیزش تحصیلی دانش‌آموزان بر اساس هوش معنوی و رضایت زناشویی مادر انجام شد. نمونه آماری 200 نفر است.‌روش نمونه‌گیری در این پژوهش، نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چند مرحله‌ای است. 3پرسش‌نامه‌ این پژوهش شامل: پرسش‌نامه انگیزش تحصیلی والرند برای دانش‌آموزان و پرسش‌نامه‌های هوش معنوی عبداله‌زاده و رضایت زناشویی انریچ برای مادران می‌باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی(شامل: فراوانی، میانگین ، واریانس و رسم نمودارها) و آمار استنباطی(شامل: ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد بین نمرات انگیزش درونی دانش‌آموزان با هوش معنوی مادران ارتباط مستقیم و معنی‌داری وجود دارد همچنین بین بی‌انگیزشی تحصیلی دانش‌آموزان با هوش معنوی مادران ارتباط معکوس و معنی‌داری وجود دارد اما بین انگیزش‌بیرونی دانش‌آموزان با هوش معنوی مادران ارتباط معنی‌داری مشاهده نشد. از طرفی نتایج نشان می‌دهد که بین نمرات انگیزش‌درونی و انگیزش بیرونی دانش‌آموزان با رضایت زناشوئی مادران ارتباط مستقیم و معنی‌داری وجود دارد همچنین با افزایش نمرات رضایت زناشوئی مادران، نمرات بی‌انگیزشی تحصیلی دانش‌آموزان کاهش می‌یابد.
واژگان کلیدی: انگیزش تحصیلی، هوش معنوی، رضایت زناشویی
1955855649108100نظر استاد راهنما برای چاپ در پژوهش نامه دانشگاه مناسب است تاریخ وامضا:
مناسب نیست
فهرست مطالبعنوانصفحه TOC \o "1-4" \h \z \u
چکیده PAGEREF _Toc412925406 \h 1فصل اول کلیات پژوهش PAGEREF _Toc412925407 \h 21-1- مقدمه PAGEREF _Toc412925408 \h 31-2- بیان مساله PAGEREF _Toc412925409 \h 41-3- اهمیت و ضرورت پژوهش PAGEREF _Toc412925410 \h 81-4- هدف پژوهش PAGEREF _Toc412925411 \h 91-5- فرضیه‌های پژوهش PAGEREF _Toc412925412 \h 91-6- سوال پژوهش PAGEREF _Toc412925413 \h 91-7- تعاریف مفهومی PAGEREF _Toc412925414 \h 91-8- تعاریف عملیاتی PAGEREF _Toc412925415 \h 10فصل دوم پیشینه پژوهش PAGEREF _Toc412925416 \h 12مقدمه PAGEREF _Toc412925417 \h 132-1- انگیزش تحصیلی PAGEREF _Toc412925418 \h 132-1-1- مبانی نظری انگیزش PAGEREF _Toc412925419 \h 152-1-2-مولفه های مرتبط با انگیزش تحصیلی PAGEREF _Toc412925420 \h 232-2- هوش معنوی : PAGEREF _Toc412925421 \h 302-2-1مبانی نظری هوش معنوی PAGEREF _Toc412925422 \h 322-3- رضایت زناشویی PAGEREF _Toc412925431 \h 462-3-1- مبانی نظری رضایت زناشویی PAGEREF _Toc412925432 \h 482-4-پیشینه پژوهش PAGEREF _Toc412925433 \h 68پیشینه پژوهش در خارج از کشور PAGEREF _Toc412925434 \h 71فصل سوم روش شناسی پژوهش PAGEREF _Toc412925435 \h 73مقدمه PAGEREF _Toc412925436 \h 843-1- روش پژوهش PAGEREF _Toc412925437 \h 843-2- جامعه آماری PAGEREF _Toc412925438 \h 843- 3- حجم نمونه و روش نمونه گیری PAGEREF _Toc412925439 \h 843-4- ابزارهای اندازه‌گیری و اعتبار و روایی آن‌ها PAGEREF _Toc412925440 \h 863-4-1- مقیاس انگیزش تحصیلی(AMS) PAGEREF _Toc412925441 \h 863-4-2- پرسش‌نامه هوش معنوی PAGEREF _Toc412925443 \h 883-4-3-پرسش‌نامه رضایت زناشویی انریچ PAGEREF _Toc412925444 \h 893-5- روش تجزیه و تحلیل داده‌ها PAGEREF _Toc412925445 \h 94فصل چهارم یافته های پژوهش PAGEREF _Toc412925446 \h 95مقدمه PAGEREF _Toc412925447 \h 964-1 : داده‌های توصیفی PAGEREF _Toc412925448 \h 964-2 : تحلیل داده‌ها PAGEREF _Toc412925456 \h 102فصل پنجم نتیجه گیری PAGEREF _Toc412925463 \h 108مقدمه PAGEREF _Toc412925464 \h 1095-1 بحث در چهار چوب فرضیه پژوهش PAGEREF _Toc412925465 \h 1105-2 محدودیت پژوهش PAGEREF _Toc412925466 \h 1125 -3پیشنهادهای پژوهش PAGEREF _Toc412925467 \h 112منابع PAGEREF _Toc412925468 \h 114
فهرست جداول
عنوانصفحه
TOC \o "1-4" \h \z \u
جدول 3-1 ضرایب اعتبار پرسش‌نامه انگیزش تحصیلی در پژوهش حاضر PAGEREF _Toc412925442 \h 88جدول 4-1: شاخص‌های توصیفی انگیزش تحصیلی، هوش معنوی و رضایت زناشویی PAGEREF _Toc412925450 \h 97جدول 4-2 : ماتریس همبستگی انگیزش تحصیلی دانش‌آموزان و هوش معنوی مادران PAGEREF _Toc412925457 \h 102جدول 4-3 : ماتریس همبستگی انگیزش تحصیلی دانش‌آموزان و رضایت زناشوئی مادران PAGEREF _Toc412925458 \h 103جدول 4-4: خلاصه تحلیل رگرسیون گام به گام پیش‌بینی انگیزش درونی دانش‌آموزان از طریق هوش معنوی و رضایت زناشوئی مادران PAGEREF _Toc412925459 \h 104جدول 4-5: خلاصه تحلیل رگرسیون گام به گام پیش‌بینی انگیزش بیرونی دانش‌آموزان از طریق هوش معنوی و رضایت زناشوئی مادران PAGEREF _Toc412925460 \h 105جدول 4-6: خلاصه تحلیل رگرسیون گام به گام پیش‌بینی بی انگیزشی دانش‌آموزان از طریق هوش معنوی و رضایت زناشوئی مادران PAGEREF _Toc412925461 \h 106جدول 4-7: خلاصه نتایج پژوهش PAGEREF _Toc412925462 \h 107
فهرست نمودار
عنوانصفحه
TOC \o "1-4" \h \z \u
نمودار 4-1: توزیع فراوانی نمرات انگیزش درونی PAGEREF _Toc412925451 \h 98نمودار 4-2: توزیع فراوانی نمرات انگیزش بیرونی PAGEREF _Toc412925452 \h 99نمودار 4-3: توزیع فراوانی نمرات بی انگیزشی PAGEREF _Toc412925453 \h 100نمودار 4-4: توزیع فراوانی نمرات رضایت زناشوئی PAGEREF _Toc412925454 \h 101نمودار 4-5: توزیع فراوانی نمرات هوش معنوی PAGEREF _Toc412925455 \h 102
چکیدهاین پژوهش با هدف پیش‌بینی انگیزش تحصیلی دانش‌آموزان بر اساس هوش معنوی و رضایت زناشویی مادر انجام شد. نمونه آماری 200 نفر است.‌روش نمونه‌گیری در این پژوهش، نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چند مرحله‌ای است. 3پرسش‌نامه‌ این پژوهش شامل: پرسش‌نامه انگیزش تحصیلی والرند برای دانش‌آموزان و پرسش‌نامه‌های هوش معنوی عبداله‌زاده و رضایت زناشویی انریچ برای مادران می‌باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی(شامل: فراوانی، میانگین ، واریانس و رسم نمودارها) و آمار استنباطی(شامل: ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد بین نمرات انگیزش درونی دانش‌آموزان با هوش معنوی مادران ارتباط مستقیم و معنی‌داری وجود دارد همچنین بین بی‌انگیزشی تحصیلی دانش‌آموزان با هوش معنوی مادران ارتباط معکوس و معنی‌داری وجود دارد اما بین انگیزش‌بیرونی دانش‌آموزان با هوش معنوی مادران ارتباط معنی‌داری مشاهده نشد. از طرفی نتایج نشان می‌دهد که بین نمرات انگیزش‌درونی و انگیزش بیرونی دانش‌آموزان با رضایت زناشوئی مادران ارتباط مستقیم و معنی‌داری وجود دارد همچنین با افزایش نمرات رضایت زناشوئی مادران، نمرات بی‌انگیزشی تحصیلی دانش‌آموزان کاهش می‌یابد.
واژگان کلیدی: انگیزش تحصیلی، هوش معنوی، رضایت زناشویی
.
فصل اول کلیات پژوهش
1-1- مقدمهانگیزش، دانش‌آموز را آماده برای دریافت محرک یا محرک‌های خاص می‌کند. عوامل متعددی مانند: تغییر، تکرار، شدت و تازگی در جلب دقت تاثیر فراوان دارد. ولی آن‌چه دقت و توجه دانش‌آموز را برای مدت معینی روی امر خاص متمرکز می‌سازد انگیزش و علاقه است. انگیزش و رغبت از لحاظ تربیتی نقطه شروع فعالیت‌ها را تشکیل می‌دهد. برای اینکه شاگرد موضع خاصی را مورد توجه و دقت قرار دهد باید علاقه‌مند به آن باشد. ارتباط مطلوب درسی با احتیاجات اساسی دانش‌آموزان نیز سبب جلب رضایت آنها به مطالب درسی می‌شود (اسپالدینگ،1384،ص 33).
در عصر حاضر تعلیم و تربیت و به طور کلی تحصیل بخش مهمی از زندگی فرد را تشکیل می‌دهد، علاوه بر این کیفیت و کمیت این تحصیل نیز نقش مهمی در آینده فرد ایفا می‌کند. نزدیک به یک قرن است که روانشناسان به صورت گسترده در تلاش برای شناسایی عوامل پیش‌‌بینی‌کننده پیشرفت تحصیل می‌باشند (نریمانی، سلیمانی، 1392).
انگیزش تحصیلی دانش‌آموزان متشکل از اعتقادات و باورهای پیچیده و پویایی است که در طول دوره تحصیل به وجود می‌آید و باعث می‌شود که دانش‌آموز به دیدگاهی پایدار و جامع از توانمندی‌ها و شایستگی‌ها در زمینه فراگیری آموزشگاهی نایل شود و خود پنداره خانوادگی قسمتی از خود پنداره تحصیلی است که نشان دهنده کیفیت روابط دانش‌آموز با والدین است و مشخص می‌کند که تا چه میزان فرزندان از زندگی در کنار والدین رضایت داشته و از آن لذت می‌برند. به بیانی دیگر خانواده به عنوان واحدی اجتماعی دارای بیشترین و عمیق‌ترین مناسبات انسانی است. علاوه براین‌که، منبع اولیه نیازهای اساسی فرد محسوب می‌شود، موقعیت‌های متعددی برای یادگیری وشکل‌گیری نگرش‌ها و تشکیل باورهای فرد را فراهم می‌آورد. خانواده در کنار مسئولیت آموزشی و تربیتی فرزندان، در رفع نیازهای جسمانی، روانی و انتقال ارزشهای اجتماعی نقش بسیار مؤثری دارد. فرد در بستر خانواده خواسته‌های جامعه را می‌آموزد و این شناخت او را به گزینش رفتارهای معین رهنمون می‌سازد (مصلحی، 1392).
متاسفانه باید اقرار کرد که ریشه و اساس بسیاری ازمشکلات فرزندان، از جمله: افت تحصیلی و بی‌انگیزگی‌ دانش‌آموزان به تحصیل، از درون خانواده‌ها نشات می‌گیرد. چه بسیارند دانش‌آموزانی که از انگیزه‌های لازم و کافی برای درس خواندن و یادگیری برخوردار نیستند و در راس همه دلایلی که آنان را نسبت به تحصیل، درس و کتاب بی‌انگیزه کرده است، نگرش‌ها و باورهای غلطی است که بعضا در محیط خانواده فراگرفته‌اند. برخی رفتارهای غلط و نا‌آگاهی‌های والدین، انگیزه‌، این مهم‌ترین و اصلی‌ترین عامل در پیشرفت تحصیلی را در درون فرزندان از میان برده است. هنگامی که خانواده‌ها از نقش نظارتی خود در فعالیت های آموزشی و تربیتی فرزندان غافل می‌شوند. وقتی در درون خانه نگرش‌ها و باور‌های غلطی درباره تحصیل و علم‌آموزی در ذهن فرزندان شکل می‌گیرد؛ وقتی حمایت خانواده‌ها از فرزندان در دوره‌های مختلف تحصیل کمرنگ و یا از بین رفته است ؛ وقتی محیط‌های خانوادگی بعضا به محیط‌های سرد و بی‌روح مبدل گشته‌اند و گاها والدین از وضعیت تحصیلی فرزندان خود بی‌خبرند و ارتباط والدین و فرزندان به دلایل متعددی همچون اشتغال تمام وقت والدین در بیرون از خانه به حد‌اقل ممکن رسیده است دیگر چه انتظاری می‌توان داشت که چرخ موفقیت تحصیلی فرزندان به درستی و در جهت مثبت پیش رود. بدیهی است که در این میان ویژگی‌های شخصیتی مادر از جمله داشتن هوش معنوی وی و نیز رضایت او از زندگی زناشویی با همسرخویش می‌تواند در جهت تحکیم سلامت نظام خانواده سهم به سزایی داشته باشد و نوید این را بدهد که در چنین خانواده‌ای فرزندان با داشتن امید و آرامش خاطر به سوی درس و پیشرفت تحصیلی روی آورند. با توجه به آنکه خانواده و ساختار حاکم بر آن از آغاز زندگی نقش به سزایی در شکل‌گیری انگیزه ایفا می‌کند‌؛ این پژوهش در نظر دارد انگیزش تحصیلی دانش آموزان را بر اساس هوش معنوی و رضایت زناشویی مادر پیش بینی نماید.
1-2- بیان مسالهبی‌انگیزه ‌بودن نسبت به تحصیل، گذشته از افت‌ تحصیلی و اتلاف منابع مادی منجر به ناامیدی و دلسردی دانش‌آموزان شده و زمینه را برای ایجاد مشکلات روحی و انحرافات اجتماعی فراهم می‌کند(امیری راد،1378). پرسش اساسی که معلمان و والدین خواستار پاسخ‌گویی به آن از جانب پژوهشگران و متخصصان تعلیم‌ و تربیت می‌باشند این است که چگونه می‌توان انگیزش تحصیلی دانش‌آموزان را برانگیخت؟ انگیزش یکی از مهم‌ترین عوامل موثر بر یادگیری و پیشرفت ‌تحصیلی ‌است (کاوسیان‌ و همکاران،1384 ،ص85).
انگیزه اصطلاحی است که غالبا با انگیزش مترادف به کار می‌رود. با این حال می‌توان انگیزه را دقیق‌تر از انگیزش به عنوان حالت مشخصی که سبب ایجاد رفتار معینی می‌شود تعریف کرد. به عبارت دیگر، انگیزش عامل کلی مولد رفتار به حساب می‌آید در حالی که انگیزه را علت اختصاصی یک رفتار مشخص می‌دانند(سیف،1387). انگیزه و علاقه نقش عمده‌ای در جریان یاد‌گیری دانش‌آموزان ایفا می‌کند. انگیزش تمایل و علاقه به انجام چیزی است؛ حالتی است که تمایل به انجام عملی خاص را در فرد به وجود می‌آورد(هاشمی و همکاران،1389).
راش(1994)، انگیزه را عالی‌ترین شاهراه یاد‌گیری دانسته، بدین معنی که هر چه انگیزه دانش‌آموز برای آموختن و تحصیل بیشتر باشد فعالیت و رنج و زحمت بیشتری را برای رسیدن به هدف نهایی متحمل خواهد شد(دایری‌پور، 1391).
پیام دیگری که بر آن تاکید شده این است که انگیزش در هر نظریه تربیتی مفهومی ریشه‌ای دارد. هنگامی که در نظام تربیتی شکستی رخ می‌دهد غالبا انگیزش نکوهیده می‌شود؛ چنانچه کودکان بومی استرالیا مرکزی یا کودکان سیاه پوست محروم آمریکایی نتوانند در مدرسه به خوبی از عهده برآیند، بسیاری از معلمانشان انگشت روی انگیزه آنان می‌گذارند و زمینه خانوادگی آنان را مسئول آن می‌دانند. خانوده کوچکترین واحد اجتماعی است که بوسیله ازدواج زن و مرد تشکیل می‌شود و با تولد فرزندان تکامل می‌یابد. اهمیت زندگی خانوادگی برای کودکان به مراتب از افراد بالغ بیشتر است. چراکه در اینجا است که کودک اولین تجربیات خود را در زیستن با دیگران می‌آموزد. در محیط خانواده است که پایه رشد و فعالیت‌های آینده کودک گذاشته می‌شود. اینکه در روابط ما با سایرین عشق و محبت حکمفرما است یا خصومت و نفرت، تا حد بسیار زیادی به تربیت خانوادگی بستگی دارد. اصولا کلیه رفتارهای دوران نوجوانی، جوانی و بالاتر، چه اجتماعی باشد و یا ضد اجتماعی، در نتیجه تجربیات گذشته به وجود می‌آید و با توجه به این تجربیات است که می‌توان این حالات و رفتارها را توجیه کرد. بزهکاری در کودکان و نوجوانان هرچند می‌تواند به عوامل بسیار، ازجمله مشکلات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و... وابسته باشد؛ امّا در گام نخست این خانواده است که کودک را به مسیر صحیح هدایت می‌کند یا بستر گناه و جرم و انحراف را برای او مهیا می‌سازد. انسان به دلیل ویژگی اجتماعی بودن خود از بدو تولد تحت تأثیر افکار، عقائد و رفتار اطرافیان قرار می‌گیرد و بعدها به تقلید از این رفتارها و گفتارها، الگوهایی را که به نحوی در ارتباط با او هستند سرمشق رفتاری خود قرار خواهد داد .خمیرمایه مولفه‌های اصلی شخصیت متعادل و پویا یا متزلزل و آسیب‌پذیر کودکان و نوجوانان در کانون خانواده و در سایه تعامل مطلوب با والدین، به ویژه مادر، شکل می‌گیرد. متغیرهای بسیاری بر انگیزش تحصیلی دانش‌آموزان اثر گذارند؛ از جمله می‌توان به هوش معنوی مادر اشاره نمود. هوش معنوی قادر است که هوشیاری یا احساس پیوند با یک قدرت برتر یا یک وجود مقدس را تسهیل کند یا افزایش دهد(سیسک و تورنس،2001).
مزلو‌(1970) نیز با تاکید بر اهمیت و اعتبار تجربه‌های معنوی، آن را موضوعی موجه برای بررسی علمی دانسته و اصطلاح "تجربه اوج" را برای توصیف شهود، عرفان و روشن‌گری درونی به کار برده است. او بر آن است که در حالی که همه یا بیشتر افراد چنین تجربه‌هایی دارند بسیاری از آنان آن را سرکوب می‌کنند یا فرو می‌نشانند و آن را همچون منبعی برای درمان شخصیت، بالندگی شخصیت یا رضایت شخصی به کار نمی‌گیرند. زوهار و مارشال(2000) نیز بر آنند که تجربه‌های معنوی، بینشی ژرف پدید می‌آورند که چشم‌اندازهایی نو و تازه به زندگی باز می‌کند. این بینش و چشم‌انداز نو شخص را قادر می‌سازد که از عهده کارها به خوبی برآید و به گونه‌ای خلاق راه حل‌هایی تازه برای مسائل زندگی خود بر‌گزیند. بنا براین یک مادر با هوش معنوی ، تجربه اوج و بینشی ژرف می‌تواند در تولید انگیزه تحصیلی فرزند خود نقش به سزایی داشته باشد. تالکوت پارسونز ، جامعه‌شناس معروف، بر اهمیت همانند سازی یا تطابق در یادگیری و اجتماعی شدن تأکید دارد. در فریضه او که بر اساس نظریه ی یادگیری اجتماعی استوار است، گفته شده که کودک با پدر و مادری که پر قدرت تر باشد، همانند سازی می‌کند. رضایت زناشویی مادر از جمله متغیرهای دیگری است که می‌تواند بر انگیزش تحصیلی فرزندان اثر‌گذار باشد. برخی والدین برای رشد شناختی فرزندشان سرمایه‌گذاری و برای یادگیری آنها وقت صرف می‌کنند در حالی که برخی دیگر چنین نمی‌کنند. خانواده با پیوند زناشویی شکل می‌گیرد و تداوم و بقای آن نیز به تداوم و بقای پیوند زناشویی وابسته است. علیرغم این‌که ازدواج رضایت‌بخش یکی از عوامل مهم بهداشت روانی جامعه محسوب می‌شود، ولی چنان‌چه ازدواج و زندگی خانوادگی شرایط نامساعدی برای ارضای نیازهای روانی زوجین ایجاد کند، نه تنها بهداشت روانی تحقق نمی‌یابد، بلکه آثار منفی و گاهی جبران ناپذیری را به جای می‌ گذارد، به طوری که اختلالات عصبی، افسردگی و خودکشی از پیامدهای اختلافات خانوادگی می‌باشند. به اعتقاد ویزمن ، شلدون و گورینک بسیاری از اختلالات روانپزشکی از جمله اختلالات جسمانی، شناختی، رفتاری و استرس تحت تأثیر آشفتگی زناشویی به وجود می‌آیند(سلیمانیان و همکاران، 1384 ).
گاتفرید و همکارانش(1998، به‌ نقل از پیتنریچ و شانک،2002) برای بررسی نقش محرک شناختی در خانه بر روی انگیزش تحصیلی درونی کودکان تحقیقاتی انجام دادند، متغیر‌های محیط خانه در این تحقیقات عبارت بودند از: مباحث خانوادگی، شرکت در رخدادهای فرهنگی، بازدید از کتابخانه، سفر، اهمیت دادن به خواندن، امکان تدریس خصوصی، دسترسی به آلات موسیقی ، علاقه خانواده به موسیقی، هنر وادبیات. این محققان محیط خانوادگی را وقتی که کودکان 8 ساله بودند و نیز انگیزش تحصیلی آنان را وقتی که 9، 10 و 13 ساله بودند ارزیابی کردند. نتایج نشان داد کودکانی که خانه آنها تحریک شناختی بیشتری را فراهم می‌کرد از 9 تا 13‌سالگی انگیزش تحصیلی بیشتری را نشان دادند و بنابراین می‌توان گفت که موارد فوق در صورت وجود رضایت زناشویی بین والدین افزایش یافته و تاثیرات مطلوبی بر انگیزش تحصیلی فرزندان آنان بر جای خواهد گذاشت. با توجه به پژوهش‌های ساپینگتو ن که نارضامندی زناشویی و طلاق موجب بروز اختلال های جسمانی و روانی زوجین می‌شود. همچنین پژوهش کریگهد و نمروف که این نارضامندی زناشویی می‌تواند موجبات بزهکاری فرزندان و به تبع آن عدم انگیزه تحصیلی و افت‌ تحصیلی را فراهم آورد و در نهایت، از جانب خانواده‌های ناسالم، جامعه نیز آسیب خواهد دید(حیدری،1382).
با توجه به موارد ذکر شده پژوهش حاضر در صدد پاسخگویی به این سوال است که: آیا بین انگیزش‌ تحصیلی دانش‌آموزان با هوش معنوی مادر و رضایت زناشویی مادر رابطه‌ای وجود دارد؟
1-3- اهمیت و ضرورت پژوهشامروزه آمار و ارقام حاکی از مشکلات آموزش و پرورش در وصول به اهدافی است که رسالت آموزش و پرورش را در جامعه توصیف می‌کند. نگاهی به گزارش‌های مربوط به هزینه‌های افت تحصیلی در بر‌نامه پنج سال اول نشان می‌دهد که هزینه‌های سر‌سام‌آوری را خرج عدم وجود انگیزه دانش‌آموزان به تحصیل کرده‌ایم(امیری ،1371؛ نقل از عطاری‌پور، 1385). به نظر می‌رسد شناسایی عوامل موثر در انگیزش و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان به خصوص در زمان رشد و بلوغ که زمان انتخاب‌ها در پاسخ‌های اساسی دانش به کیستی خود است، اهمیت به سزایی داشته باشد. بی‌انگیزه بودن نسبت به تحصیل، گذشته از افت تحصیلی و اتلاف منابع مادی منجر به نا‌‌امیدی و دلسردی دانش‌آموزان شده و زمینه را برای ایجاد مشکلات روحی و انحرافات اجتماعی فراهم می‌کند(امیری‌راد، 1378). امروزه عدم وجود علاقه و انگیزش دانش‌آموزان و دانشجویان یکی از معضلاتی است که دست‌اندرکاران مسائل آموزشی در تعلیم و تربیت با آن مواجهه‌اند. شاید بتوان گفت افت سطح علمی یا تحصیلی موجود در مدارس، رخوت و سستی که در حال حاضر کیفیت تعلیم و تربیت جامعه را تهدید می‌کند از پیامدهای این مسئله است(امیر افشاری، 1380). توسعه آموزش عالی می‌تواند در توسعه منابع انسانی جامعه نقش موثری داشته باشد و با تربیت متخصصان کارآمد زمینه را برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی مهیا سازد. در عین حال پیشرفت نظام آموزشی، وابسته به کارآمدی فعالیت‌های آن است. از نظام آموزشی بدون کارآیی نمی‌توان انتظار عملکردی موثرداشت. همه ساله آموزش و پرورش و خانواده‌ها سرمایه و هزینه‌های عظیمی را در جهت موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان صرف می‌کنند(زندی نیا،1389؛ نقل از دایری پور، 1391).
یافته‌ها و نتایج این پژوهش می‌تواند راهبردهای علمی و عملی را برای افزایش میزان انگیزش تحصیلی در اختیار مسئولان، کارگزاران و برنامه‌ریزان نظام آموزشی قرار دهد و به تبع آن میزان خسارت‌های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی را کاهش دهد.
1-4- هدف پژوهشهدف‌های اختصاصی:
تعیین رابطه بین انگیزش تحصیلی دانش‌آموزان با هوش‌ معنوی مادر
تعیین رابطه بین انگیزش تحصیلی دانش‌آموزان با رضایت زناشویی مادر
تعیین سهم هر کدام از هوش معنوی و رضایت زناشویی مادر در انگیزش تحصیلی دانش آموزان
1-5- فرضیه‌های پژوهشبین انگیزش تحصیلی دانش‌آموزان با هوش معنوی مادر رابطه وجود دارد.
بین انگیزش تحصیلی دانش‌آموزان با رضایت زناشویی مادر رابطه وجود دارد.
1-6- سوال پژوهشسهم هوش معنوی و رضایت زناشویی مادر در پیش‌بینی انگیزش تحصیلی دانش‌آموزان چقدر است؟
1-7- تعاریف مفهومیمتغییرهای پژوهش
متغییر ملاک : انگیزش تحصیلی
متغییر پیش‌بین : هوش معنوی مادر ، رضایت زناشویی مادر
انگیزش تحصیلی:
منظور از انگیزش تحصیلی یا انگیزش موفقیت، میل یا اشتیاق برای کسب موفقیت و شرکت در فعالیت‌هایی است که موفقیت در آن‌ها به کوشش و توانایی شخصی وابسته است(اسلاوین،2006).
هوش معنوی:
هوش معنوی سازه‌های هوش و معنویت را در یک سازه ترکیب نموده است. در حالی که معنویت جستجو برای یافتن عناصر مقدس، معنایابی، هوشیاری بالا و تعالی است، هوش معنوی شامل توانایی برای استفاده از چنین موضوعاتی است که می‌تواند کارکرد و سازگاری فرد را پیش‌بینی کند و منجر به تولیدات و نتایج ارزشمندی گردد(ایمونز،1999).
رضایت زناشویی :
رضایت زناشویی می‌تواند انعکاسی از میزان شادی افراد از روابط زناشویی و یا ترکیبی از خشنود بودن بواسطه بسیاری از عوامل مختص رابطه زناشویی باشد. می‌توان رضایت زناشویی را به عنوان یک موقعیت روان‌شناختی در نظر گرفت که خود به خود به وجود نمی‌آید بلکه مستلزم تلاش هر دو زوج است. به ویژه در سال‌های اولیه، رضایت زناشویی بسیار بی‌ثبات است و روابط در معرض بیشترین خطر قرار دارد(احتشام‌زاده و همکاران، 1389).
1-8- تعاریف عملیاتی
انگیزش تحصیلی:

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

منظور از انگیزش تحصیلی نمره‌ای است که دانش‌آموزان از پرسشنامه انگیزش تحصیلی در‌یافت می کنند. در این پژوهش از پرسشنامه انگیزش تحصیلیAMS والراند 1992 استفاده شده است.
هوش معنوی:
منظور از هوش معنوی نمره‌ای است که مادران این دانش‌آموزان از پرسشنامه هوش معنوی دریافت می کنند. در این پژوهش از پرسشنامه هوش معنوی 29 عبارتی حسن عبداله‌زاده، مهدیه کشمیری و فاطمه عرب‌احمدی (1390) استفاده شده است.
رضایت زناشویی:
منظور از رضایت زناشویی نمره‌ای است که آزمودنی از پرسشنامه رضایت زناشویی دریافت می‌کنند. در این پژوهش از پرسشنامه رضایت زناشویی ENRICH با 47 سوال استفاده شده است.
فصل دوم پیشینه پژوهش
23951822284882
مقدمههمواره یکی از پرسش‌های معمول که در محیط‌های آموزشی درباره میزان تلاش و نیز پیشرفت فراگیران مطرح می‌شود معمولا این است که چرا برخی از دانش‌آموزان در مقایسه با دیگران نسبت به مسائل درسی خود توجه بیشتری دارند و چرا دسته‌ای دیگر از فراگیران چندان به این امر علاقه‌مند نیستند؟ پاسخ به این پرسش ها تا اندازه زیادی به انگیزه دانش‌آموزان و عوامل موثر بر‌آن بستگی دارد.
گفتگو در‌باره علل رفتاری دانش‌آموزان، روشنگر برخی از دیدگاه‌های مختلف در مورد انگیزش است. به طوری که برخی از معلمان رفتاری، دانش‌آموزان را از دیدگاه رفتاری و محیطی بررسی می‌کنند و برخی بر نقش علل درونی یا به اتخاذ بینابینی تاکید می‌ورزند. این مطلب نشان می‌دهد الگوهای انگیزشی متفاوتی وجود دارند که لازم است معلمان درباره الگوها یا نظریه‌های انگیزشی، چرا و چگونگی انگیزش تحصیلی دانش‌آموزان بیندیشند تا رفتار خود در مدرسه را هدایت کنند. رفتار دانش‌آموزان نیز نشان می‌دهد که انگیزش خصیصه مهمی است که همه فعالیت‌های آنان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. دانش آموزان برانگیخته شده به فعا‌لیت‌ها علاقه‌مند، سخت‌کوش‌اند، اعتماد به نفس دارند، در انجام تکالیف استمرار نشان می‌دهند و خوب عمل می‌کنند. اما وقتی دانش‌‌آموزان عملکرد ضعیفی داشته باشند، ممکن است معلمان بگویند آن‌ها برای یادگیری برانگیخته نبوده‌اند، اما اگر بیشتر تلاش کنند بهتر خواهند شد. با این فرض که انگیزش تحصیلی هدفی ارزشمند است و بر تمام ابعاد تحصیلی تاثیر می‌گذارد، لازم است معلمان و دست اندرکاران آموزش و پرورش آن را اصلی‌ترین هدف خود قرار دهند(پینتریج و شانک،2002؛ شهر‌آرای، 1385؛ نقل از کوشکی‌وهمکاران،1389).
2-1- انگیزش تحصیلیانگیزش تحصیلی‌ عبارت‌ است از گرایش همه جانبه‌،‌ ارزیابی عملکرد خود با توجه به عالی‌ترین معیارها، تلاش برای موفقیت در عملکرد و برخورداری از لذتی که با موفقیت در عملکرد همراه است(باقری،1371). انگیزش در واقع موتور حرکت هر فردی است و محققان یکی از دلایل افت تحصیلی را نداشتن انگیزش تحصیلی می‌دانند(بیابانگرد،1375). دانش‌آموزان دارای انگیزش تحصیلی بالا به تکالیفی روی می‌آورند که درجه دشواری آن در حد متوسط باشد. دانش‌آموزان دارای انگیزش تحصیلی پایین به سوی تکالیف نیمه دشوار روی می‌آورند، اما در تمایل به نزدیک شدن به آنها چندان مصمم نیستند. کسانی که دارای ترس شدید از شکست هستند، یا به سوی تکالیف بسیار آسان که احتمال موفقیت در آن‌ها زیاد است، یا به تکالیف بسیار دشوار که بتوانند از دشواری آن‌ها به عنوان بهانه‌ای برای‌ عدم ‌موفقیت‌ استفاده ‌کرده،‌ روی ‌می‌آورند (بیابانگرد،1375). پایین بودن سطح انگیزش یادگیرندگان یکی از مهم‌ترین علل کاهش افت تحصیلی آنان به شمار می‌رود. آلبرت انیشتین مهم‌ترین انگیزه برای انجام کار‌کردن در مدرسه و زندگی را لذت از کار، لذت از نتیجه و درک ارزشی آن برای اجتماع می‌داند(زهرا کار،1380). انگیزش دانش‌آموزان در کلاس درس بیانگر آن است که چرا دانش‌آموزان به شیوه خاصی رفتار می‌کنند؟ اگر دانش‌آموزان تکالیف خود را انجام نمی‌دهند، ممکن است به این دلیل باشد که فاقد انگیزش کافی باشند. در مقابل اگر دانش‌آموزان در انجام تکالیف خود پشتکار به خرج دهند و سعی کنند بر موانع غلبه کنند، احتمالا دارای انگیزش هستند(بیابانگرد،1384).
انگیزه به صورت آمادگی روانی یک پیش نیاز به حساب می‌آید و تاثیر آن بر یادگیری کاملا آشکار است(سیف،1387). انگیزه یکی از عوامل اصلی موثر بر رفتار است و در تمام کارکردهای فرد از قبیل فراگیری تحصیل، یادگیری ‌تحصیل، یادگیری و توجه، دقت، ادراک، یاد‌آوری، فراموشی خلاقیت‌ و ابراز‌عشق‌ و‌ عواطف نقش‌دارد(براهنی،1387). دیوید مک کله لند می‌گوید:"بر حسب دو مفهوم رقابت و برتری جویی انگیزش پیشرفت را می‌توان تعریف کرد". به نظر او افرادی که از انگیزه پیشرفت بالایی بر‌خوردارند، خواهان آنند که تلاش خود را برای دست‌یابی به اهداف بالا و عالی به کار گیرند یا کوشش‌های خویشتن را جهت نیل به ترازهایی از برتری‌جویی که خود جهت خویش وضع‌کرده‌اند ‌به‌ کار ببندند(هاشمی و همکاران،1389).
منظور از انگیزش تحصیلی یا انگیزش‌موفقیت، میل یا اشتیاق برای کسب موفقیت و شرکت در فعالیت‌هایی است که موفقیت در آن‌ها به کوشش و توانایی شخصی وابسته است(اسلاوین،2006). دانش‌آموزان دارای انگیزش تحصیلی سطح بالا، همواره می‌خواهند موفق بشوند و انتظار آن را می‌کشند‌ و وقتی شکست می‌خورند کوشش‌های خود را ادامه می‌دهند تا موفق بشوند (اسلاوین،2006). نظریه خود تعیین‌گری یک نظریه انگیزشی است که به صورت نظام‌مند، نیازهای ‌پویشی، انگیزشی، عاطفی و بهزیستی انسان را در بافت ضروری و بلاواسطه اجتماع، توضیح وتبیین می‌کند(چن وجانگ،2010؛ نقل از اژه‌ای، 1390).
وقتی به علل بروز رفتار به دقت می‌نگریم مشاهده می‌کنیم که انگیزش بیشتر با نیازها و خواسته‌های افراد آدمی ارتباط دارد و به رفتار جهت و نیرو می‌بخشد. برای پی بردن به چگونگی انگیزش در ایجاد رفتار شایسته است به دیدگاه‌ها یا نظریه‌های مختلفی که با پژوهش‌های کارشناسان مطرح گردیده‌اند توجه کنیم.
2-1-1- مبانی نظری انگیزشنظریه سایق
نظریه سایق یک دیدگاه فیزیولوژیکی بود که گسترش یافت و سرانجام نیازهای روانی را نیز دربرگرفت. وودورث درسال 1918 معتقد بود که سایق‌ها نیروهای درون‌زادی هستند که برای حفظ تعادل زیستی بدن فعالیت می‌کنند. زیرا وقتی موجود زنده از مایه وعنصر لازم، مانند آب و هوا و غذا برای ادامه زندگی محروم شود سایقی پدید می‌آید تا آزمودنی به آن پاسخ دهد یا به رفع کمبود بپردازد. وقتی عنصر مورد نیاز به دست می‌آید سایق نیز کاهش می‌یابد. مفهوم سایق در سال1943 که کلارک‌هال نظریه کاهش سایق خود را مطرح نمود گسترش چشمگیری یافت‌. نظریه هال بیانگر این واقعیت است که نیازهای فیزیولوژیکی اساس ایجاد سایق به شمار می‌آید. سازه انگیزشی که به موجود زنده نیرو می‌بخشد و او را به فعالیت وا می‌دارد سایق نامیده می‌شود و نیرویی را که برای تسکین یا ارضای نیاز به کار می‌رود کاهش سایق می‌خوانند. کلارک‌هال عقیده داشت که انگیزش‌، نخستین گام در راه الگوهای اکتسابی تحرک یا رفتار است. رفتارهای فطری و طبیعی نیازهای نخستین را ارضا می‌کنند و یادگیری فقط زمانی رخ می‌دهد که رفتارهای ذاتی تاثیر نداشته باشند. در واقع یادگیری یک شیوه تکاملی برای سازش با محیط به منظور تامین بقا است. هال به وجود تقویت‌کننده‌های ثانوی نیز اعتقاد داشت. به نظر او بسیاری از رفتارها برای ارضای نیازهای اصلی پدید نمی‌آیند. یعنی محرکها، مانند کار برای دریافت پول، نیروی تقویت‌کننده خود را به همراهی تقویت کننده نخستین به دست می‌آورند. واینر(1985)تصریح می‌کند که بر اثر نوشته‌های هال نظریه سایق موجب گسترش پژوهش‌های فراوانی گردید. البته نظریه سایق دارای مسائلی برای انگیزش آدمی است. به این معنا که فقط نیاز همواره موجب تحریک سایق نمی‌شود و به کاهش آن نمی‌انجامد. کسانی که یک طرح کم مدت و بسیار فوری را با شتاب انجام دهند، ممکن است فشار گرسنگی را احساس کنند اما برای غذا‌خوردن کار را تعطیل نکنند. در اینجا علاقه به تکمیل یک کار مهم دارای ارزش و اهمیتی بالاتر از رفع نیاز فیزیولوژیکی است و بر عکس، سایق‌ها هم می‌توانند در صورت نبودن نیازهای زیستی به ‌وجود آیند(محی الدین بناب،1375).
نظریه شرطی
نظریه‌های انگیزشی در شرطی‌شدن به صورت بازتابی و عامل نمایان می‌شوند. وقتی محرکی همراه با محرک دیگر بیاید و پس از چند بار تکرار، پاسخ آن را به خود اختصاص دهد، آن را شرطی‌شدن بازتابی یا کلاسیک می‌نامند. درشرطی شدن عامل رفتار هنگامی برانگیخته می‌شود که احتمال دریافت پاداش یا یک عامل تقویتی وجود داشته باشد. دلایل بسیاری وجود دارد که تقویت کننده‌ها در رفتار و کردار آدمی موثرند، اما به ‌نظر بندورا(1986)عامل تقویتی نیست که در رفتار تاثیر می‌کند، بلکه باورها و اعتقادهای مردم در باره عوامل تقویتی است که تاثیر بیشتری به جا می گذارد. غالبا مشاهده شده کسانی که وارد یک رشته فعالیتهای خاص می‌شوند معتقدند که فعالیت‌هایشان ارزشمندند و پاداش خود را دریافت می‌دارند و وقتی عوامل تقویتی با معتقدات متضاد باشند بیشتر افراد بنا به اعتقادهای ایمانی خود رفتار می‌کنند(پارسا، 1385).
نظریه شناختی
نظریه‌های شناختی انگیزش بیشتر به اندیشه‌ها، ادراک ‌امور و مسائل زندگی توجه دارد. در این راستا دو نوع شناخت بیانگر رفتارهایی است که از ما سر می‌زند. یکی انتظاری است که رفتار را به سوی هدف خاصی سوق می‌دهد و دیگری ادراک ارزش آن هدف(تولمن، 1959). چنانکه درجه برانگیختن شاگردان به درس و تحصیل وابسته به آن است که درجه انتظار آنان نسبت به نمره خوب یا عالی تا چه اندازه است و این نمره برایشان تا چه حدارزش دارد اگر انتظار و ارزش آنها در سطح بالا باشد شاگردان با هوشمندی و کوشش و توجه فراوان به تحصیل می‌پردازند، اما اگر یکی از آنها پایین باشد انگیزه تحصیلی نزول خواهد کرد. نظریه‌های شناختی انگیزش تمایز عمدهای میان انگیزه درونزاد و برون‌زاد قائل است. انگیزه درون‌زاد موجود آدمی را وا می‌دارد تا در کارهایی به خاطر خود آنها به فعالیت بپردازد، نه برای دریافت پاداش و سود مادی. برعکس انگیزه برون‌زاد سبب می‌شود که فرد برای دستیابی به پاداش و یا مقام و مرتبه احتمالی در کاری شرکت جوید. بنا به پژوهش‌هایی که درباره این دو نوع انگیزش انجام شده مشخص گردیده است که وقتی انگیزه‌ای درون‌زاد باشد موجود آدمی با کوشش و پشتکاری بیشتر‌از انگیزه برون‌زاد به فعالیت می‌پردازد(لپر،1983). به علاوه بعضی از روانشناسان پیشنهاد می‌کنند که در نظرگرفتن پاداش برای ایجاد رفتار مطلوب ممکن است به کاهش انگیزه درون‌زاد و افزایش انگیزه برون‌زاد بینجامد واز فعالیت‌های تحصیلی بکاهد(محی‌الدین بناب،1375).
نظریه توازن
هایدر معتقد است که میان اشخاص و موقعیت‌ها و رویدادها درباره توازن شناختی گرایشی وجود دارد که عناصر سه گانه آن عبارتند از: معلم، شاگرد و ماده ‌درسی. توازن هنگامی ایجاد می‌شود که یک رابطه مثبت میان این عناصر سه گانه به وجود آید، به این معنا که شاگرد، معلم و ماده ‌درسی هر دو را دوست دارد و معتقد است که معلم هم درس شیمی را دوست دارد. عدم توازن شناختی زمانی به وجود می‌آید که نه تنها همه، بلکه یکی از سه رابطه بالا منفی باشد، مانند زمانی که شاگرد شیمی را دوست ندارد اما معلم دوست دارد. در این صورت است که توازن شناختی دستخوش اختلال قرار می‌گیرد. شاگردی که معلم خود را دوست دارد گرچه از شیمی بیزار است، ناگزیر برای حفظ آبروی خود در نزد خانواده، همکلاسی‌ها و معلم می‌کوشد تا حدودی درس شیمی را بیاموزد ولی اگر شیمی را دوست داشته باشد تلاش و پیشرفت او چند برابر می‌شود(پارسا،1385).
نظریه خود‌مختاری
نظریه خود‌مختاری نظریه انگیزشی مزلو به مفهوم خودشکوفایی توجه بسیار دارد. به باور مزلو فرد می خواهد پتانسیل وجودی خود را که یگانه و منحصر به فرد است، شکوفا و عملی سازد، و"آن شود که توانایی شدن آن را دارد." او می‌خواهد در کنش‌های خود آزاد و مستقل باشد(کارشکی و محسنی، 1391).
یکی از پیامدهای جدید نظریه خود شکوفایی مزلو، نظریه خود مختاری است که اعلام می دارد افراد از گرایش فطری ابراز کردن تمایلات و به کار بردن استعدادها و قابلیت ها و غلبه کردن بر چالش ها برخوردارند(ریان و دسی، 2009 ، رایان و دسی، 2000). نظریه خود‌مختاری دسی و رایان(1985) اینگونه فرض می‌کند که در انسان تمایل ذاتی و درونی برای رفتار و یادگیری وجود دارد که یا توسط محیط پیرامون تشویق و حمایت می‌شود و یا بلعکس بر اثر بی‌توجهی، تضعیف می‌گردد. این نظریه انگیزش را به انگیزش‌درونی، انگیزش‎بیرونی و بی‌انگیزگی تقسیم می‌کند تحقیقی که مفهوم خود‌مختاری را تایید می‌کند از گروه‌های مختلفی نظیر بازیکنان فوتبال در استرالیا، نوجوانان در هندوستان و نیجریه، و زنان مسن در ایالات متحده به دست آمده است. افرادی که در خود‌مختاری بالاترین نمره را گرفتند، در رفتار کلی و سلامت ذهنی، بیشترین بهبودی را نشان دادند(پادلاگ و اکلاند،2010 ؛ شلدون و اومویل، 2009 ؛ استفان و لی‌اسکانف، 2010؛ نقل از سید‌محمدی، 1392).
- انگیزش درونی
به انگیزه‌ای اشاره دارد که افراد را به صورت خود‌جوش و درونی به انجام تکلیفی خاص به حرکت وا می‌دارد و سوای از پاداش‌های بیرونی، انجام خود تکلیف برای فرد ارزشمند و رضایت‌بخش ‌است(دسی و رایان،2000؛ لی وهمکاران، 2010). انگیزش درونی نسبت به یک دوره خاص دانشکده ممکن است هم عملکرد در آن موضوع و هم انگیزش مداوم به فراسوی آن دوره را افزایش دهد. گرچه تحلیل نظری( دوک و لگات،1988) به تحول انگیزش‌درونی مربوط است، تحقیق کمی وجود دارد که انگیزش درونی را به عنوان یک متغیر وابسته مورد بررسی قرار داده باشند. چند تن از محققین اظهار کرده‌اند که اهداف تبحری می‌تواند انگیزش‌درونی را بهبود دهد زیرا باعث جستجوی چالش و پشتکار بیشتر می‌شوند، که در نتیجه می‌تواند لیاقت ادراک شده و تبحر بر تکلیف را ارتقا دهد( بوتلر، 1993؛ دوک، 1985؛ به نقل از دوک، 2000؛ نیکولز، 1989). واژه درونی سازی دارای پیشینه طولانی در ادبیات روان شناختی است و تعاریف مختلف نیز یافته است(دسی، 1985). در تعریفی که می‌توان آنرا کلاسیک نامید، زیرا مورد توافق بسیاری از روان‌شناسان رشد و شخصیت است، درونی‌سازی فرآیندی است که از خلال آن ارگانیسم، تنظیم رفتار از طریق رجوع به رخدادهای برون‌زاد را به تنظیم رفتار از طریق رجوع به رخدادهای درونی تبدیل می‌کند و نظم‌دهی درونی را به جای نظم‌دهی بیرونی می‌نشاند. درونی سازی توصیفگر فرآیند‌هایی است که به رشد انگیزش بیرونی منجر می‌گردند، و دامنه آن کلیه تنظیم یا نظم دهی‌هایی را می‌پوشاند که مبنای اولیه آن‌ها مشوق‌های بیرونی بوده است(کارشکی و محسنی، 1391).
شباهت بین مفاهیم انگیزش‌درونی و خود‌مختاری با خود‌شکوفایی از دیدگاه مزلو:
تمرکز فرد بر انگیزش درونی به خود مختاری کمک می‌کند، به این صورت که فرد به خاطر علاقه و چالش خود فعالیت، نه به خاطر پاداش بیرونی، آن را انجام می‌دهد. بین مفاهیم انگیزش درونی و خود مختاری و توصیف مزلو از خود شکوفایی شباهت‌هایی وجود دارد. هر دو به تحقق بخشیدن استعداد و توانایی‌های فرد به منظور ارضای درونی نه پاداش بیرونی، مربوط می‌شوند. نظریه خود‌مختاری سه نیاز اصلی را مشخص می‌کند؛ و فقط از طریق ارضای این نیازها می‌توانیم به حالت بهزیستی دست یابیم:
1.شایستگی – نیاز به اینکه احساس کنیم می‌توانیم بر تکالیف دشوار تسلط یابیم.
2. استقلال – آزادی عمل کردن مطابق با تمایلات، نیازها، و ارزش‌های خودمان.
3. ارتباط – نیاز به احساس کردن ارتباط نزدیک با دیگران.
تحقیقات نشان دادند که ارضای این نیازها و تمرکز بر انگیزش‌درونی، با عزت نفس بالا و خود شکوفایی همبستگی مثبت دارد(میلیا‌، سکایا و کاستنر، 2011؛ رایان و دسی، 2000؛ نقل از سید‌محمدی، 1392).
محققانی همچون والرند(1992) مولفه یکپارچه انگیزش‌درونی دسی و رایان(1985) را به چند مولفه تقسیم کرده‌اند. این زیر مولفه‌ها عبارتند از:
1-انگیزش‌درونی برای دانستن
2-انگیزش‌درونی برای دستاورد
3-انگیزش‌درونی برای تجربه
- انگیزش بیرونی
به انگیزه‌ای اشاره دارد که افراد را به خاطر پاداش‌ها و تقویت‌های بیرونی تحریک و مجبور به انجام یک تکلیف می‌نماید. وقتی افراد به صورت بیرونی برانگیخته می‌شوند برای بدست آوردن چیزی بیشتر از لذت خود عمل یا تکلیف، فعالیت می‌کنند(دسی و رایان،2000؛ لی وهمکاران،2010 ). مولفه انگیزش بیرونی در نظریه خود‌تعیین‌گری به چهار زیر مولفه تقسیم می‌شود که به صورت پیوستاری از بالاترین سطح خود مختاری(تنظیم منسجم) تا کمترین سطح خود‌مختاری(تنظیم بیرونی) ادامه دارد(سید‌محمدی، 1392).
- بی انگیزگی
افرادی هستند که هیچگونه انگیزه‌ای یعنی نه خشنودی و ارزشمندی درونی و نه مشوق‌های بیرونی برای فعالیت‌های خود دریافت نکنند و در نتیجه از انجام فعالیت اجتناب کنند(دسی ورایان،2000؛ کلارک و شروت، 2010). مفهوم بی‌انگیزگی تا حدودی به مفهوم"درماندگی آموخته شده" است. وقتی افراد در حالتی هستند که احساس می‌کنند عملی که انجام می‌دهند خارج از مهار آنان و تحت مهار نیروهای بیرونی است، به صورت درونی یا بیرونی برانگیخته نمی‌شوند و اجتناب را اختیار می‌کنند(فورتیر وهمکاران، 1995؛ نقل از سید‌محمدی، 1392).
نظریه فرایند مخالف
نظریه فرایند مخالف می‌کوشد ‌انگیزش‌ را در پس پدیده‌هایی، مانند اعتیاد به مواد مخدر و واکنش‌های فیزیولوژیکی و عاطفی آنها مطرح سازد. در این نظریه اصل بر آن است که بالا رفتن برانگیختگی سرانجام واکنش آرامی را در دستگاه عصبی پدید می‌آورد و برعکس. به این معنا که حالت خوشی و شنگولی آغازین سرانجام به خماری و کسالت می‌انجامد. همچنین وقتی محرکها در آغاز دارای برانگیختگی‌های کم و پایینی باشند بعدا سطح برانگیختگی آنها بالا می‌رود. به‌علاوه، این نظریه حاکی از آن است که هربار دارو مصرف شود فرایند مخالف(افسردگی) تقویت می‌شود، در صورتی که فرایند آغازین (خوشی وشادمانی) گرایش به تضعیف دارد. نظریه فرایند مخالف گویای این واقعیت است که چرا افراد آدمی نسبت به رفتار یا اموری که به ظاهر سود اندکی دارند دارای چنان انگیزه‌های بالایی هستند. در واقع بیشتر فرایند مخالف است، نه واکنش نخستین که به پایداری انگیزه چنان رفتاری ادامه می‌دهد (پارسا، 1389).
نظریه لذت جویی
پدیده لذت جویی افراد را بر می‌انگیزد که از عوامل رنج آور دوری کنند و به آنهایی توجه و علاقه پیدا کنند که شادی بخش باشند. اپیکور نماینده این نظریه چنین می‌پندارد که هر عامل مسرت‌بخش و شادکننده با طبع انسان سازگار است و او را به تکرار و ادامه آن علاقمند می‌سازد. به عقیده مک‌کله‌لند وقتی محرکها با یک موقعیت خوش و مطبوع ارتباط یابند در مرتبه‌های بعد گرایش دارند که همان پیوند تجدید شود(پارسا، 1389).
دیدگاه زمینه‌ای
لرنر(1995) الگویی از عوامل مختلف که با هم تعامل دارند و بر رشد فرد اثر می‌گذارند ارائه داده است. عوامل به گونه‌ای بسیار پیچیده با یکدیگر الگوی تعاملی پویایی را ترسیم می‌کنند که تعیین‌کننده رشد‌شناختی فرد و رفتار او می‌باشند. لرنر این عوامل را شامل ویژگی‌ها و صفات‌ فردی، خانواده، مدرسه، همسالان، محله، جامعه و محیط‌های طبیعی و فرهنگ می‌داند. پس بر اساس دیدگاه زمینه‌ای، انگیزش تحصیلی دانش‌آموز که یک صفت شناختی است و از طریق مجموعه‌ای از عوامل که با هم در تعامل می‌باشند، تعیین و متحول می‌شود. با عنایت به این برداشت به بررسی و تعیین عوامل موثر بر انگیزش تحصیلی می‌پردازیم. پژوهش‌های مختلفی حاکی از نفوذ و تاثیر روابط خانوادگی در رشد تحصیلی کودکان است. در یک مطالعه طولی در مورد تاثیر عوامل مختلف خانوادگی و آموزش بر روی نتایج تحصیلی گروه‌های مختلف دانش‌آموزی با بررسی متغیرهای جمعیت ‌شناختی و درون‌ داده‌ای آموزشگاهی، آنها به این نتیجه رسیدند که پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان با مولفه‌هایی‌ در ارتباط هستند. این دیدگاه که از دیدگاه‌های تعاملی در روانشناسی است بر تعامل یچیده بین فرد و محیط زندگی در شکل گیری رفتار تاکید دارد. در این دیدگاه اظهار نظر در مورد رفتار فرد تنها باید احتمالی باشد، این بدان معنی است که اگر بتوانیم چهار عامل عمده در رشد شناختی یعنی موقعیت فیزیکی(برای مثال خانه یا مدرسه) محیط اجتماعی، خصوصیات فردی و زمان را دقیق شناسایی نماییم، با احتمال بیشتری می‌توانیم ویژگی‌های رفتاری فرد را پیش‌بینی کنیم(شهر آرای،1384).
2-1-2-مولفه های مرتبط با انگیزش تحصیلیباورها
باورها و تصورات دانش‌آموزان نسبت به اهمیت و جایگاه یادگیری، شناخت و آگاهی از توانمندی و مهارت خود در انجام تکالیف و فعالیت‌های مربوط به تحصیل و مدرسه و احساسات و واکنش‌های عاطفی نسبت به این‌گونه فعالیت‌ها می‌توانند به علاقه‌مندی دانش‌آموز به یادگیری و تحصیل کمک کند. از جمله صفات فردی که می‌تواند بر انگیزش‌تحصیلی دانش‌آموز اثر‌گذار باشد نگرش‌ها می‌باشند( کاوسیان و همکاران، 1386). نظام باورها در انسانها از یک سو سبب بهبود رفتار، کسب سلامت، پیشرفت در زمینه‌های مختلف، رضایت و خشنودی در زندگی شده و کیفیت زندگی انسان‌ها را ارتقا می‌دهد. اما از سوی دیگر به نظر می‌رسد بسیاری از مشکلات و مسایلی که افراد در زندگی با آن‌ها دست به گریبان هستند، ناشی از ناکارآمدی نظام باورهای آنان است و رابطه نزدیکی با باورهای ناکارآمد افراد در مورد خودشان و عدم اطمینان آنها به توانایی‌هایشان دارد(مجیدیان، 1384؛ نقل از نجمی،1387). پنتریج(2000)، با تاکید بر آن که فرآیند‌های خود نظم‌دهی مشتمل بر شناخت، انگیزش و عاطفه و رفتار است، توضیح می‌دهد که در حیطه شناخت، راهبردهای شناختی و فراشناختی اشاره بر نحوه یادگیری و نظارت بر این فرآیند دارند. در حیطه انگیزش و عاطفه، باورهای انگیزشی فرد قرار دارند که مشتمل بر خودکفایی و ارزش تکلیف هستند. افزون بر آن علائق فرد و واکنش‌های عاطفی منفی او به خود و تکلیف و نیز هر گونه راهبردی که امکان دارد در جهت کنترل و هدایت انگیزش و عاطفه باشد، در این حیطه قرار می‌گیرد. حوزه رفتار، مبین تلاش عمومی فرد است که در تکالیف معین به صورت اصرار و پافشاری بر حل تکلیف، کمک طلبی و گزینش رفتار نشان داده می‌شود(صالحی و همکاران، 1391).
نگرش
نگرش، پدیده روانشناختی پیچیده‌ای می‌باشد که عناصر ارزشی و عاطفی در آن پررنگ است. نگرش بنابر نظر فریدمن(1970 به نقل از سید محمدی،1377) نظامی بادوام است که شامل یک عنصر شناختی، یک عنصر احساسی و یک تمایل به عمل است و وقتی که شکل می‌گیرد، اصل ثبات شناختی آن اهمیت فزاینده‌ای پیدا می‌کند و به کندی در معرض تغییر قرار می‌گیرد. از جمله نگرش‌ها در زمینه تحصیلی، نگرش به مدرسه و ادامه به تحصیل است. نگرش به مدرسه در فرایند تحصیل به تدریج شکل می‌گیرد و بر عملکرد تحصیلی به طور کلی تاثیر گذار است. این نگرش می‌تواند مثبت یا منفی باشد، مثلا ممکن است دانش‌آموز، مدرسه را مکان جالب و مناسبی بیابد که برایش خوش‌آیند است و یا این که مدرسه مکانی ملال‌آور و خسته‌کننده است که از آن نفرت دارد. این نوع نگرش کل فرایندهای مدرسه از جمله کلاس درس، معلمان، بچه‌های مدرسه وکلیه فعالیت‌ها و علاقه‌مندی به یادگیری را تحت نفوذ خود دارد. نگرش دانش‌آموزان به ادامه تحصیل نیز از طریق تجارب تحصیلی تشکیل شده و سازمان‌یافته می‌شود و مسئول هدایت تحصیلی او می‌گردد(ثنایی و همکاران،1375).
خودپنداره
خود‌پنداره به عنوان یکی از ویژگی‌های شخصیتی انسان، کیفیتی منحصر به نوع آدمی است. در تمدن‌های باستان در این باره نظرات و مطالب گسترده‌ای مطرح شده است. افلا‌طون، ارسطو و اندیشمندان و فلاسفه سایر اعصار و قرون نیز در باره تصور از خویشتن به اظهار نظر پرداخته اند. در متون اخیر روانشناسی نیز بر نقش خود پنداره مثبت در سازگاری و مقابله با استرس از یک سو و اثرات آن در افزایش بهبود کیفیت زندگی از سوی دیگر تاکید کرده‌اند(نجاریان، و همکاران، 1385). خود‌پنداره آموختنی است و این موضوع هم برای فرد هم برای کسانی که مسئول پرورش او در کودکی هستند دارای اهمیت فراوانی می‌باشد. هیچ فردی با خود‌پنداره به دنیا نمی‌آید بلکه خودپنداره به تدریج ظهور و بروز می‌یابد و در عین حال دارای فرایندی پویا و ساختار‌مند می‌باشد. این فرایند از عوامل متعددی تاثیر می‌ پذیرد که از مهم‌ترین این عوامل می‌توان به رابطه با دیگران اشاره کرد(ایسلر، 2009). خودپنداره تمایلی شناختی است که به مرور زمان در فرد شکل گرفته و متحول می‌شود. مارش (1983 به نقل از مارش 1997) خودپنداره را به تحصیلی و غیر تحصیلی تقسیم کرد که خودپنداره‌تحصیلی دانش‌آموزان متشکل از اعتقادات و باورهای پیچیده و پویایی آنان است که در طول دوره تحصیل بوجود می‌آید و باعث می‌شود تا دانش‌آموز به دیدگاهی پایدار و جامع از توانمندی‌ها و شایستگی‌ها در زمینه فراگیری آموزشگاهی نایل شود و خودپنداره‌ خانوادگی قسمتی از خودپنداره‌تحصیلی است که نشان‌دهنده کیفیت روابط دانش‌آموز با والدین است و مشخص می‌کند که تا چه میزان فرزندان از زندگی در کنار والدین رضایت داشته و از آن لذت می‌برند. در ارتباط با خودپنداره‌تحصیلی کوکلی(2000) نشان داد که این متغیر رابطه تنگاتنگ و نزدیکی با انگیزش تحصیلی دارد. او همچنین نشان داد، در مقیاس انگیزش درونی نمره بالا دارند. رونالدوز(1988 به نقل از کوکلی 2000) بیان می‌کند دانش آموزانی که از خو‌پنداره مثبت و بالا برخوردارند،انگیزش‌تحصیلی بالا نیز دارند.
هیل(1988)، واتر و همکاران(1976) و هانترز(1984) به نقل از شهرآرای(1384) براین باورند که بر خلاف این اندیشه که نوجوانی یک دوره اختلال و ناآرامی است، اما بیشتر نوجوانان رابطه گرم و صمیمانه‌ای را در طول این دوره از زندگی با والدین خود تجربه می‌کنند و حتی آنها والدین خود را منبع اولیه شناخت و اطلاعات می‌دانند. این گونه روابط مثبت و سازنده به نوبه خود می‌تواند بر فرآیندهای تحصیلی دانش‌آموزان دبیرستانی اثر‌گذار باشد و انگیزش‌تحصیلی آنان را بهبود بخشد(کوکلی، 2000 ؛ نقل از شهر آرای، 1384). جکسن با بررسی تاثیر انتقال از محیط‌های به نسبت کوچک دبیرستانی به محیط بزرگتر دانشگاهی بر خودپنداره تحصیلی نشان داد که خود پنداره تحصیلی دختران کاهش معنی‌داری نشان داد، حال آن که در پسران سطح خود‌پنداره تغییری نکرد(رستگار خالد، 1389).
خانواده
خانواده مهم‌ترین پرورشگاه و آموزشگاه فرد است و یکی از نهادهای آموزشی و پرورشی عمده جامعه محسوب می‌شود. بنابر این، بیان هر گونه سخن و اندیشه در باره تربیت فرد به ویژه کودک، نوجوان و جوان، بی‌توجه به نقش حیاطی خانواده، سخن و اندیشه‌ای نادرست قلمداد می‌گردد(به‌پژوه،1386، به نقل از ثنایی و همکاران،1391).
خانواده و ساختار حاکم بر آنها، از آغاز زندگی نقش به سزایی در شکل گیری انگیزه انسان ایفا می‌کند. برای مثال ناتریلو و مکدیل(1994 به نقل از رایان،2001) نشان دادند خانواده‌هایی که انتظارات وآرزوهای بالایی برای فرزندان خود، در نظر می‌گیرند و استانداردهای تحصیلی بالاتری برای آنان تعیین می‌کنند، بر انگیزش و عملکرد تحصیلی آنان تاثیر مثبت و قابل توجهی دارند. اگستروم وهمکاران(1986) نیز نشان دادند، دانش‌آموزانی که انتظارات تحصیلی والدین از خود را پایین ارزیابی کرده‌اند، نتوانسته‌اند دبیرستان را به پایان برسانند. دورن بوش(1991) مشخص می‌کند که همکاری و تشویق والدین در امور تحصیلی فرزندان تاثیر قابل ملاحظه‌ای برانگیزش تحصیلی و عملکرد تحصیلی فرزندان دارند. ولدکوسکی و جنیس(1990 به نقل از ویلیام ودسی،1996) بیان می‌کنند که والدین تاثیر آشکار و پایذاری برانگیزش تحصیلی فرزندان باقی می‌گذارند که تا دوره دبیرستان و حتی فراتر از آن باقی می‌ماند. فونتن(1994) شیوه‌های فرزندپروری رابررسی کرد و معین کرد خانواده‌های بسامان و دارای ساختار و سازماندهی مناسب که در آنها پذیرش فرزندان، استقلال‌ آموزی و انتظار موفقیت وجود دارد، انگیزش تحصیلی فرزندان بالا می‌باشد و آنها از موفقیت تحصیلی مطلوبی برخوردارند( کاوسیان و همکاران، 1386).
همسالان
همسالان نیز به راه‌های گوناگون در شکل‌دادن شخصیت، رفتاراجتماعی، ارزش‌ها و نگرش‌های یکدیگر دخالت دارند و باارزشیابی فعالیت‌ها و بازخوردی که به هم می‌دهند، درتعیین رفتار یکدیگر دخالت دارند. در این رابطه بندورا(1995) نشان داد که دوستان و همسالان در تقویت و تضعیف انگیزش و سایر عملکردهای تحصیلی نقش مهمی را ایفا می‌کنند. آندرمن(1999) در پژوهش خود به این نتیجه رسید که همراهی و همرنگی دانش‌آموزان با همسالان خود با پیگیری اهداف تحصیلی آنها مرتبط است. ونتزل(1994) هم نشان داد، نوجوانانی که با همسالان ارتباط مناسبی ندارند، احتمال بیشتری دارد که در زمینه تحصیلی و سازگاری در مدرسه دچار مشکل شوند. گزارش شده که دوستان دانش‌آموز می‌توانند بر روی ترک تحصیل ، راه‌یابی به دانشگاه، غیبت از مدرسه، گرفتن نمره پایین، نگرش منفی به تحصیل و انگیزش تاثیر‌گذار باشند(اگستروم وهمکاران1986). ماهان و جانسون (1983) نشان دادند که در صورتی که دوستان دانش‌آموز ترک تحصیل کرده، به ادامه تحصیل در دبیرستان ادامه دهند، احتمال بازگشت دانش‌آموز ترک تحصیل کرده به مدرسه افزایش پیدا می‌کند. نقش معنادار همسالان در پیشرفت فکری دانش‌آموزان موضوعی است که تئوری‌های رشد شناختی پیاژه 1932 و ویگوتسکی 1978 نیز بر آن تاکید دارند(‌یارمحمدیان و همکاران، 1389).

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *