— -فایل منابع علمی مقاله-منابع تحقیق-437)

دوم و مهم تر اینکه متغیرهای قابل اندازه گیری و طبقه بندی کامل از این عوامل برای مدیران و محققان فراهم می کند.
سوم اینکه تمام متغیرهایی که مورد بحث قرار می گیرند از صورت های مالی ای که به راحتی در دسترس هستند به دست می آیند و قابلیت دسترسی به اطلاعات بالاست.
1-5- اهداف اساسی تحقیق:
اهداف اساسی این تحقیق به شرح ذیل می باشد:
تست روش CVA برای یک مجموعه بانک ایرانی
تحلیل شرایط لازم برای اجرای DEA و پیشنهاد یک روش به منظور انتخاب شاخص های ورودی و خروجی
پیشنهاد یک روش انتخاب ورودی و خروجی و تست آن به منظور تعیین کارایی واقع بینانه تر در بانکها
ارزیابی میزان کارایی 20 شعبه مختلف بانک رفاه در سطح استان فارس و رتبه بندی این شعب
1-6- سوالات تحقیق:
آیا روش CVA برای بانکهای ایرانی جوابگو می باشد؟
مهمترین شرایط لازم برای اجرای DEA در بانکهای ایرانی کدامند؟
روشی که بتواند ورودی و خروجی را در مدل DEA ارائه دهد کدام است؟
1-7- فرضیه‏های تحقیق:
روش مبتنی بر ارزش افزوده نقدی(CVA) در مورد بانک های ایرانی دارای عملکرد مناسبی است. این رویکرد می تواند نقش مهمی در تعیین شاخص های ورودی و خروجی در محاسبه کارایی بانک با استفاده از تکنیک DEA داشته باشد.
1-8- خلاصه فصل :
در این فصل به کلیات تحقیق پرداخته شده است ، از جمله مطالب بیان شده در این فصل عبارتند از :
بیان مساله تحقیق ، دلایل انتخاب موضوع ، اهمیت و ضرورت انجام تحقیق ، ، اهداف اساسی تحقیق ، سوالات تحقیق ، قلمرو تحقیق
1-9- ساختارگزارش تحقیق :
این تحقیق در پنج فصل به شرح زیر تنظیم شده است :
فصل اول : در این فصل پرداختن به تبیین مساله تحقیق ، دلایل انتخاب موضوع ، اهمیت و ضرورت انجام تحقیق ، اهداف اساسی تحقیق ، سوالات تحقیق ، قلمرو تحقیق مد نظر قرار گرفته است .
فصل دوم : در این فصل به ادبیات ، مبانی نظری و پیشینه تحقیق پرداخته شده است .
فصل سوم : در این فصل به روش تحقیق ، جامعه آماری و حجم نمونه مورد تحقیق ، معرفی شرکت بهره برداری، معرفی ابزار های جمع آوری اطلاعات ، روایی و پایانی پرسشنامه پرداخته شده است .
فصل چهارم : در این فصل ، اطلاعات از طریق چک لیست و مطالعه تحقیقات مشابه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است .
فصل پنجم : در آخرین فصل از فصول پنجگانه این تحقیق ، پس از بیان نتایج حاصله و ارائه پیشنهاد هایی بر اساس آنها ، محدودیتها ی تحقیق عنوان شده است .
فصل دوم:
ادبیات موضوع و پیشینه تحقیق
2-1- ارزیابی عملکرد
پیچیدگی محیط عرصه رقابتی کسب و کار و افزایش انتظارات مشتریان، ضرورت آگاهی از نقاط قوت و ضعف سازمان و بهبود مستمر بهره وری را پیش از پیش آشکار نموده است. از این رو مدیران امروز درجستجوی دستیابی به یک راه حل جامع، قابل اعتماد و انعطاف پذیر جهت ارزیابی عملکرد سازمان خود بوده تا ضمن حصول اطمینان از اجرای استراتژی های خود، بتوانند اطلاعات دقیق و کافی از جایگاه امروز خویش را به دست آورده و با نگاه به آینده، موجبات ارتقاء و بهبود سازمان خود را فراهم نمایند. یک متد ارزیابی، بایستی قادر باشد که وضعیت کلی سازمان را نسبت به اهداف سازمانی (به لحاظ فاصله تا هدف) در هر لحظه ارائه نماید. همچنین جایگاه سازمان را در ارتباط با محیط پیرامون (بازار ، رقبا و سازما ن های دیگر) مشخص کند، علاوه بر این ها نشانگر میزان اثربخشی کلیه فعالیت های صورت گرفته در سازمان نیز باشد (ابن رسول و همکاران،2007). لرد کلوین در سال 1850 بیان کرده است : " وقتی که شما بتوانید آن چه را که درباره اش صحبت می کنید را مورد سنجش قرار دهید و آن را با اعداد و ارقام بیان کنید، در واقع می توانید ادعا کنید که چیزی در مورد آن می دانید. اما وقتی نتوانید آن را بسنجید و زمانی که نتوانید آن را به اعداد و ارقام بیان کنید، دانش و آگاهی شما نسبت به آن موضوع بسیار ناچیز و ناراضی کننده است. " بنابراین لرد کلوین بیش از 150 سال پیش درباره اهمیت و قدرت سنجش و ارزیابی صحبت کرده است. پیتر دراکر یکی از بزرگترین متفکرین مدیریت نیز می گوید : "عوامل بسیار کمی به اندازه ارزیابی برای عملکرد یک سازمان اهمیت دارند و ارزیابی یکی از ضعیف ترین حوزه های مدیریت امروز است" (کاپلان و نورتون، 1390). ارزیابی عملکرد و به طور کلی تر مدیریت عملکرد فرایندی است که از طریق آن می توان اطلاعات مفید و سودمندی در خصوص چگونگی انجام موثر کارها برای تقویت رفتارهای مثبت و حذف رفتارهای نامناسب و غیرضروری به دست آورد. ارزیابی عملکرد علاوه بر فراهم کردن بازخورد اطلاعاتی، کارکردهای مهم دیگری دارد که یکی از آن ها تعیین نیازهای آموزشی و توسعه منابع انسانی است (آذر و دانشور،1386). برخی از متخصصان علوم مدیریتی، بر این اعتقاد هستند که بین مدیریت عملکرد و ارزیابی عملکرد تفاوتی که وجود دارد این است که مدیریت عملکرد جنبه کیفی داشته و در برگیرنده کل چرخه عملکرد می باشد که هدف اصلی آن بهبود مستمر عملکرد است در حالی که ارزیابی عملکرد جنبه کمی داشته و نتایج و پیامدهای ارزیابی را به مقادیر قابل محاسبه تبدیل می نماید. در مدیریت عملکرد، بر اساس نتایج حاصله از ارزیابی عملکرد، زمینه های بهبود و تقویت قوت ها فراهم می شود در حالی که در ارزیابی عملکرد چنین امری صورت نمی گیرد. به طور خلاصه ارزیابی عملکرد، فرایندی است که برای ارزیابی پیشرفت به سوی دستیابی به اهداف تعیین شده، مشتمل بر اطلاعاتی در مورد کارایی تبدیل محصولات و خدمات ارائه شده و میزان رضایت مندی مشتریان، دست آوردها و اثربخشی فعالیت ها در راستای اهداف مشخص آن ها می باشد (ستاری فرد، 1387).
2-2- ضرورت واهمیت ارزیابی عملکرد
در محیط رقابتی امروز که دوام و بقای سازمان ها به کیفیت تصمیمات ذینفعان بستگی دارد ارزیابی عملکرد از اهمیت قابل توجهی برخوردار بوده و نقش مهمی در بهبود عملکرد سازمان ها خواهد داشت. ارزیابی عملکرد بایستی از چنان جامعیتی برخوردار باشد که بتواند تمامی ابعاد پیرامون فعالیت سازمانها را با عملکرد آنها مرتبط نموده و نقش تصمیمات مدیران در نیل به اهداف و ارتقا عملکرد آنها را منعکس نماید. با توجه به نقش کلیدی بانک ها به عنوان یکی از مهم ترین ارکان مالی و اقتصادی در هر جامعه، ارزیابی عملکرد در این نهاد مالی از اهمیت بسزایی برخوردار است. رتبه بندی بانکها از نظر ارزیابی عملکرد می تواند به تمامی ذینفعان و تصمیم گیران از جمله وام گیرندگان، سپرده گذاران، استفاده کنندگان از خدمات، تامین کنندگان، سهامداران، مدیران و کارکنان و ...دیدگاه روشن و شفافی از وضعیت بانک در مقایسه با سازمان های دارای فعالیت مشابه ارائه نماید. این امر می تواند از ابعاد گوناگون مورد بررسی قرار گیرد. از یک بعد، نحوه و چگونگی استفاده بهینه از منابع در جهت انجام فعالیتهای اصلی و کسب حداکثر بازدهی است که در قالب کارایی) نسبت ستاده به نهاده( تعریف میشود. در این روش، کارایی تصمیمات مدیریت در بکارگیری مناسب از منابع و امکانات سازمان نشان داده می شود. از بعد دیگر، ارزیابی می تواند از طریق تعیین شاخصهایی در حوزه های گوناگون عملکرد و مقایسه بانکها در هر یک از این شاخصها با استانداردها و ضوابط پذیرفته شده، صورت گیرد.
با توجه به اهمیت ارزیابی عملکرد در سازمان های مختلف، دلایل اصلی فراگیری و اجرای رویکرد ارزیابی عملکرد در یک سازمان را به صورت مختصر می توان به شرح ذیل عنوان نمود:
قضاوت و تصمیم گیری در مورد عملکرد پرسنل، گروه ها و واحدها و سازمان، نیازمند انتخاب شاخص های مناسب بوده تا با ادله مناسب، دقیق بودن برداشت ها اثبات شوند .
ضرورت بازنگری استراتژی ها در مقاطع مختلف پیاده سازی سیستم مدیریت استراتژیک به منظور تعیین اثربخشی استراتژی های مورد استفاده .
ضرورت تعیین معیارها و شاخص هائی جهت پایش اثربخشی و کارائی مطابق با الزامات استاندارد ISO 9001.
ضرورت تعیین میزان دستیابی به اهداف سازمانی در راستای تخصیص منابع .
ارزیابی عملکرد به عنوان چراغ راه و هدایت گر کلیه فعالیت های مدیریتی مطرح می باشد .
رشد و توسعه پایدار سازمان، مرهون ارزیابی، تجزیه و تحلیل و مقایسه و انجام اقدامات لازم در زمینه عملکرد است (کاپلان و نورتون، 1386).
2-3- حوزه های ارزیابی عملکرد
ارزیابی عملکرد به منظور بررسی و ارزیابی حوزه های کل سازمان، واحدهای عملیاتی، کارکنان، تیم های کاری، پروژه، فرآیند، برنامه ، محصول و خدمات یک سازمان صورت می پذیرد و روشی کاراتر است که بتواند جمیع حوزه های فوق را مورد ارزیابی قرار دهد. (اسعدی و همکاران،1389)


2-4- کارایی
اندازه گیری کارایی به خاطر اهمیت آن در ارزیابی عملکرد یک شرکت یا سازمان همواره مورد توجه محققین قرار داشته است. ساده‌ترین و در عین حال کلی‌ترین تعریف از کارایی را پیتر دراکر ارائه کرده است از دیدگاه دراکر کارایی" انجام کارها بطور شایسته و مناسب می‌باشد".
از نظر کاتز و کان در سال (1678)" کارایی نسبت ستاده‌های تولید شده به داده‌های لازم برای تولید این ستاده‌ها می‌باشد".
(فرمول 2-1) ستانده داده =کارایی
این دو نفر بین کارایی بالقوه و بالفعل تفاوت قائل می‌شوند. از دیدگاه آنها کارایی بالقوه مبین این است که یک سازمان اگر به صورت بهینه عمل کند چقدر می‌تواند تولید کند. در حالی که بالفعل نسبت واقعی سطح ستاده به سطح واقعی داده‌هاست. کارایی بالفعل معمولاً از بالقوه کوچکتر است.
تعریف دیگر کارایی (راندمان) را نسبت بازده واقعی به بازده استاندارد می‌دانند یا در واقع نسبت مقدار کاری که انجام می‌شود به مقدار کاری که باید انجام شود.
ریچارد دفت کارایی را میزان منابعی که برای تولید یک واحد محصول مصرف می‌شود می‌داند که می‌توان آنها را بر حسب نسبت مصرف به محصول محاسبه کرد. در ساده‌ترین حالت تنها یک ورودی و یک خروجی داریم که کارایی نسبت ورودی به خروجی می‌باشد. مثلاً کارایی یک ماشین را می‌توان به وسیله تقسیم فاصله پیموده شده بر مقدار سوخت مصرف شده به دست آورد که می‌توان این نسبت را با سایر نسبت‌ها بدست آمده مقایسه نمود.اما در اکثر حالت ها واحدها دارای چندین ورودی و خروجی می‌باشند. (رنگرز، 1388)
به طور مثال اگر نهاده ها بصورت x1j,x2j , …..,xmj و ستاده ها بصورت y1j,y2j , ……ysj باشند، یعنیm ورودی و sخروجی را برای jواحد داشته باشیم، آنگاه کارایی بصورت زیر تعریف می‌گردد:

کارایی = U1Y1j + U2Y2j + …+ UsYsj / V1X1j + V2X2j+…+ VmXmj (فرمول2-2)
Ui = ام i وزن ستاده
Vi = ام i وزن نهاده
اگر دو واحد دارای ورودی‌های یکسان باشد و حداقل یکی از خروجی‌های واحد دوم کمتر از خروجی‌های متناظر واحد اول باشد بگوییم واحد دوم نسبت به اول ناکارا است.
اما به جای مقایسه یک واحد با واحدهای دیگر به گونه مجزا ما ورودی‌ها و خروجی‌ها را با ترکیب خطی از همه ورودی‌ها و خروجی‌ها مقایسه می‌نماییم. این تعریف به یک مجموعه از وزن ها که باید تعریف شوند نیازمند است. (صمدی و مسیبی، 1389)
2-4-1- انواع کارایی
مفهوم کارایی با توجه به انواع آن به چهار نوع به شرح زیر تقسیم میشود:
2-4-1-1- کارایی فنی:
عبارتست از حداکثر میزان تولید ممکن که می توان از مقدار مشخصی از عوامل تولید بدست آورد و کارآیی فنی تنها به استفاده از تمامی ظرفیت منابع تاکید دارد.
کارایی فنی نشان دهنده میزان توانایی یک بنگاه برای حداکثرسازی میزان تولید با توجه به منابع و عوامل تولید است. به عبارت دیگر میزان توانایی تبدیل دادههایی چون نیروی انسانی، ماشین آلات و ... به ستاندهها در مقایسه با بهترین عملکرد، توسط کارایی فنی سنجیده میشود (پیرس، 1997).
2-4-1-2-کارایی تخصیصی(کارایی قیمت):
این کارایی بر تولید بهترین ترکیب محصولات با استفاده از کم هزینهترین ترکیب دادهها تأکید میکند و در صدد پاسخگویی به این سوال است که آیا قیمت دادههای مورد استفاده به گونهای است که هزینه تولید راحداقل کند؟ (پیرس، 1997).
به این ترتیب کارایی تخصیصی مستلزم انتخاب مجموعه ای از عوامل تولید است که سطح مشخصی از محصول را در حداقل هزینه تولید نماید. کارایی تخصیصی را کارایی قیمت نیز می نامند.
2-4-1-3- کارایی ساختاری:
کارایی ساختاری یک صنعت از متوسط وزنی کارایی (مجموع وزنی ستاندهها تقسیم بر مجموع وزنی دادهها) شرکتهای آن صنعت به دست میآید. با استفاده از کارایی ساختاری میتوان کارایی صنایع مختلف با محصولات متفاوت را مقایسه کرد (امامی میبدی، 1379).
2-4-1-4- کارایی مقیاس:
کارآیی مقیاس به انتخاب بهینه اندازه (مقیاس شرکت) اشاره میکند، به عبارت دیگر، این نسبت برای سنجش بازده به مقیاس است بدین مفهوم که در واحدهایی که از نظر فنی ناکارآ باشند، با محاسبه این نسبت معین میگردد چه بخشی از ناکارآیی به دلیل مقیاس غیربهینه بوده است. بدیهی است اگردر صنعتی بازده به مقیاس ثابت باشد، میزان افزایش خروجیها و ستاندهها، متناسب با افزایش عوامل تولید یا نهادهها خواهد بود
کارایی مقیاس یک واحد از نسبت ((کارایی مشاهده شده)) آن واحد به ((کارایی در مقیاس بهینه)) به دست میآید. هدف این کارایی تولید در مقیاس بهینه میباشد. «فارل» کارایی اقتصادی کل را به دو جزء کارایی فنی و کارایی تخصیصی تقسیم میکند.
در موسساتی نظیر بانکها و موسسات پولی و مالی و بیمه که عوامل تولید بعنوان متغیرهای تصمیم گیری تلقی می شوند، مدل مناسب جهت ارزیابی کارایی بر مبنای حداقل سازی عوامل تولید می باشد.(ابراهیم پور، 1383) در این رساله وهدف به دست آوردن میزان کارایی فنی می باشد
از آنجا که کارایی، مهمترین سازوکار جهت ارزیابی و اندازهگیری عملکرد یک بنگاه مالی و یا اقتصادی، به شمار می رود، لذا این موضوع به مقوله مورد علاقه محققان درآمده است.
به منظور بهبود کارایی به پنج طریق زیر می توان عمل کرد :
الف) افزایش ورودی و به دست آوردن خروجی بیشتر
ب) ثابت نگاه داشتن ورودی و افزایش خروجی
ج) کاهش ورودی و کاهش کمتر خروجی
د) کاهش ورودی و ثابت نگاه داشتن خروجی
ه) کاهش ورودی و افزایش خروجی (مهرگان،1383)
2-5- روش های محاسبه کارایی
روش های محاسبه کارآیی بطور کلی به دو گروه : روشهای پارامتریک و ناپارامتریک تقسیم می شوند. هر دو روش پارامتری و غیر پارامتری (برنامه ریزی ریاضی) از تمامی اطلاعات به طور کامل استفاده می کند. روش پارامتری نیازمند یک تابع ریاضی است که بر آن اساس با به کارگیری متغیرهای مستقل، متغیر وابسته تخمین زده می شود. علاوه بر آن، فرضیاتی در مورد تابع توزیع داده ها همراه با محدودیت های مدل نیز باید مورد توجه قرار گیرد. اما تحلیل پوششی داده ها نیازمند به دست آوردن تابع توزیع و فرضیاتی در مورد آن نیست. این روش به طور کلی با ترکیب تمامی واحدهای تحت بررسی، یک واحد مجازی با بالاترین کارایی را ساخته و واحدهای ناکارا را با آن می سنجد. (مهرگان،1383)
2-5-1- روش های پارامتری
روش های پارامتریک بر مبنای مدل های اقتصادسنجی و تئوری های اقتصاد خرد بنا شده است. در این روش با استفاده از داده های تلفیقی ابتدا تابع هزینه (تولید) با توجه به فروض درنظر گرفته، تخمین زده می شود و با توجه به تابع مذکور، کارآیی محاسبه میگردد (نادری کزج، سال 1384، ص8).
2-5-1-1- روش تابع مرزی تصادفی
در این روش ابتدا شکل خاصی از تابع تولید (هزینه) در نظر گرفته می شود و با استفاده از روشهای رایج اقتصادسنجی تخمین زده می شود. طبق تعریف تابع تولید ، واحدهایی که در یک صنعت کارا عمل می کنند منطبق بر تابع تولید می باشند. با در اختیار داشتن مقادیر تولید واحدهای تولیدی می توان میزان انحرافات )واریانس) مقادیر تولید واقعی با مقادیر تولید بالقوه که بر اساس تابع تولید تخمین زده شده است را، ارزیابی و سطح معین و ثابتی از تکنولوژی، میزان به کارگیری نهاده ها را در اندازه بهینه شان نشان می دهد. این دو مفهوم در مجموع بیانگر کارایی اقتصادی است که از آن به کارایی هزینه نیز یاد می شود.مشکل عمده این روش ها تخمین تابع تولید می باشد.
2-5-2- روش های غیرپارامتری
این روش نیازمند تخمین تابع تولید نمی باشد. و بر اساس بهینهسازی با استفاده از برنامه ریزی خطی میباشد در این روش، منحنی مرزی کارا از یک سری نقاط که بوسیله برنامه ریزی خطی تعیین میشود، ایجاد میگردد (نادری کزج، سال 1384، ص8).تحلیل پوششی داده ها روشی غیر پارامتری است که کارایی نسبی واحدها را در مقایسه با یکدیگر ارزیابی می کند. در این تکنیک نیازی به شناخت شکل تابع تولید نیست و محدودیتی در تعداد ورودی ها و خروجی ها نمی باشد.
2-5-2-1- روش تحلیل پوششی داد ه ها:
اندازه گیری کارایی به خاطر اهمیت آن در ارزیابی عملکرد یک شرکت یا سازمان همواره مورد توجه محققین قرار داشته است. در سال 1957 فارل با استفاده از روشی مانند اندازه گیری کارایی در مباحث مهندسی اقدام به اندازه گیری کارایی برای یک واحد تولیدی نمود. موردی که فارل برای اندازه گیری کارایی مد نظر قرار داده بود شامل یک ورودی و خروجی بود. مطالعه فارل شامل اندازه گیری "کارایی های فنی" و "تخصیصی" و "مشتق تابع تولید کارا" بود.
فارل مدل خود را برای تخمین کارایی بخش کشاورزی آمریکا نسبت به سایر کشورها مورد استفاده قرار داد. با این وجود، او در ارائه روشی که دربرگیرنده ورودی ها و خروجی های متعدد باشد، موفق نبود.
"چارنز (Charnes)"، "کوپر (Cooper)" و "رودز (Rohdes)" دیدگاه فارل را توسعه داده و مدلی را ارائه کردند که توانایی اندازه گیری کارایی با چندین ورودی و چندین خروجی را داشت. این مدل تحت عنوان "تحلیل پوششی داده ها" (Data envelopment analysis) نام گرفت و اولین بار در رساله دکتری "ادوارد رودز" و به راهنمایی "کوپر" تحت عنوان "ارزیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مدارس ملی آمریکا" در سال 1976 در دانشگاه کارنگی مورد استفاده قرار گرفت و در سال 1978 در منابع علمی مقاله-منابع تحقیقای تحت عنوان "اندازه گیری کارایی واحدهای تصمیم گیرنده" ارائه شد.
از آن جایی که این مدل توسط "چانز" ،"کوپر" و "رودز" ارائه گردید به مدل CCR که از حروف اول نام سه فرد فوق تشکیل شده است معروف گردید. هدف در این مدل اندازه گیری و مقایسه کارایی نسبی واحدهای واحدهای سازمانی مانند مدارس، بیمارستان ها، شعب بانک، اداره های بیمه، شهرداری ها و ... که دارای چندین ورودی و خروجی شبیه به هم باشند است. این تکنیک یک روش مبتنی بر تجربه می‌باشد که نیازی به مفروضات و محدودیتهای سنتی سنجش کارایی ندارد. از زمان معرفی، این روش بطور گسترده در تمام سازمانها اعم از انتفاعی و غیرانتفاعی و... استفاده شده است اگر یک واحد تصمیم‌گیری تنها دارای یک نهاده و یک ستاده باشد کارایی این واحدها از طریق تقسیم ستاده به نهاده بدست می‌آید اما درشرایط واقعی که تعداد ورودی و خروجی ها بیشتر از یک شاخص بوده و نهاده و ستاده‌های چندگانه وجود داشته باشد در صورت وجود قیمت (ارزش) هر یک از نهاده و ستاده‌ها می‌توان از طریق تقسیم مجموع وزنی ستاده‌ها به مجموع وزنی نهاده ها کارایی را مشخص کرد.
این روش نیازی به تعیین تابع تولید نداشته و با استفاده از برنامه ریزی خطی محاسبات خود را انجام می دهد. همچنین با مقایسه مقادیر ورودی و خروجی یک واحد با سایر واحدها تعیین میکند آیا واحد تولیدی درمقایسه با سایرین کارا عمل کرده است یا خیر؟
اساس کار روش DEA، طراحی برنامه ریزی های خطی است که جایگاه هر واحد تصمیم گیرنده نسبت به سایر واحدها را شناسایی می کند. در تکنیک DEA، کارایی براساس دو معیار ورودی محور و خروجی محور مطرح می شود. معیار ورودی محور معطوف به حداقل سازی استفاده از نهاده ها با فرض ثابت بودن ستانده ها و معیار خروجی محور معطوف به حداکثر سازی ستانده ها با فرض ثابت بودن مقادیر نهاده ها است (قادری و گودرزی، 2006).
چارنز، کوپر و رودز در ساخت مدل تحلیل پوششی داده ها به یک رابطه تجربی در ارتباط با تعداد واحدهای مورد ارزیابی و تعداد ورودی ها و خروجی ها به صورت زیر رسیده اند :
(تعداد خروجی ها + تعداد ورودی ها) 3 ≤ تعداد واحدهای مورد ارزیابی
عدم به کار گیری رابطه ی فوق در عمل موجب می شود که تعداد زیادی از واحدها بر روی مرز کارا قرار گرفته و به عبارت دیگر دارای امتیاز کارایی یک گردند. لذا قدرت تفکیک مدل به این ترتیب کاهش می یابد (مهرگان، 1383). در سال 1384، "بنکر" ، "چارنز" و "کوپر" ، عامل مهمی به نام "بازده به مقیاس" را معرفی نموده و آن را به مدل CCR اضافه کردند. با این تغییر آن ها مدل های BCC خروجی محور و وردی محور را به وجود آوردند که مدل ریاضی آن شبیه مدل های CCR بود، به علاوه به تابع هدف و محدودیت های نامساوی مدل CCR عامل بازده به مقیاس اضافه گردید. این مدل با توجه به حروف اول نام آن ها به مدل BCC شهرت یافت. بازده به مقیاس به این معنی است که اگر میزان ورودی سازمان X برابر شود، میزان خروجی آن Y برابر شود. اگر Y>X باشد، بازده به مقیاس صعودی، اگر Y<X باشد، بازده به مقیاس نزولی و اگر Y=X باشد، بازده به مقیاس ثابت خواهد بود (آذر و موتمنی، 1383).
2-6- دلیل استفاده از تکنیک تحلیل پوششی داده ها:
یکی از پیامدهای سیر تکامل حسابداری و ارزیابی عملکرد واحد های بانکی، استفاده از نسبت های مالی برای تجزیه و تحلیل و ارزیابی عملکرد بانک است. بررسی روش های موجود ارزیابی عملکرد بانکی بیانگر آن است که این روش ها نوعا تجربی بوده و حاوی یکسری نسبت های مالی همچون نسبت های بدهی، نسبت های اهرمی، نسبت های فعالیت و.... است. این نسبت ها تنها به منظور درک عملکرد جاری و گذشته شرکت به کار نمی روند، بلکه از آن ها به عنوان ابزاری برای برنامه ریزی و کنترل فعالیت های شرکت نیز استفاده می شود. به عنوان مثال، سودآوری دارایی ها و حاشیه سود خالص می توانند به عنوان شاخص های ارزیابی عملکرد مالی مورد استفاده قرار گیرند.
هرچند تحلیل نسبت های مالی برای ارزیابی مالی شرکتها قدمتی دیرینه داشته و بسیار مورد استفاده قرار گرفته اما هر یک از نسبت های مالی تنها یک بعد از عملکرد مالی سازمان را ارزیابی می کند. از طرفی تعداد نسبت های مالی که میتوان از صورت های مالی استخراج کرد، بسیار زیاد بوده و اغلب گیج کننده و با یکدیگر متناقض هستند. به همین دلیل در تجزیه و تحلیل صورتهای مالی به سهولت نمی توان نتایج تحلیل گروههای متفاوت نسبت های مالی را با هم تجمیع و در مورد کلیت صورت های مالی نظر داد. همچنین روش های موجود به دلیل عدم استاندارد و ناهمگون بودن فعالیت های بانکی، قابلیت مقایسه نتایج در شعب مختلف را نخواهند داشت، لذا به دلیل محدودیت های مذکور نمی تواند راهنمای مناسبی برای سرمایه گذاران، اعتباردهندگان و مدیران واحدهای تجاری باشد. تکنیک تحلیل پوششی داده ها می تواند این مشکل را بر طرف کرده و در مقایسه با روش های سنتی مورد استفاده، روش بهتری برای سازماندهی و تحلیل داده ها می باشد، این تکنیک تمام جوانب واحدها را در نظر گرفته وهمه نسبت ها را به یک معیار واحد به نام "کارایی "ترجمه می کند که در نتیجه آن میتوان مقایسه و ارزیابی عملکرد واحدهای تجاری را بهتر انجام داد. علاوه بر برتری های عنوان شده، DEA اجازه می دهد کارایی در طول زمان تغییر کند و به هیچ گونه پیش فرضی در مورد مرز کارایی نیاز ندارد.
2-7- مفهوم کارایی در تحلیل پوششی داده‌ها
 مفهوم کارایی که در DEA مورد استفاده قرار می‌گیرد همان حاصل تقسیم مجموع وزنی مقدار ستاده‌ها به مجموع وزنی مقدار داده‌ها می‌باشد. ولی در اغلب موارد که قیمت با ارزش (وزنهای) داده‌ها و ستاده‌ها مشخص نیست و یا داده‌ها و ستاده‌ها مقیاس‌های متفاوتی دارند از DEA برای تعیین میزان کارایی استفاده می شود. در DEA وزنهای اختصاصی داده شده به هر یک از داده‌ها و ستاده‌ها از طریق حل یک مدل برنامه‌ریزی خطی بدست می‌آید. DEA این وزنها را طوری تعیین می‌کند که کارایی واحد نسبت به سایر واحدها حداکثرشود.
2-8- DEA و رویکرد سیستمی
یکی از مهم ترین ویژگی‌های DEA داشتن یک رویکرد سیستمی به مجموعه DMUهای تحت ارزیابی است. یک سیستم مجموعه‌ای از افراد، منابع، مفاهیم و رویه‌هایی هستند که به گونه‌ای در تعامل با یکدیگر قرار گرفته‌اند که در راستای رسیدن به هدفی مشخص وظایفی را انجام می‌دهند.
یک سیستم از سه بخش اصلی، داده‌ ، فرآیند و ستاده تشکیل شده است. در هر سیستم داده‌ها شامل عناصری می‌شود که وارد سیستم می‌شود. فرآیند شامل عناصری است که جهت تبدیل داده‌ها به ستاده‌ها ضروری هستند. ستاده‌ها شامل محصولات ساخته شده یا نتایج فرآیند سیستم می‌باشند در هر سیستم یکسری اطلاعاتی وجود دارد که با بررسی ستاده‌های سیستم برای تصمیم گیرنده نیز حاصل می‌شود و آن بازخورد نامیده می‌شود.

2-9- الگوبرداری با استفاده از DEA
DEA برای هر واحد تصمیم‌گیرنده (DMU) ناکارا، یک مجموعه از واحدهای کارا را مشخص می‌کند که می‌توانند به عنوان الگو برای بهبود عملکرد مورد استفاده قرار گیرند. براساس این تکنیک یک واحد تصمیم‌گیرنده ((DMU در صورتی ناکارا تلقی می شودکه یک واحد یا ترکیبی از واحدها وجود داشته باشند که توانایی تولید همان مقدار ستاده واحد تحت بررسی را با مقدار نهاده کمتری داشته باشند. این ترکیب به‌عنوان گروه‌های الگو یا مرجع برای واحد ناکارا در نظر گرفته می شوند. DEA همچنین می‌تواند مقدار بهبود لازم را در هر یک از داده ها و ستاده‌های واحد ناکارا مشخص کند. لازم به ذکر است کهDEA یک ابزار تشخیص است و هیچ گونه استراتژی را برای کارا شدن یک واحد ناکارا ارائه نمی‌دهد.
2-10- بازدهبهمقیاس
بازده به مقیاس بیانگر پیوند بین تغییرات ورودی‌ها و خروجی‌های یک سیستم می‌باشد. یکی از توانایی‌های روش تحلیل پوششی داده‌ها، کاربرد الگوی مختلف، با بازده به مقیاس‌های متفاوت و همچنین اندازه‌گیری بازده به مقیاس واحدهاست.
الفبازدهبهمقیاسثابت:بازدهبهمقیاسثابت،یعنیهرمضربیازورودیهاهمانمضربازخروجیهارا تولیدمیکند.
الگوی(CCR)،بازدهبهمقیاسواحدهاراثابتفرضمیکند:بنابراینواحدهایکوچکوبزرگباهممقایسه میشوند
ببازدهبهمقیاسمتغیر:بازدهبهمقیاسمتغیریعنیهرمضربیازورودیها،میتواندهمانمضرباز خروجیهایاکمترازآنویابیشترازآنرا،درخروجیهاتولیدکند.
الگوی(BCC)،بازدهبهمقیاسرا، متغیرفرض میکند.(بانکروترال،1992)
2-11- انواع مدل های تحلیل پوششی داده
رویکرد تحلیل پوشی داده‌ها دارای مدلهای متعددی است که این مدلها برای اهداف خاصی طراحی شده‌اند چنین مدلهایی امروزه کاربرد وسیعی در تحلیل کارایی سیستم‌های مختلف از جمله سیستم‌های تصمیم گیری پیدا کرده‌اند. در مدلهای DEA شاخص‌های مناسبی که بعنوان ورودی و خروجی عمل می‌کند نقش بسیار مهمی دارند. الگوهای DEA به طورکلی عبارتند از:الگوی CCR ،الگوی BCC
از طرفی می توان کارایی را از دو دیدگاه تمرکز بر ورودی ها (نهاده ها) و خروجی ها (ستاده ها) مورد بررسی قرار داد. لذا به طور کلی مدل های تحلیل پوششی داده ها به دو گروه "ورودی محور" و "خروجی محور" تقسیم می شود.
چارنز، کوپر و رودز در سال 1981 کارایی را با توجه به این دو دیدگاه به صورت زیر تعریف کردند :
در یک مدل خروجی محور، یک واحد در صورتی ناکاراست که امکان افزایش هر یک از خروجی ها بدون افزایش یک ورودی یا کاهش یک خروجی دیگر وجود داشته باشد.
در یک مدل ورودی محور، یک واحد در صورتی ناکاراست که امکان کاهش هر یک از ورودی ها بدون افزایش ورودی های دیگر یا کاهش هر یک از خروجی ها وجود داشته باشد.
در واقع مدل های ورودی محور مدل هایی هستند که با ثابت نگهداشتن خروجی ها، ورودی ها را کاهش می دهد. (مهرگان،1383)
2-11-1 مدل CCR
در اندازه گیری نسبی واحدها، فارل برای ساختن یک واحد مجازی، بر مجموع موزون واحدها تمرکز نمود و به عنوان یک وسیله سنجش متداول برای اندازه گیری کارایی فنی رابطه زیر را پیشنهاد کرد :
(فرمول 2-3) مجموع موزون ورودی ها / مجموع موزون خروجی ها = کارایی
در صورتی که هدف بررسی کارایی n واحد که هر کدام دارای m ورودی و s خروجی است باشد، کارایی واحد jام (j=1,2,…n) ، به صورت زیر محاسبه می گردد :
r=1suryrji=1mvixij= کارایی واحد jام
که با توجه به شکل زیر :
واحد jام
y1j X1j
yrj Xij
ysj Xmj

شکل 2-1 یک واحد تصمیم گیرنده
Xij : میزان ورودی iام برای واحد jام (j=1,2,…m)
Yrj : میزان خروجی rام برای واحد jام (r=1,2,…s)
Ur : وزن داده شده به خروجی rام (قیمت خروجی rام)
Vi : وزن داده شده به ورودی iام (هزینه ورودی iام)
مورد مهم در رابطه فوق این است که این وسیله سنجش کارایی، نیازمند مجموعه ای از وزن ها است که برای تمامی واحدهای تحت بررسی مورد استفاده قرار گیرد. در این رابطه به دو نکته باید توجه داشت اولین این که ارزش ورودی ها و خروجی ها می تواند متفاوت و اندازه گیری آن ها مشکل باشد و از طرف دیگر ممکن است واحدهای مختلف به گونه ای عملیات خود را سازمان دهند که خروجی هایی با ارزش های متفاوت ارائه کنند. لذا نیازمند وزن های متفاوتی در اندازه گیری کارایی می باشند.چارنز، کوپر و رودز مشکل فوق را شناخته و برای حل این مشکل در مدل خود به ورودی ها و خروجی ها وزن های مختلفی را اختصاص دادند و واحدهایی را مطرح کردند که می توانند وزن هایی را که برای آن ها متناسب تر و روشن کننده تر در مقایسه با سایر واحدها باشد، بپذیرند. (مهرگان، 1385)
2-11-2 مدل BCC
یکی از ویژگی های مدل تحلیل پوششی داده ها ساختار بازده به مقیاس آن می باشد. بازده به مقیاس می تواند ثابت یا متغیر باشد. بازده به مقیاس بدان معنا است که افزایش در مقدار ورودی منجر به افزایش خروجی به همان نسبت می شود. در بازده متغیر، افزایش خروجی بیشتر یا کمتر از نسبت افزایش در ورودی است. مدل های CCR از جمله مدل های بازده ثابت نسبت به مقیاس است. مدل های بازده ثابت به مقیاس زمانی مناسب است که همه واحدها در مقیاس بهینه عمل کنند. در ارزیابی کارایی واحدها هرگاه فضا و شرایط رقابت ناقص، محدودیت هایی را در سرمایه گذاری تحمیل کند موجب عدم فعالیت واحد در مقیاس بهینه می گردد.
در سال 1984 بنکر، چارنز و کوپر با تغییر در مدل CCR مدل جدیدی را عرضه کردند که با توجه به حروف اول نام آنان به مدل BCC شهرت یافت. مدل BCC مدلی از انواع مدل های تحلیل پوششی داده ها است که در ارزیابی کارایی نسبی واحدهایی با بازده متغیر نسبت به مقیاس می پردازد.
مدل های بازده به مقیاس ثابت محدود کننده تر از مدل های بازده به مقیاس متغیر می باشد. زیرا مدل بازده به مقیاس ثابت واحدهای کارای کمتری را در بر می گیرد و مقدار کارایی نیز کمتر می گردد، علت این امر حالت خاص بودن مدل "بازده ثابت به مقیاس " از مدل "بازده متغیر به مقیاس" می باشد.(مهرگان 1385)
مدل BCC برای ارزیابی کارایی واحد تحت بررسی (واحد صفر) به صورت زیر می باشد:
Max Z0 = r=1suryr0+wi=1mvixi0 St :
r=1suryr0+wi=1mvixi0 ≤ 1 (j =1, 2, …, n)
ur ,vi ≤ 0 آزاد در علامت w
(فرمول 2-4) مدل نسبت BCC ورودی محور
مدل غیر خطی فوق با مساوی یک قرار دادن مخرج کسر تابع هدف، به یک مدل خطی تبدیل می شود. مدل مضربی (اولیه) BCC ورودی محور به صورت زیر خواهد بود:
Max Z0 = r=1suryr0+w St :
r=1suryrj - i=1mvixij +w ≤0 (j =1, 2, …, n )
ur ,vi ≤ 0 آزاد در علامت w
فرمول(2-5) مدل مضربی BCC ورودی محور
2-12- تفاوت مدل BCCبا مدل CCR
مدل های CCR مدل های بازدهی ثابت به مقیاس هستند اما در عمل فرض بازدهی ثابت نسبت به مقیاس در بسیاری از سازمان ها و موسسات خدماتی و تولیدی قابل اتکا نیست. از اینجا بود که مدلی با فرض بازدهی متغیر نسبت به مقیاس برای دریافت واقع بینانه تری از مسائل احساس شد.(موتمنی، 1381)
مدلBCC همانند مدل CCR است. لیکن در شکل پوششی آن محدودیتj=1nλj=1 به سایر محدودیت های CCRاضافه شده است و در نتیجه در شکل مضربی آن نیز متغیرهای متناظر با آن محدودیت به مدل اضافه می شود. بنابراین تفاوت مدل BCC با مدل CCR تنها در شرط j=1nλj=1 می باشد. این شرط با توجه به محدودیت j≥0λ یک وضعیت تحدب را برای ترکیب DMUها ایجاد می کند و باعث می شود که منحنی مرز کارا برای واحدهای تحت بررسی تقریبا شکلی همانند تابع تولید بگیرند.(آذر و دانشور ،1385)
2-13- مزایای تحلیل پوششی داده ها :
مزایای تحلیل پوششی داده ها نسبت به روش های پارامتری از جمله رگرسیون به شرح زیر است:
تمرکز بر هر یک از مشاهدات در مقابل میانگین جامعه؛
فراهم آوردن یک شیوه اندازه گیری جامع و منحصر به فرد برای هر واحد که از ورودی ها؛ (متغیرهای مستقل) برای ایجاد خروجی ها (متغیرهای وابسته) استفاده می کند؛
استفاده هم زمان از چندین ورودی و چندین خروجی؛
سازگاری با متغیرهای برون زا؛
توانایی در نظر گرفتن متغیرهای طبقه ای یا مجازی؛
نیازمند آگاهی از وزن ها یا قیمت های "ورودی" و "خروجی" نبوده و از ارزش گذاری بی نیاز است؛
شکل تابع توزیع و روابط تولید محدودیتی را برای آن ایجاد نمی کند؛
تخمین در در تغیییر ورودی ها و خروجی واحدهایی که در زیر مرز کارا قرار گرفته برای تصویر کردن آن واحد بر مرز کارا؛
ارائه جواب بهینه پاراتو؛
10-امکان به کارگیری ورودی ها و خروجی های مختلف با مقیاس های اندازه گیری متفاوت؛
(Charnes et al,1995)
در تحلیل پوششی داده ها با دو رویکرد مواجه می شویم که یکی از آنها انتخاب روش DEA و دیگری انتخاب متغیرهای ورودی و خروجی آن می باشد. در سه دهه اخیر محققان زیادی در این زمینه تلاش کرده و پژوهش های متفاوتی در این زمینه انجام شده است. ولی همچنان مشکلات زیادی از قبیل گزینش ابزار های انتخاب، تجزیه و تحلیل همبستگی روی متغیرها و طبقه بندی کردی ورودی و خروجی های مختلف در این زمینه وجود دارد.
در مطالعات مربوط به ارزیابی کارایی در سطح واحدهای بانکی به روش تحلیل پوششی داده ها( DEA) شیوه های مختلفی برای تعیین ورودی و خروجی های مربوط به این روش به کار برده شده است. اما به منظور انتخاب صحیح این متغیرها، توجه به دو عامل بسیار مهم که در انتخاب متغیرهای ورودی و خروجی موثر می باشند ضروریست. اولین عامل ، هدف تحقیق است که منجر به انتخاب متغیرهای ورودی و خروجی خاصی می شود و دومین عامل تاثیرگذار، محدودیتهای آماری و حجم نمونه مورد بررسی می باشد.
با توجه به مباحث عنوان شده تعیین شاخص های ورودی و خروجی مناسب و صحیح در تکنیک تحلیل پوششی داده ها بسیار حائز اهمیت بوده و در نتایج حاصل از آن تاثیر گذار است. لذا تعیین اصولی معیارهای ورودی و خروجی برای یک شعبه بانک از مسائل بسیار چالش بر انگیز است به همین دلیل در هنگام تصمیم‌گیری در مورد تعیین داده‌ها و ستاده‌های DMUها نیازمندیم تا دیدگاهی مفهومی از آنچه که بعنوان یک داده یا ستاده برای یک DMU مطرح است داشته باشیم. در این فرآیند گاهی با مشکلات زیادی مثل انتخاب ابزارها ، تجزیه و تحلیل همبستگی و طبقه بندی کردن ورودی ها و خروجی ها به صورت مجزا مواجه شویم (یان لو و همکاران 2012) لذا در این پژوهش سعی خواهیم کرد تا روشی مناسب را برای انتخاب کردن متغیرهای DEAپیشنهاد دهیم. بر خلاف تحقیقات گذشته این پژوهش مبتنی بر مفهوم ارزش افزوده نقدی(CVA) می باشد. ارزش افزوده وجه نقد به طور منحصر بر اساس جریان وجوه نقد می باشد و از آنجا که جریان وجوه نقد تحت تاثیر روشهای مختلف برخوردهای متفاوت حسابداری در خصوص معاملات و رویدادهای یکسان در سطح واحد تجاری مختلف قرار نمی گیرند، نسبت به شاخص های سودآوری در تعیین عملکرد بانک ها متقاعدکننده تر می باشند و استفاده از آن قابلیت مقایسه جنبه عملیاتی عملکرد مالی واحدهای تجاری مختلف را افزایش می دهداین روش علاوه بر مزایای عنوان شده نسبت به روش های پیشین دارای چندین مزیت است که باعث استفاده از این مفهوم در تعیین متغیرهای خروجی و ورودی در این رساله گردیده است که این مزایا به شرح ذیل می باشد:
بیشتر عینی است و از تاثیر عوامل ذهنی در محاسبات بعدی جلوگیری می کند.
متغیرهای قابل اندازه گیری و طبقه بندی کامل از این عوامل را برای مدیران و محققان فراهم می کند.
تمام متغیرهایی که مورد بحث قرار می گیرند از صورت های مالی ای که به راحتی در دسترس هستند به دست می آیند و قابلیت دسترسی به اطلاعات بالاست
بنابراین برای انتخاب متغیرهای ورودی و خروجی تحلیل پوششی داده ها از روش مبتنی بر ارزش افزوده استفاده کرده و متغیرهایی تاثیر گذار بر جریان وجوه نقد هر واحد تصمیم گیرنده را در نظر گرفته و با توجه به نتایج آماری به دست آمده، شاخص های ورودی و خروجی را مشخص خواهیم کرد.
2-14- معیار های سنتی و نوین ارزیابی عملکرد
بررسی اصول بنیادین مالی و تعیین شاخص های نسبتاً ساده و شفاف، شیوه آسان و قابل درکی برای مقایسه عملکرد بانکها پیش رو می گذارد. استفاده از معیارهای مالی به درک روشن و دقیق از فرضیات عملکردی که مبتنی بر گرایشات قبلی بوده اند، کمک می کند.
تدوین شاخص هایی یکپارچه، مطلوب و مورد پذیرش کلیه بانکها، که بتواند در ارزیابی و رتبه بندی ها مورد استناد قرار گرفته و بانک ها را از ابعاد مختلف و به صورت جامع مورد ارزیابی قرار دهد از ضروریات سیستم بانکی محسوب می شود. لیکن با توجه به ماهیت سیستم بانکداری در ایران، عدم شفافیت اطلاعات در برخی بخشها، تفاوت در ساختار و نوع فعالیت بانک های ایران در مقایسه با بانکهای بین المللی و استفاده از مدل و شاخصهای مورد استفاده توسط بانکهای خارجی مطلوبیت لازم را نداشته و لازم است که الگویی داخلی با توجه به ماهیت و ساختار بانک های کشور تدوین شود. لذا در ادامه به بیان شاخص هایی پرداخته میشود که میتواند در رتبه بندی بانکها موثر باشد.
2-15- شاخص های بانکی:
ارزیابی عملکرد بنگاههای مالی، نیازمند شناخت معیارها و شاخص هایی است که در دو مجموعه شاخص های مالی و غیرمالی طبقه بندی می شود. برخی از معیارهای مالی که برای ارزیابی عملکرد بنگاه از اهمیت بیشتری برخوردار هستند عبارتند از : نرخ بازده سرمایه گذاری ( (ROI)، سود باقیمانده (RI) ، نرخ بازده فروش (ROS)، شاخص جامع سنجش عملکرد(BSC)، ارزش افزوده اقتصادی (EVA)، ارزش افزوده بازار (MVA) وارزش افزوده نقدی (CVA).(ولی زاده 1391)
شاخص های عملکرد مبتنی بر ارزش، در فرایند ارزیابی به منظور آگاهی از میزان ارزش آفرینی بنگاهها، در مقایسه با شاخص های سنتی مبتنی بر داده های تاریخی، از کاربرد بیشتری برخوردار است که در قضاوت آگاهانه و پایدار، سودمندتر است. زیرا مفاهیم ارزش و ارزش آفرینی را مبنا و هدف قرار می دهد.
سنجش عملکرد از وظایف مدیریتی به شمار آمده و مفهوم عینی به کسب و کار و مدیریت داده است. ارزیابی عملکرد، فرایند رسمی فراهم آوردن اطلاعات در مورد نتایج کار است. این امر سبب شناسایی نقاط قوت سازمان و بزرگ جلوه دادن آن به منظور خلق ارزش های بیشتر و در واقع عملکرد مطلوب تر می شود، چرا که با تجزیه و تحلیل فعالیت های گذشته بنگاه، نگاهی به آینده دارد تا به بیشینه کردن ارزش ها کمک کند.
2-16- مدیریت مبتنی بر ارزش(VBM)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *