— -فایل منابع علمی مقاله-منابع تحقیق-347)

30 1-1-11-2- اندازه گیری ذرات
32 2-1-11-2- توصیه های اندازه ذرات
32 3-1-11-2-تاثیر اندازه ذرات در تغذیه نشخوارکنندگان
35 2-11-2- عامل موثر فیزیکی و فیبر موثر فیزیکی
38 3-11-2- جرم حجمی لحظه ای
40 4-11-2- ظرفیت نگهداری آب
41 5-11-2- دانسیته توده ای
42 6-12-2- ماده خشک محلول
43 12-2- فعالیت جویدن
44 13-2- خوردن
44 14-2- نشخوار
45 15-2- عوامل تغذیه ای تاثیرگذار روی فعالیت جویدن
45 1-15-2- ساختار شیمیایی خوراک
45 2-15-2- ساختار فیزیکی خوراک
47 مواد و روشها 3
47 1-3- مراحل اجرای تحقیق
48 2-3- روشهای نمونه برداری
48 1-2-3- نمونه برداری از خوراک ها
48 2-2-3- نمونه برداری از علوفه خشک
49 3-2-3- نمونه برداری از علوفه خشک مورد آزمایش
49 3-3- آماده سازی و نگهداری نمونه ها
49 4-3- همگن سازی نمونه ها
آزمایش اول
50 5-3- اندازه گیری ترکیبات شیمیایی (تجزیه تقریبی)
50 1-5-3- تعیین ماده خشک
50 2-5-3- تعیین پروتئین خام
51 3-5-3- تعیین NDF
52 4-5-3- تعیین ADF
53 5-5-3- تعیین خاکستر
54 6-5-3- تعیین چربی خام
54 7-5-3- آنالیز آماری طرح
آزمایش دوم
55 6-3- اندازه گیری خصوصیات فیزیکی
55 1-6-3- تعیین توزیع اندازه ذرات
55 2-6-3- تعیین میانگین هندسی و انحراف معیار استاندارد میانگین هندسی ذرات
56 3-6-3- تعیین عامل موثر فیزیکی
56 4-6-3-تعیین فیبر موثر فیزیکی
56 1-4-6-3- روشهای استاندارد اندازه گیری الیاف موثر فیزیکی
57 5-6-3- تعیین دانسیته توده ای
57 6-6-3- تعیین ظرفیت نگهداری آب
57 7-6-3- تعیین ماده خشک محلول
58 8-6-3- آنالیز آماری طرح
58 9-6-3- تعیین روند آبگیری و تغییر جرم حجمی لحظه ای
60 1-9-6-3- آنالیز آماری طرح
61 نتایج و بحث 4
61 1-4- نتایج آزمایش اول: تعیین ترکیبات شیمیایی یونجه
68 2-4- نتایج آزمایش دوم: تعیین خصوصیات فیزیکی یونجه
84 3-4- نتیجه گیری
86 4-4- پیشنهادات
87 پیوست
89 مراجع
چکیده انگلیسی

نام و نام خانوادگی: سمیه رضایی
رشته کارشناسی و نام دانشگاه: مهندسی کشاورزی-علوم دامی، دانشگاه بوعلی سینا همدان
رشته و گرایش کارشناسی ارشد: تغذیه دام-علوم دامی
تاریخ فراغت از تحصیل: 28/6/1390
موضوع پژوهش: تعیین ترکیبات شیمیائی و خصوصیات فیزیکی چین دوم یونجه استان آذربایجان غربی
استاد راهنما: دکتر رسول پیرمحمدی
چکیده پژوهش:
به منظور تعیین ترکیبات شیمیایی و خصوصیات فیزیکی چین دوم علوفه یونجه استان آذربایجان غربی، تعداد 72 نمونه بر اساس نمونه ‌برداری طبقه ‌بندی شده تصادفی با توجه به میزان بارش 3 اقلیم (تیمار) شامل: 1) حوضه شمال دریاچه ارومیه با بارش 250-400 میلی‌متر، 2) حوضه غرب دریاچه ارومیه با بارش 300-800 میلی‌متر و 3) حوضه جنوب دریاچه ارومیه با بارش 300-600 میلی‌متر و از هر اقلیم 8 منطقه و از هر منطقه 3 روستا بصورت تصادفی انتخاب شد. سپس نمونه های 3 روستا از هر منطقه کاملا با یکدیگر مخلوط و در نهایت 24 نمونه برای علوفه یونجه بدست آمد که به آزمایشگاه ارسال شد. آنالیز صورت گرفته برای نمونه ها شامل: (ماده خشک، پروتئین خام، چربی خام، خاکستر، الیاف نامحلول در شوینده خنثی و اسیدی) برای ترکیبات شیمیایی و (اندازه ذرات، عامل موثر فیزیکی، فیبر موثر فیزیکی، دانسیته توده ای، ظرفیت نگهداری آب، جرم حجمی لحظه ای و ماده خشک محلول) برای خصوصیات فیزیکی بود. نتایج آنالیز ترکیبات شیمیایی نشان داد که بین تیمارهای آزمایشی چین دوم یونجه در استان آذربایجان غربی تفاوت معنی‌داری وجود نداشت (05/0p<)، به استثنای ماده خشک که بین تیمار 1 با 2 و 3 تفاوت معنی ‌دار مشاهده شد (05/0p<). بیشترین میزان پروتئین و چربی خام مربوط به منطقه 2 و بیشترین میزان ماده خشک، خاکستر و الیاف نامحلول در شوینده خنثی و اسیدی مربوط به منطقه 1 بود. همچنین نتایج آنالیز خصوصیات فیزیکی نشان داد که بین تیمارهای آزمایشی از لحاظ ظرفیت نگهداری آب، فیبر موثر فیزیکی و جرم حجمی لحظه ای تفاوت معنی‌داری وجود نداشت (05/0p<). از لحاظ دانسیته توده ای بین تیمار 1 و 2، از لحاظ اندازه ذرات بین 3 تیمار و از لحاظ عامل موثر فیزیکی و ماده خشک محلول بین تیمار 1 با تیمار 2 و 3 تفاوت معنی‌دار مشاهده شد (05/0p<). نتایج نشان داد که بیشترین میزان اندازه ذرات،عامل موثر فیزیکی و فیبر موثر فیزیکی مربوط به منطقه 1، بیشترین میزان دانسیته توده ای و جرم حجمی لحظه ای مربوط به منطقه 2 و بیشترین میزان ظرفیت نگهداری آب و ماده خشک محلول مربوط به منطقه 3 بود.
واژگان کلیدی: استان آذربایجان غربی، ترکیبات شیمیایی، خصوصیات فیزیکی، یونجه.
فهرست جداول
صفحه عنوان
66 جدول1: ترکیبات شیمیایی چین دوم یونجه منطقه شمال استان آذربایجان غربی
66 جدول2 : ترکیبات شیمیایی چین دوم یونجه منطقه غرب استان آذربایجان غربی
67 جدول3: ترکیبات شیمیایی چین دوم یونجه منطقه جنوب استان آذربایجان غربی
67 جدول4: میانگین ترکیبات شیمیایی چین دوم یونجه 3 منطقه استان آذربایجان غربی
70 جدول5: تفکیک اندازه ذرات چین دوم یونجه منطقه شمال استان آذربایجان غربی با الک های جداکننده جدید ایالت پنسیلوانیا (درصد ماده خشک باقی مانده روی هر الک)
71 جدول6:تفکیک اندازه ذرات چین دوم یونجه منطقه غرب استان آذربایجان غربی با الک های جداکننده جدید ایالت پنسیلوانیا (درصد ماده خشک باقی مانده روی هر الک

71 جدول7: تفکیک اندازه ذرات چین دوم یونجه منطقه جنوب استان آذربایجان غربی با الک های جداکننده جدید ایالت پنسیلوانیا (درصد ماده خشک باقی مانده روی هر الک)
72 جدول8: تفکیک اندازه ذرات چین دوم یونجه 3 منطقه استان آذربایجان غربی با الک های جداکننده جدید ایالت پنسیلوانیا (درصد ماده خشک باقی مانده روی هر الک)

72 جدول9: میانگین هندسی اندازه ذرات ، فیبر موثر فیزیکی و NDF موثر فیزیکی چین دوم یونجه منطقه شمال استان آذربایجان غربی
73 جدول10 : میانگین هندسی اندازه ذرات ، فیبر موثر فیزیکی و NDF موثر فیزیکی چین دوم یونجه منطقه غرب استان آذربایجان غربی
73 جدول11: میانگین هندسی اندازه ذرات ، فیبر موثر فیزیکی و NDF موثر فیزیکی چین دوم یونجه منطقه جنوب استان آذربایجان غربی
74 جدول12: میانگین هندسی اندازه ذرات ، فیبر موثر فیزیکی و NDF موثر فیزیکی چین دوم یونجه 3 منطقه استان آذربایجان غربی
75 جدول 13: جرم حجمی لحظه ای چین دوم یونجه 3 منطقه استان آذربایجان غربی
80 جدول 14: مقادیر BD,WHC,SDM%نمونه های چین دوم یونجه منطقه شمال استان آذربایجان غربی
80 جدول 15: مقادیر BD,WHC,SDM%نمونه های چین دوم یونجه منطقه غرب استان آذربایجان غربی
81 جدول 16: مقادیر BD,WHC,SDM%نمونه های چین دوم یونجه منطقه جنوب استان آذربایجان غربی
81 جدول 17: مقادیر SG,BD,WHC,SDM%نمونه های چین دوم یونجه 3 منطقه استان آذربایجان غربی
82 جدول 18: مقادیر ترکیبات شیمیایی نمونه های چین دوم یونجه استان آذربا یجان غربی
83 جدول 19: مقادیر خصوصیات فیزیکی نمونه های چین دوم یونجه استان آذربا یجان غربی
1 مقدمه
بنظر می‌رسد پرورش دام و طیور به روش علمی و اقتصادی و حرکت در مسیر توسعه تولیدات دامی بر چهار عامل عمده زیر وابسته است:
بهبود مدیریت
بهبود تغذیه
اصلاح نژاد دام
بهبود بهداشت دام و جایگاه
در این بین تغذیه صحیح مهمترین عامل تعیین کننده در تولید فرآورده‌های دامی و پیشرفت صنعت دامپروری بوده که خود علاوه بر تشخیص احتیاجات دام مستلزم شناخت از ترکیبات منابع خوراکی از نظر مواد مغذی و معدنی می‌باشد. موفقیت سرمایه‌گذاری در امر تولیدات دامی به مقدار زیادی تابع خوراک دادن و تغذیه مناسب می‌باشد. عدم شناخت درست در این زمینه، کاهش تولیدات دامی را به دنبال داشته و هر ساله سبب زیان‌های هنگفت اقتصادی می‌گردد. بنابراین به منظور استفاده بهینه از منابع خوراک دام و طیور ‌باید از کیفیت آنها اطلاع درست و کافی حاصل نمود. تحقیقات در این زمینه بسیار اندک و به میزان کمی صورت گرفته است و در نتیجه جداول اندکی وجود دارد. همچنین ایران کشوری با شرایط اقلیمی و اکولوژیکی مختلف است لذا انتظار می‌رود که ترکیبات مواد خوراکی در مناطق مختلف بسیار متغییر باشد. عوامل متعددی مانند جنس، گونه یا واریته گیاه، قسمت‌های مختلف گیاه مانند برگ، ساقه و دانه، مرحله رشد در زمان برداشت‌، حاصلخیزی و خصوصیات خاک، اقلیم و شرایط آب و هوایی، تغییرات در مراحل نگهداری، فرآوری، و یا انبار کردن، وجود ترکیبات ضد کیفیت مواد و عوامل خارجی بر روی ترکیبات مواد مغذی و معدنی خوراک‌ها تاثیر می‌گذارند.
تعیین میزان مواد مغذی و معدنی موجود در منابع خوراکی دام با توجه به شرایط خاص هر منطقه و استان می‌تواند به تدوین و تهیه جداول استاندارد غذایی منجر و همچنین با استفاده از این جداول نسبت به تهیه جیره‌های متناسب و ارزان اقدام نمود و در صورت لزوم مکمل‌های مناسب را برای هر منطقه تهیه و توصیه کرده و از به هدر رفتن پتانسیل حیوانی و کاهش تولید جلوگیری بعمل آورد. تجزیه شیمیایی و تعیین خصوصیات فیزیکی یکی از روش‌های کاربردی و مطمئن برای ارزیابی خوراک و نقطه شروع شناخت ارزش غذایی آن ماده خوراکی می‌باشد چرا که پس از تعیین ترکیبات خوراک و ویژگی های آن می‌توان براساس احتیاجات دام شروع به تهیه جیره‌های متعادل نمود. از اطلاعات بدست آمده از تجزیه شیمیایی خوراک‌ها می‌توان جهت برنامه‌های اصلاح نباتات علوفه‌ای، به زراعی، تنظیم جیره‌های غذایی دام و طیور، تشخیص مشکلات و بیماری‌های مربوط به تغذیه و فراهم کردن زمینه منطقی جهت قیمت‌گذاری منصفانه بخصوص در مناطقی که خرید و فروش خوراک دام بطور عمده انجام می‌گیرد، بهره‌برداری نمود.
بسیاری از کشورهای در حال توسعه با مشکلاتی در تأمین غذای کافی برای حیوانات پرورشی مواجه هستند. قیمت مواد خوراکی مورد استفاده در تغذیه حیوانات بالا بوده و در سال‌های اخیر قیمت مواد خوراکی که اساس تغذیه حیوانات را تشکیل می‌دهند، افزایش یافته است.
در کشور ما نیز تأمین خوراک دام یکی از مشکلات عمده تولیدکنندگان محصولات دامی است. در طی سال‌های گذشته در ایران صنایع و کارخانجات تبدیلی کشاورزی در حال ایجاد و گسترش بوده‏اند. تأمین مواد مغذی برای حیوان، از طریق مواد خوراکی فراهم می‌گردد. خوراک‌ها از نظر کیفیت (فیزیکی و مغذی) و تنوع بسیار متفاوت هستند، حتی ارزش غذایی یک ماده خوراکی بخصوص از منطقه‌ای به منطقه دیگر بسیار متغیر می‌باشد.
وجود تفاوت و تغییرات دامنه‌دار در ترکیبات مغذی و ارزش غذایی خوراک‌ها از یک طرف و لزوم بهبود بازدهی غذایی (در پی برنامه‌های اصلاحی افزایش تولید در حیوانات مزرعه ای) از طرف دیگر نیاز به تعادل و توازن مناسبتری در میزان و نسبت مواد مغذی جیره‌های دام‌ها را می‌طلبد، چرا که در این شرایط تغذیه دام‌ها دیگر نبایستی فقط به جنبه کمی خوراک دادن محدود گردد. بلکه توجه به ابعاد کیفی خوراک ها و خوراک دادن امری ضروری می‌باشد. برای تأمین احتیاجات غذایی حیوانات مزرعه‌ای در درجه اول نیاز به شناخت احتیاجات مغذی حیوان (در وضعیت‌های مختلف نگهداری، تولید و غیره) می‌باشد و در درجه بعد نیاز به شناخت مواد خوراکی و ترکیبات مغذی موجود در آنها خواهد بود. در این صورت است که امکان تأمین جیره‌های متعادل فراهم خواهد شد، لذا توجه به افزایش راندمان تولید حیوانات مزرعه‌ای زمینه‌های پژوهشی و تحقیق در امر شناخت و تعیین احتیاجات غذایی دام‌ها و نیز شناخت خوراک‌ها و ارزش غذایی آنها را فراهم ساخت.
از‌ ‌اواسط قرن اخیر، در پی افزایش نقش تغذیه در اقتصاد دامپروری، شناسایی ارزش غذایی خوراک‌ ها، تعیین احتیاجات غذایی حیوانات مزرعه‌ای و جنبه‌های فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی تغذیه و بخصوص ارتباط غذا و تولید انرژی در بدن حیوان، توجه متخصصین علوم دامی (بخصوص متخصصین تغذیه دام و طیور) و حتی بعضی از سازمان‌های بین المللی را به خود معطوف داشته است که منجر به انجام تحقیقات بیشماری در این باره شده است. با توجه به اختلاف ترکیبات شیمیایی و ارزش غذایی منابع خوراک در اقلیم های مختلف که تحت تأثیر شرایط آب و هوایی، واریته گیاه، نوع و بافت خاک و … تغییر می‌کند، لذا ضرورت جمع‌آوری، دسته‌بندی و پالایش داده‌های موجود در کشور در رابطه با ارزش غذایی منابع خوراک دام و طیور مورد توجه قرار گرفته تا به عنوان اولین جداول ارزش غذایی منابع خوراک دام و طیور ایران تدوین و ارائه گردد. از حدود 20 سال قبل عملاً تعیین ارزش غذایی منابع خوراک دام و طیور در مؤسسه تحقیقات علوم دامی کشور شروع شده اما به علت کم بودن تعداد داده‌ها، تدوین این جداول امکانپذیر نبوده است. در سال‌های اخیر با توجه به احساس نیاز در کشور و تعداد نسبتا زیاد داده ‌های تولید شده، تهیه و تدوین جداول مربوطه در دستور کار تحقیقات علوم دامی کشور قرار گرفته است.
در نتیجه اهداف کلی این طرح را می‌توان بصورت ذیل عنوان داشت :
1- شناخت مواد خوراکی و کم و کیف ترکیبات شیمیای وخصوصیات فیزیکی آنها و تهیه جداول استاندارد خوراک های داخلی.
2- استفاده از جداول استاندارد خوراک داخلی در متعادل ساختن جیره‌های غذایی و بهره‌گیری بهتر با توجه به تطبیق داشتن استانداردها با منابع مصرفی خوراکها.
3- توصیه برنامه‌های تولیدی خوراک دام بخصوص در هر منطقه با توجه به ارزش ترکیبات شیمیایی، پتانسیل مساعد منطقه و پارامترهای الگوی کشت.
4-ارائه برنامه‌های توسعه‌ای در تولید خوراک دام جهت سیاست‌گذاری ها و برنامه‌ریزی های دولت.
2 بررسی منابع
1-2- نقش تغذیه
نقش تغذیه در موجودات زنده بر هیچ کس پوشیده نیست. هر موجود جاندار دارای ویژگی دریافت انرژی از محیط اطراف خود و تغییر و تبدیل و مصرف انرژی می‌باشد. چگونگی دریافت انرژی و مواد مغذی مورد نیاز جهت مصرف انرژی و ادامه حیات موضوع علم تغذیه می‌باشد. علم تغذیه ترکیبی از دانش بیوشیمی و فیزیولوژی در جهت بررسی ویژگی‌های مواد خوراکی و چگونگی استفاده از آنها توسط دستگاه گوارش موجود زنده می‌باشد.
تغذیه فرآیندی است که در طی آن سلول‌های بدن حیوان قابلیت استفاده از مواد شیمیایی مورد نیاز خود را جهت انجام مطلوب واکنش‌های متابولیکی و شیمیایی برای رشد، نگهداری، کار و تولید دریافت می‌نماید. شناخت روابط بین مواد موجود در خوراک‌ها و نیاز سلول‌های موجود زنده قبل از استفاده عملی و خوراک دادن، ضروری می‌باشد. در آغاز بررسی علم تغذیه نیاز به شناخت کلیه این روابط از نظر بیوشیمی و فیزیولوژی دارد.
بطور کلی مواد مغذی تشکیل دهندۀ خوراک هستند و خوراک یا غذا ماده‌ای است که موجود زنده قادر به خوردن آن و سپس انجام مراحل هضم و جذب بر روی آن باشد. در اغلب غذاها یا خوراک ها، کلیه مواد شیمیایی موجود در آن جهت موجود زنده قابل استفاده نیستند و مقداری از آن از طریق دستگاه گوارش دفع می‌گردد. در علوم دامی ‌با توجه به هدف از پرورش دام‌ها که ایجاد منابع غذایی با کیفیت جهت انسان می‌باشد و دیدگاه‌های اقتصادی نیز در آن حائز اهمیت می‌باشند، ضرورت شناخت فرآیندهای غذایی آشکار می‌باشد. در پرورش حیوانات اهلی قسمت اعظم هزینه تولید مربوط به هزینه تغذیه می‌باشد که در برخی از شاخه‌های دامپروری تا 80 درصد از کل هزینه پرورش دام را هزینه تغذیه شامل می‌شود. بنابراین در شرایط متعارف مدیریت، تغذیه بالاترین اهمیت اقتصادی را در پرورش دام به خود اختصاص می‌دهد.
هدف ما در بخش دامپروری تکمیل مواد موجود در خوراک جهت پاسخگویی دقیق به مجموع احتیاجات غذایی بدن دام می‌باشد. امروزه علاوه بر خوراک‌های طبیعی جهت تکمیل جیره‌ها، به آنها مواد مصنوعی افزودنی مانند ویتامین‌ها، نمک و اسیدهای آمینه مصنوعی نیز اضافه می‌شود اما هیچکس نمی‌تواند اطمینان داشته باشد که خوراکی کاملاً مطابق با نیاز حیوان تهیه نموده است، بنابراین تلاش جهت نزدیک کردن هرچه بیشتر ترکیب خوراک به نیاز دام می‌باشد. ویژگی یک متخصص تغذیه موفق، شناخت دقیق مواد خوراکی و اثرات متقابل بین مواد خوراکی و نیز شناخت دقیق ساختار فیزیولوژیک و آناتومیک دستگاه گوارش دام می‌باشد. پس از شناخت مواد خوراکی و نحوۀ پاسخ دام به مادۀ خوراکی، متخصص تغذیه باید قادر باشد خوراکی با کاملترین ترکیب و با حداقل هزینه جهت تولید با کیفیت و اقتصادی، تهیه نماید.
در سال 2030 میزان تقاضا برای مواد غذایی در جهان احتمالاً نزدیک به دو برابر سطح فعلی خواهد رسید. این در حالی است که میزان اراضی جدید جهت توسعه سطح زیر کشت بسیار محدود است با توجه به هزینه‌های پایین تولید علوفه‌ها از طریق به کارگیری اراضی آیش، دیمزارهای کم بازده و اصلاح و احیاء مراتع مرده هزینه‌های تولید را به میزان قابل توجهی کاهش داد. از سویی مهمترین عامل محدود- کننده در بخش دام و طیور، کمبود منابع علوفه و عدم امکان توسعه تولید علوفه در کشور می‌باشد (ترک نژاد، 1378).
به علت اینکه مواد مغذی ضروری برای حیوان از طریق منابع مختلف تأمین می‌شود و ارزش‌گذاری هر منبع خوراکی در درجه اول به قابلیت هضم و ترکیب شیمیایی آن وابسته می‌باشد، لذا جهت بهبود سیستم تغذیه ای دام در هر منطقه، شناخت خصوصیات کمی و کیفی مواد خوراکی در ارتباط با ارزش تغذیه‌ای خوراک مصرفی و همچنین تامین احتیاجات حیوان برای اهداف مختلف پرورشی امری انکار ناپذیر می‌باشد. بنابراین برای تغذیه صحیح و مدیریت تغذیه‌ای کارآمد در وهله اول بایستی ترکیب شیمیایی و اجزای مواد مغذی خوراک را شناخت، و در وهله دوم قابلیت هضم و یا میزان استفاده از مواد مغذی خوراک را مشخص کرد. چون استفاده از مقادیر قابلیت هضم یا ارزش غذایی خوراک در جیره نویسی فاکتور بسیار مهمی بوده و این فاکتور علاوه بر این که با مصرف اختیاری خوراک در ارتباط می‌باشد، ارتباط بین میزان مواد مغذی و انرژی در دسترس نشخوار کنندگان را نیز مشخص می کند (جوان، 1383).
2-2- اهمیت شناسائی مواد مغذی در تغذیه حیوانی
با افزایش روز افزون مایحتاج جوامع انسانی و از جمله ایران، نیاز به افزایش تولیدات دامی امری اجتناب ناپذیر است. پاسخگویی به این نیازها در گرو توسعه دامپروری می‌باشد، در شرایط کنونی ایران، جمعیت دامی نسبتاً زیادی وجود دارد و با توجه به این شرایط، افزایش جمعیت دامی به هیچ وجه منطقی نمی‌باشد، چرا که با افزایش تعداد دام، فشار بر منابع خوراکی تشدید می‌گردد و بازده تولید و حتی مقدار کل تولید کاهش خواهد یافت. لذا برای دستیابی به تولید بالاتر چاره‌ای جز افزایش میزان بازده تولید باقی نخواهد ماند. وقتی به جمعیت و بازده تولیدات دامی بعضی از کشورهای پیشرفته توجه شود، این موضوع بیشتر مورد توجه قرار می گیرد بعنوان مثال، مجموع گله‌های گاو در آلمان غربی در 1990، 6/14 میلیون رأس با تولید شیر 6/24 میلیون تن بوده است در حالیکه مجموع جمعیت گاو در ایران در همان سال اندکی بیش از 7 میلیون رأس با تولید شیر حدود 4/3 میلیون تن بوده است (مزینی، 1369).
بازده بیولوژیکی و تغذیه‌ای از اهداف اصلی پرورش حیوانات مزرعه‌ای بشمار می‌رود به نحویکه با مصرف مواد خوراکی (بخصوص موادیکه قابل مصرف مستقیم انسان نیست) در تغذیه حیوان بیشترین تولید ممکن بدست آید. لذا شناخت خوراک‌ها و تأمین احتیاجات غذایی حیوان بوسیله آنها از اصلی ترین فعالیت‌های دامپروری محسوب می‌گردد. امروزه کمبود منابع خوراکی (انرژی‌زا و پروتئینی) به عنوان مهمترین عامل محدود کننده در توسعه دامپروری، بسیاری از کشورها و از جمله ایران، به شمار می‌رود اما اختلالات تغذیه‌ای و عدم تعادل بین مواد مغذی در خوراک مصرفی دامها نیز نقش بسیار مهم و تعیین کننده ای دارد. نه تنها بالا بودن یک یا چند عنصر در منابع علوفه ای یک منطقه ممکن است به میزان زیادی در پایین نگهداشتن تولید دخیل باشد لیکن از کم و کیف آن اطلاعاتی در دسترس نباشد. برای پی بردن به چنین پدیده‌هایی نیاز به شناخت ارزش غذایی و ترکیبات مغذی انواع خوراک ها می‌باشد، به نحوی که هر دو جنبه کیفی و کمی خوراک را شامل گردد. لذا ارزشیابی مواد خوراکی قابل استفاده در تغذیه حیوانی، به عنوان یک رشته اساسی، نقش بسیار مهم در توسعه دامپروری دارد چرا که با وجود چنین اطلاعاتی، امکان تهیه و تنظیم جیره‌های غذایی مناسب تر و همچنین استفاده بهینه از منابع بالقوه و فرآورده‌های فرعی کشاورزی در تولید فرآورده‌های حیوانی فراهم خواهد شد .(B--ford, 1989)
خوراک های دام و طیور، از نظر کیفیت، ناهمگن ترین محصولات کشاورزی محسوب می‌گردد. گستردگی تنوع در این منابع خوراکی بر این ناهمگنی می‌افزاید. قدر مسلم چنین تغییرات وسیعی در کیفیت و ترکیبات مغذی خوراک ها، شناسایی و ارزشیابی آنها را مشکل‌تر و پیچیده ترمی‌سازد. از طرفی به دلیل تأثیر شدید عوامل محیطی و اقلیمی و مدیریتی بر کیفیت و ارزش غذایی مواد خوراکی اهمیت شناسایی آنها بطور منطقه‌ای بیشتر خواهد بود .(Rivardin and Blaire, 1991)


ارزش نهایی و واقعی یک ماده خوراکی یا یک جیره زمانی مشخص می‌شود که نتیجه آن در تغذیه عملی بر روی حیوان آشکار می‌گردد ولی در عین حال، تحت شرایط عملی تحقیقاتی، آزمایشگاهی بیولوژیکی بر روی حیوان در سطح وسیع امکان‌پذیر نخواهد بود لذا نیاز به روش‌های ارزشیابی سریع‌تر و ارزان‌تری می‌باشد .(NRC, 2001)
در این ارتباط با روش‌های حسی و تجربی از جمله: مرحله برداشت علوفه، بو، رنگ، مقدار خوش خوراکی و تمایل حیوان به خوردن، مقدار پس مانده خوراک در آخور و غیره تا حدودی می‌تواند اطلاعاتی را در امر کیفیت ماده خوراکی بدست آورد ولی داشتن چنین اطلاعاتی به تنهایی نمی‌تواند ملاک ارزشیابی کامل خوراک باشد، زیرا مقادیر مواد مغذی مختلف را مشخص نخواهد کرد، لذا برای شناخت و تعیین تراکم مواد مغذی لازم است عملیات تجزیه بر روی مواد خوراکی انجام بگیرد. بنابراین با توجه به دامنه وسیع تغییرات در مواد مغذی خوراک‌ها، حتی در یک ماده خوراکی خاص از نقطه‌ای به نقطه دیگر بدون تجزیه و تعیین غلظت مواد مغذی در آنها امکان کاربرد دقیق و بازدهی غذایی مطلوب در تغذیه دام فراهم نخواهد بود (NRC, 2001).
3-2- تاریخچه شناسایی خوراک ها و مواد مغذی آنها
به نظر می‌رسد که توجه به ارزش گیاهان علوفه‌ای همزمان با اهلی کردن حیوانات بوده است. در پی نیاز روز افزون بشر به فرآورده‌های حیوانی در روند تحولات سیستم زندگی انسان، اهمیت اقتصادی نباتات علوفه‌ای و مواد خوراکی مورد استفاده حیوانی بارزتر ‌شده است و این امر روند افزایش به خود گرفته است، به نحویکه امروزه بخش مهمی از زراعت دنیا به کشت و کار علوفه اختصاص یافته است و به برنامه‌های بهبود و توسعه مراتع و تولید فرآورده‌های دامی در مرتع توجه بسیار زیادی مبذول می‌گردد (اصفهانی،1368).
در یونان قدیم تصور می شد که تمام مواد از 4 عنصر اصلی آب، هوا، خاک و آتش تشکیل شده است و تفاوت در اشکال مختلف اشیاء را ناشی از نسبت‌های متفاوت عناصر چهارگانه می دانستند ‌ (Given, 1989).
تا زمان پیدایش شیمی تجزیه هیچگونه فعالیتی در امر تجزیه و تعیین ترکیبات شیمیائی خوراک‌های انسان و حیوان صورت نگرفته بود. در اوایل قرن نوزدهم میلادی که دانش شیمی مواد خوراکی به پیشرفت‌هایی نایل آمد، امکان طبقه‌بندی مواد خوراکی براساس ترکیبات شیمیایی آنها فراهم آمد (اصفهانی، 1368).
4-2- جداول ارزش غذایی علوفه‌ها
اولین جداول ارزش غذایی علوفه‌ها توسط Thaer (1809) تهیه گردید که در آن علوفه‌های خشک را براساس میزان قابلیت حل در اسید و یا قلیا طبقه بندی نمود. این طبقه بندی را می‌توان چیزی شبیه طبقه بندی رایج کنونی علوفه‌ها براساس الیاف خام دانست (Harris, 1968).
بعدها جدول دیگری تحت عنوان «معادل های علوفه ای» توسط Boussingault (1834) منتشر گردید که خوراک ها را براساس مقدار ازت مقایسه می‌کرد.
اساس بیشتر نظریه‌های جدید در این رابطه را می‌توان به Wolff (1874)مربوط دانست که به وسیله Lehmann (1899) تصحیح گردید. نامبردگان میزان مواد مغذی قابل هضم را به عنوان ارزش مواد خوراکی مطرح کردند. این نظریه‌ها توسطArmsby (1903) در آمریکا و Kellner (1903) در آلمان توسعه پیدا کرد. مطالعه جهت شناخت اجزاء مغذی و ترکیبات خوراک های مورد استفاده در تغذیه دام و طیور بیش از یکصد سال سابقه دارد.
Atwaterدر سال (1878) اصول تغذیه اقتصادی حیوانی را پایه گذاری نمود و اثبات کرد که تغذیه صحیح فقط آب و خوراک در اختیار حیوان قراردادن نیست بلکه آنچه که اهمیت دارد مواد مغذی موجود در خوراک‌های مصرفی می‌باشد و لذا برای تغذیه صحیح در درجه اول می‌بایستی:
ترکیب شیمیائی و اجزاء مغذی خوراک‌ها مشخص شود.
قابلیت هضم و یا قابلیت استفاده مواد مغذی خوراک‌ها مشخص شود.
در اواسط قرن 19 تجزیه تقریبی مواد خوراکی توسط Heneberg andstohman (1860) در ایستگاه تحقیقات «وینده» در آلمان پایه‌گذاری شد (Harris, 1968).
با پیشرفت‌هایی که بعد‌ها در زمینه تغذیه دام صورت گرفت در بعضی از سیستم‌های تجزیه مواد خوراکی و روش‌های محاسبه جیره‌های غذایی و تهیه مخلوط‌های خوراکی تجدید نظر شد و اصلاحاتی در آنها به عمل آمد.
استانداردهای غذایی توسط Atwater (1874) به آمریکا معرفی شد و پس از اصلاحاتی که لهمن بر روی آنها انجام داد طی چندین سال به طور وسیعی در آمریکا مورد استفاده قرار گرفت. این استانداردها که بوسیله Henry and Morrison (1910) مورد اصلاحات مجدد قرار گرفت اساس سیستم غذایی تی. دی. ان. را تشکیل داد بنابراین سیستم‌های پیشرفته انرژی فعلی را می‌توان مدیون کلنر و آرمزبی دانست (Harris, 1968, 1970).
Henry در سال (1898) برای اولین بار در کتاب خوراک و خوراک دادن دام، ترکیبات مواد خوراکی را در جداولی تنظیم و چاپ نمود. قابلیت هضم مواد خوراکی به همراه بعضی از ترکیبات شیمیائی آنها در کتابی تحت عنوان مواد خوراکی جهان 3 توسط Schneider (1947) به صورت جداولی تنظیم و منتشر گردید. نامبرده در مقدمه کتابش چنین می‌گوید:
«در طول دوره 80 ساله (1947-1873) در سراسر جهان 25000 آزمایش هضمی بر روی مواد خوراکی مختلف گزارش شده است که در بیش از 2500 نشریه و به 17 زبان مختلف منتشر گردیده است.»
در کنفرانس کمیته تغذیه دام وابسته به N.R.C که در ژوئن 1935 در دانشگاه ایالتی پنسیلوانیای آمریکا برگزار شد چنین آمده است:
«به دلیل تغییر و پیشرفت تکنیک‌ها و سیستم‌های دامپروری، جیره‌نویسی و تغذیه دام و لزوم به کارگیری سیستم‌های پیشرفته تفکیک انرژی (نظیر انرژی خالص) در تغذیه دام و داده‌های موجود مربوط به ارزشیابی کیفی ترکیبات مواد خوراکی کافی به نظر نمی‌رسد. لذا با توجه به نکات ذکر شده و همچنین عوامل مؤثر بر مخلوط جیره‌های غذایی و اثرات متقابل مواد خوراکی و نیز تفاوت‌های گونه‌ای و نژادی بین حیوان‌ها، ضرورت مطالعات بیشتر در جهت شناسایی کیفیت و کمیت مواد مغذی اجتناب ناپذیر است.»
Maynard با همکاری کمیته تغذیه دام N.R.C (از جمله مینارد، میشل و فوربس) و بعضی از دانشگاه‌ها، وزارت کشاورزی آمریکا، اتحادیه جامعه دامپروران آمریکا و با تلاش مستمر یک اکیپ 12 نفره در طول 5/3 سال موفق به گردآوری نتایج تجزیه مواد خوراکی (از سال 1864 تا 1947) از مراکز و نشریات مختلف گردید که پس از دسته بندی و بازنگری آنها، نهایتاً مجموعه جداولی (با فهرست حدود 2500 ماده خوراکی) را تهیه و تنظیم نمود که در سال 1947 تحت عنوان «مواد خوراکی جهان» در آمریکا منتشر شد. در این جداول برای هر ماده خوراکی، پروتئین خام، الیاف خام، خاکستر خام، چربی خام، ان.اف.ای (عبارتست از باقیمانده ماده خوراکی پس از کسر 4 گروه اصلی آن که از این فرمول به دست می‌آید: (%خاکستر خام+%الیاف خام+% چربی خام +% پروتئین خام+25/2 ) – 100)، درصد ماده خشک، مجموع مواد مغذی قابل هضم و نسبت غذایی فهرست گردیده است ولی در مورد سایر اجزاء غذایی آنها (مثل مواد معدنی یا ویتامین‌ها) در این جداول اطلاعاتی وجود ندارد.

5-2- جداول استاندارد
در سال 1946 بخش کشاورزی وابسته به آکادمی علوم آمریکا کمیته‌ای را به ریاست بوچر جهت تهیه جداول ترکیبات مواد خوراکی تشکیل داد. این کمیته از بدو تشکیل، اقدام به جمع‌آروی کلیه اطلاعات موجود مربوط به تجزیه مواد خوراکی در سراسر آمریکا و کانادا نمود (Crampton and Harris, 1968).
ده سال بعد، یعنی در 1956 اولین جداول تجزیه مواد خوراکی تحت عنوان نشریه 449 توسط N.R.C منتشر شد که در آن فقط مواد متراکم حاصل از فرآورده‌های فرعی کشاورزی درج گردیده بود. در 1959، دومین نشریه تحت شماره 585 منتشر شد که نتایج تجزیه دانه‌ها و علوفه‌ها را نیز در بر می‌گرفت. این دو نشریه نتایج تجزیه شیمیایی حدود 50 ماده خوراکی مختلف را در برداشت که در زمان خود به عنوان بزرگترین مجموعه اطلاعات تجزیه خوراک‌های حیوانی بشمار می‌رفت.
پس از تبدیل واحدهای اندازه‌گیری به سیستم متریک همزمان با ایجاد سیستم نامگذاری بین المللی مواد خوراکی، بار دیگر جداول تجزیه خوراک ها توسط Chrampton and Harris (1965) مورد تجدید نظر قرار گرفت و به عنوان نشریه شماره 1232، (N.R.C) چاپ گردید. در 1969 مجدداً این جداول مورد تجدید ‌نظر واقع شد و تحت عنوان نشریه 1674 (N.R.C)منتشر گردید.
در 1965 کمیته تغذیه دام (N.R.C) مشخصات لازم برای هر ماده خوراکی در جداول تجزیه را به شرح زیر تعیین نمود:
پروتئین خام، چربی خام، الیاف خام، خاکستر خام، ان.اف.ای، رطوبت.
مواد معدنی به تفکیک، ویتامین‌ها، اسیدهای آمینه، اسیدهای چرب، سلولز، همی سلولز.
انرژی قابل هضم، انرژی قابل متابولیسم، پروتئین خام قابل هضم، پروتئین خالص قابل استفاده، چربی خام قابل هضم.
تا زمان وضع مشخصات مذکور در مورد هیچ یک از مواد خوراکی اطلاعاتی به این وسعت در دست نبود. هم اکنون نیز برای تکمیل جداول تجزیه و ارزشیابی مواد خوراکی تلاش های زیادی لازم است تا بتوان تمام خوراک‌ها را طبق مشخصات ذکر شده شناسایی نمود. در این رابطه، کمیته ملی تغذیه دام N.R.C یکی از ارگان‌های فعال در جهان بشمار می‌رود که بر روی صنایع خوراکی دام و طیور آمریکا و کانادا مطالعه می‌کند و در این باره جداول مربوط به تجزیه خوراک‌ها و استانداردهای احتیاجات غذایی انواع حیوانات پرورشی را منتشر نموده است که هر چند سال یکبار مورد بازنگری و تجدید چاپ قرار می‌گیرد و هر بار تکمیل‌تر می‌گردد. مثلاً جداول احتیاجات گاو شیری آن به همراه جداول تجزیه موادخوراکی مربوطه تاکنون 6 بار تجدید چاپ گردیده است که جدیدترین آن در 1989 منتشر شده است. در مورد طیور نیز این جداول برای هشتمین بار در 1984 تجدید چاپ گردیده است (NRC, 1984).
در انگلستان نیز شورای تحقیقات کشاورزی در سال 1960 کمیته ای تشکیل داد که قرار شد، جهت مرور منابع علمی و تحقیقات انجام شده پیرامون احتیاجات غذایی انواع حیوانات مزرعه ای و ارزش غذایی مواد خوراکی، داده‌های موجود را جمع‌آوری نماید. این کمیته پس از تشکیل، فعالیتهایی را آغاز نمود و اقدام به تهیه و تنظیم جداول احتیاجات غذایی نشخوار کنندگان و تک معده ای‌ها نمود و اولین نشریه استانداردهای غذایی را در سال 1963 در لندن منتشر نمود. جداول ARC تا سال 1969 حدود 554 قلم ماده خوراکی را در برداشت (البته 29 قلم آن فقط به یونجه اختصاص داشت) که علاوه بر نتایج تجزیه تقریبی، بعضی از اسیدهای آمینه، 11 ویتامین و 13 عنصر معدنی در خوراک‌ها را مشخص می‌کرد.
کشور استرالیا نیز از سال 1969 تصمیم به ایجاد مرکز اطلاعات منابع خوراک دام گرفت. این مرکز، پس از تشکیل، اقدام به تهیه فرم جمع‌آوری اطلاعات نمود و بین سال‌های 1974-1971 موفق شد نتایج 4500 مورد تجزیه مواد خوراکی انجام شده در کشور را گردآوری کند، در سال 1973 مرکز اطلاعات استرالیا به شبکه بین المللی اطلاعات خوراک دام پیوست که تاکنون نقش فعال نیز داشته است.
مرکز اطلاعات منابع خوراک دام استرالیا، با استفاده از داده‌های گردآوری شده مربوط به تجزیه مواد خوراکی و به کارگیری کامپیوتر در سال‌های 1978-1975 جداول تجزیه مواد خوراکی کشورش را تنظیم نمود که پس از بازنگری با فهرست نتایج تجزیه 1600 ماده خوراکی (مربوط به 192 ماده خوراکی اصلی) در سال 1982 منتشر گردید.
سیستم نامگذاری بین المللی مواد خوراکی، در سال 1952 مورد توجه مرکز بین المللی مواد خوراکی آمریکا قرار گرفت. پس از تلاش‌هایی در این باره، سرانجام در 1963 کمیته تغذیه دام NRC طرح تهیه جداول تجزیه با سیستم نامگذاری بین المللی را آغاز نمود. از کمیته تغذیه دام کانادا نیز جهت همکاری در این طرح دعوت به عمل آمد. در پاسخ این دعوت کرمپتون رئیس زیر کمیته تجزیه مواد خوراکی از کانادا معرفی گردید. ماحصل این همکاری ها انتشار جداول تجزیه مواد خوراکی طبق شماره بین المللی بوده است (Harris and Crampton, 1968).
در ایران نیز در این مسیر گام‌هایی از جمله توسط مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی و پیش‌تر توسط برخی پایان‌نامه‌های کارشناسی ارشد و دکترا تحت عناوین تعیین ترکیبات شیمیایی و انرژی خام منابع خوراک دام استان و ... صورت گرفته که در ذیل به برخی از آنها اشاره می گردد:
- تعیین ارزش غذایی کاه گندم، کاه جو، کاه برنج، پوسته برنج، ‌ضایعات چای و یونجه با روش‌های شیمیایی و هضمی قبل و بعد از آمونیاکی کردن که توسط تربتی نژاد در سال 1367 صورت گرفت.
- بررسی تغییرات پروتئین و الیاف خام گیاهان علوفه‌ای از تیره گندمیان و بقولات در طول دوره نمو که توسط نوروزیان و علامه در سال 1370 صورت گرفت.
- تعیین ترکیبات شیمیایی و انرژی خام منابع خوراک دام استان گیلان که توسط فضایلی در سال‌ 1371 صورت گرفت.
- تعیین ترکیبات شیمیایی و انرژی خام منابع خوراک دام و طیور استان کرمانشاه که توسط موسوی در سال 1374 صورت گرفت.
- تعیین ترکیبات شیمیایی ، قابلیت هضم و تجزیه پذیری سه گونه مرتعی سمیرم که توسط قربانی و صادقیان در سال 1374 صورت گرفت.
- ضرورت شناسایی و تعیین ارزش غذایی منابع خوراک دام و طیور استان سیستان و بلوچستان که توسط جوان در سال 1374 صورت گرفت.
- تعیین قابلیت هضم و خصوصیات تجزیه پذیری بعضی مواد خوراکی به روش آزمایشگاهی، در بدن دام، در محل که توسط تقی زاده در سال 1375 صورت گرفت.
- تعیین ترکیبات شیمیایی و انرژی خام دام و طیور استان آذربایجان شرقی که توسط اسدپور در سال 1385 صورت گرفت.

6-2- تفاوت و تغییرات مواد مغذی در خوراک های دام و طیور
غلظت مواد مغذی در مواد خشبی (علوفه‌ها) و غیرخشبی (مانند جو، سبوس، ...) متغیر است نه تنها بین انواع مختلف مواد خوراکی چنین تغییراتی وجود دارد بلکه کیفیت و غلظت مواد مغذی یک ماده خوراکی بخصوص نیز از محلی به محل دیگر ممکن است بسیار متغیر باشد. از نظر کیفی و ترکیبات مغذی، می‌توان گفت که مواد خشبی و فرآورده‌های فرعی کشاورزی ناهمگن ترین محصولات بشمار می‌روند چرا که اولاً تنوع محصولات علوفه‌ای و مواد خوراکی قابل استفاده در تغذیه حیوانات بسیار گسترده است، ثانیاً زمان برداشت علوفه‌ها ممکن است متغیر باشد. بعلاوه در مورد فرآورده‌های فرعی و پس مانده‌های کشاورزی نیز روش‌های برداشت،جمع‌آوری، فرآوری و غیره بر تفاوت‌های کیفی آنها می‌افزاید (McDowell, 1985).
1-6-2- علوفه مزارع و مراتع
ترکیبات مغذی علوفه‌ها در مقایسه با محصولات دانه‌ای، به مراتب بیشتر تحت تأثیر عوامل محیطی (خاک، اقلیم، شیوه مدیریت) قرار می‌گیرد. برداشت علوفه‌ها در زمان‌های متفاوت و مراحل مختلف رشد گیاه امکان‌پذیر می‌باشد در صورتیکه برای دانه‌ها چنین امکانی وجود ندارد. این تغییرات در مراتع و مزارع شدیدتر است زیرا که امکان برداشت علوفه یکنواخت و همزمان وجود ندارد. معمولاً موادی که تراکم آنها در علوفه‌ها کمتر است بیشتر دستخوش تغییرات قرار می‌گیرد. مواد معدنی از نظر اینکه با غلظت‌های خیلی کم در منابع خوراکی تجمع پیدا می‌کند و از طرفی عمدتاً به خاک هر منطقه بستگی زیاد دارد از دامنه تغییرات گسترده‌تری برخوردار است.
7-2- روش های شناسایی ارزش غذایی خوراک های دام و طیور
بطورکلی، خوراک مهمترین عامل تعیین کننده در تولید فرآورده‌های حیوانی و پیشرفت صنعت پرورش دام و طیور محسوب می‌گردد. با پیشرفت دامپروری اهمیت این موضوع روز به ‌روز بیشتر شده و دامنه تحقیقات آن گسترش می‌یابد. کمیسیون تغذیه دام وابسته به اتحادیه دامپروران اروپا به منظور جمع‌آوری اطلاعات مربوط به کمیت و کیفیت منابع خوراکی دام و طیور در سرتاسر اروپا یک گروه کاری تشکیل داد که با تلاش 25 نفر متخصص، نتایج کار این گروه در سال 1982 منتشر گردید. این گروه کاری ارزشیابی منابع خوراکی در تغذیه دام و طیور را از اصلی‌ترین امور دامپروری بر شمرده است (Debore and Bickel, 1988).
با توجه به اهمیت موضوع تغذیه و منابع خوراکی در توسعه دامپروری، شناسایی ارزش غذایی و تولیدی انواع خوراک‌ها ضرورت اجتناب ناپذیر بشمار می‌رود. بالا بودن سهم هزینه‌های تغذیه در دامپروری مهمترین دلیل بر این مدعا می‌باشد. در انگلستان کل هزینه‌های تولید محصولات دامی به تغذیه مختص می‌گردد بنابه گزارش نیکخواه (1369) در شرایط ایران 85-75 درصد هزینه تولید گوشت را هزینه خوراک مصرفی شامل می‌گردد. لذا اقتصادی بودن تولیدات دامی عمدتاً تابع نوع خوراک، تعادل جیره‌های غذایی و بازدهی غذایی می‌باشد. برای سودآوری بیشتر دامپروری، لازم است میزان تولید سرانه حیوان افزایش پیدا کند. جهت دستیابی به چنین افزایش تولیدی می‌بایستی منابع خوراکی از نظر کمی و کیفی و اجزاء تشکیل دهنده آنها بیشتر شناخته شوند تا امکان هر چه بیشتر تنظیم تعادل مواد مغذی جیره‌ها در ارتباط با احتیاجات حیوان فراهم گردد (نیکخواه، 1369(Debore and Bickel, 1988 ; .
جهت ارزشیابی مواد خوراکی مورد مصرف در تغذیه دام و طیور روش‌های مختلفی وجود دارد که هدف همه‌ی آن‌ها به دست آوردن اطلاعاتی در مورد خوش خوراکی، قابلیت هضم، قابلیت متابولیسم، توان و بازدهی تولید، خواص فیزیکی و نگهداری مواد خوراکی می‌باشد. متخصصین و کارشناسان دامپروری، مروجین و دامپروران با مراجعه و استفاده از این اطلاعات می‌توانند جهت استحصال ذخیره سازی، فرآوری، جیره نویسی و مصرف مواد خوراکی در تغذیه دام و طیور تدابیری را اتخاذ کرده و به حداکثر بازدهی تولیدی و اقتصادی در پرورش دام و طیور دست پیدا کنند.
به طور کلی برای تعیین میزان مواد مغذی، بازده تولیدی و عوامل محدود کننده هر ماده خوراکی تاکنون سه روش اصلی معمول گردیده است که عبارت اند از:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *