— -فایل منابع علمی مقاله-منابع تحقیق-461)

1-2- بیان مسئله:بی شک نهاد خانواده مهم ترین و اصلی ترین پرورشگاه فرد محسوب می شود و یکی از نهاد های آموزشی و پرورشی عمده ی جامعه است (به پژوه، 1389) رفتار والدین سهمی مهم از تأثیرات تربیتی محیط خانواده بر فرزندان را به خود اختصاص می دهد و لزوم آگاهی یافتن از ملاک ها و ضوابط رفتار صحیح از اهم ضروریات در انجام وظایف تربیتی والدین بالاخص مادران است (نادری مهکی ،1389).تحقیقات ترک لادانی ، ملک پور وگلپرور نشان می دهد آموزش مهارتهای زندگی به مادران مشکلات رفتاری دانش آموزان را کاهش می دهد . همچنین واگن سلر (1994) به نقل از ملک پور(1387)، معتقد است اکثر مشکلات کودکان در خانه و مدرسه را از طریق والدین که درک خوبی از چگونگی بر قرار ارتباط مؤثر و صحیح دارند ، می توان اصلاح نمود . یکی از اقدامات آموزش خانواده مبتنی بر نیازهای اعتقادی ، فرهنگی و اجتماعی اجرای برنامه هایی به منظور تحکیم نظام خانواده است آموزش شیوه های تربیتی به مادران و پدران از اقداماتی است که نگرش آنها را نسبت به فرزندان تغییر می دهد . مسائل و مشکلاتی که خانواده و فرزندان با آن روبه رو هستند را کاهش می دهد و از پدید آمدن مسائل جدید پیشگیری می کند . همچنین این اقدام باعث می شود که والدین محیط مناسب تری برای رشد وشکوفایی استعداد های بالقوه فرزندان خود فراهم کنند که پیشرفت افراد خانواده و جامعه را به دنبال خواهد داشت (نیک نژاد و همکاران (1386). برای موفقیت در امر تربیت باید والدین به مهارتهایی از جمله مهارت فنی (دانش کافی به روز ) ، مهارت انسانی (توانایی برقراری ارتباط با آنان ) ، مهارت ادراکی (درک درست از مسائل ومشکلات ) مسلط باشند . برگزاری کلاسهای آموزشی والدین ، تغییر برنامه ریزی شده ای است که با هدف نزدیک کردن روشهای تربیتی آموزشی والدین و مربیان و در نهایت تغییر در رفتار آنان است . تحقیقات نشان داده است که فرزندان والدینی که در این جلسات شرکت می کنند ، مشکلات رفتاری کمتری و پیشرفت درسی و فرهنگی بیشتری پیدا می کنند (هورنبای ،2000) . نتایج مطالعه مزاروس و همکاران (2002) نشان داده که جنب های مختلف آموزش خانواده مهم هستند و در زمینه ترس و اضطراب بچه ها ، آموزش والدین به کاستن آنها و در نتیجه پیشرفت تحصیلی آنها کمک می کند . پژوهش اسدی (1379) تحت عنوان بررسی میزان تأثیر آموزش خانواده بر تغییر رفتار والدین نسبت به فرزندان خود در دوره راهنمایی و متوسطه » نشان می دهد که رابطه معنا داری بین آموزش خانواده وارتقای آگاهی ها ودانسته های تربیتی والدین ، بهبود راهنمایی تحصیلی ، هدایت دینی و اخلاقی فرزندان و شیوه های مناسب روابط خانوادگی وجوددارد . بنابراین باید پذیرفت که مادر یا پدر آگاه و مسئول بودن مشکل است و احتیاج به آگاهی و کسب معرفت لازم دارند.دهرتی (2006) بیان می کند : تحقیقات اخیر نشان داده است که کنش متقابل والدین و فرزندان دو جانبه است . به عبارت دیگر نه تنها تعلیم و تربیت نادرست موجب افزایش رفتارهای نا بهنجار فرزندان می شود ، بلکه گستاخی و لجبازی کودکان نیز موجب بروز خشونت والدین و دیگر رفتارهای منفی می شود و این عامل در کاهش تعلیم و تربیت صحیح مؤثر است . بنابر این برای استحکام رابطه صمیمی بین والدین و فرزندان و به منظورجلوگیری از رفتارهای ضد اجتماعی لازم است برنامه هایی در این زمینه اجرا شود. همچنین به نظر گالاس (1987) ، اصلاح آموزش و پرورش والدین به معنای هدایت آنان در جهت هرگونه مداخله ای است که فرزندانشان را تحت تأثیر قرار می دهند.به نظر آدل(1974) می توان از آموزش رفتاری والدین به طور موفقیت آمیزی برای اصلاح رفتارهای ضد اجتماعی استفاده کرد.نخستین کوشش ها جهت آموزش خانواده از مدارس آغاز شده است. در حال حاضر در کشور ما کلاس های آموزش خانواده به همت انجمن اولیاء ومربیان ووزارت آموزش و پرورش در اکثر شهرها و روستاها برگزار می شود. با توجه به اهمیت این گونه کلاس ها در بهبود سطح عملکرد ، دانش ونگرش والدین در زمینه تربیت دینی ، اخلاقی ، اجتماعی و جنسی فرزندان وکمک به آنها در برخورد ورفتار صحیح با فرزندان شان وآگاه ساختن آنها با استعدادها و مشکلات تحصیلی آنها و...، بایستی ارزیابی کامل وکافی نسبت به جلسات آموزش خانواده به عمل آید(تبریزی،1382).گذشته از اهمیت بنیادی وکارکرد تربیتی آموزش خانواده که دربسیاری پژوهش ها تأیید شده است، مشکلاتی نیز در سر راه این فرایند وجود دارد. وجود مشکلات اجرایی در سطح کلاس های آموزش و پرورش وهمچنین در سطوح خرد در مدارس از عوامل مؤثر در برگزاری و کیفیت کلاس های آموزش خانواده به شمار می رود(حیدری ، باقری وهمکاران،1385). بنابراین،درپژوهش حاضر مسئله مورد نظر شامل"میزان اثر بخشی آموزش خانواده بر دیدگاه تربیتی مادران نسبت به فرزندان می باشد.
1-3- اهمیت وضرورت مسئله:از آنجایی که شخصیت هر فرد درخانواده شکل می گیرد،روابط عاطفی پدران و مادران با فرزندان خود، اهمیت خانواده ونقش آن را روشن می سازد. ادراک ارزشهای معنوی، رشد اجتماعی ، عاطفی ، عقلانی و بدنی در حد وسیعی در خانواده صورت می گیرد( محمد خانی ،1384).چون فرزندان شکوفه های زندگی انسان هستند و بسیاری رشد و بالندگی فرزندان را مؤید موفقیت والدین و نظام تعلیم و تربیت می دانند.بنابراین پرداختن به اموری مانندآموزش والدین و خانواده وآشنا نمودن آنان با فنون جدید تعلیم و تربیت مطابق با علوم جدید از قبیل روانشناسی و...امری مهم و ارزشمند است(امجدیان،1377). بدون تردید همه اعضای خانواده (زن وشوهر ،پدر ومادر وفرزند ،یا فرزندان) به آموزش نیاز دارند ؛ زیرا انسان تمام رفتار ها را یاد می گیرد ؛ پس باید همه رفتار ها را در مراحل گونا گون زندگی آموزش داد .(به پژوه،1389)باید پذیرفت که یک مادر با یک پدر آگاه و مسئول بودن مشکل است و احتیاج به آگاهی و کسب دانش های لازم دارد .دانایی از دانش ها سر چشمه می گیرد ودانش ها از آموزش بدست می آیند .به بیان دیگر باید یاد آور شد که هیچ پدر و مادری خود به خود نمی تواند پدر و مادر موفقی بشوند و کودک را آنطور که هست بشناسند و او را درک کنند ، مگر اینکه دانایی های ضروری را کسب کنند.علت شکست انسان در تعلیم و تربیت عدم شناخت او نسبت به خود و نسبت به کودک است (امجدیان،1384). یکی از ویژگی های دنیای امروز ، انفجار علم ودانش است در همه حوزه ها وتآثیر ژرف آن در زندگی فردی واجتماعی است . به تناسب این گسترش علوم حیات روانی انسانها پیچیدگی می یابد و برای شناخت بهتر انسانها نسبت به یکدیگر در مناسبات اجتماعی که خانواده بارز ترین وعمیق ترین نمونه آن است ، محتاج علم ودانش بیش از گذشته هستیم این امر آموزش های مستمر را برای هر زن و مرد ضروری می سازد .آموزشهای که در نتیجه آن ضمن شناخت بیش تر ،خانواده ها را قادر می سازد نقش ها و وظایف خود را در مقابل همسر و فرزندان انجام دهند .رنه هر مدیر کل فرهنگی یونسکو معتقد بوده است : وقتی زنی را تعلیم می دهیم ، خانواده ای را تعلیم داده ایم(امجدیان،1384) از آنجایی که آموزش والدین به آنها کمک خواهد کرد تا با اصول و مفاهیم رشد،نحوه رفتار با کودکان، مشکلات و ناسازگاری های آنان آشنا شد و در حل آنها بکوشند (صباغیان،1382).بنابراین آموزش به خانواده جهت یادگیری وآشنایی با چنین دیدگاهها و مهارتها یک ضرورت اساسی و حیاتی در جامعه ما می باشد.
1-4- اهداف تحقیق:1-4-1- اهداف کلی:1-بیان اثر بخشی آموزش خانواده بر دیدگاه تربیتی مادران نسبت به فرزندان خود.
1-4-2- اهداف جزئی:1-بیان اثربخشی آموزش خانواده برنوع نگرش مادران از نظر معرفتی وشناختی نسبت به دانش آموز خود.
2-بیان اثر بخشی آموزش خانواده بر طرز پوشش ظاهری مادران در جامعه وخانواده.
3-بیان اثر بخشی آموزش خانواده برنوع گفتار مادران با فرزند یا فرزندان خود.
4- بیان اثربخشی آموزش خانواده بر مادران در نوع رفتار با فرزند یا فرزندان خود.
1-5- فرضیه های پژوهش :1-آموزش خانواده بردیدگاه معرفتی وشناختی مادران مؤثر می باشد.
2-آموزش خانواده بر ظاهر و پوشش مادران مؤثر می باشد.
3-آموزش خانواده بر نوع گفتار مادران مؤثر می باشد.
4-آموزش خانواده براصلاح رفتار جتماعی مادران مؤثر می باشد.
1-6- متغییر های تحقیق:1-متغییر مستقل : آموزش خانواده .
2-متغییروابسته : دیدگاه تربیتی مادران .
3-متغییر کنترل : جنسیت .
1-7- تعاریف نظری وعملیاتی متغییرهای تحقیق :1-7-1- تعاریف نظری :1-آموزش: آموزش عبارت است از فراهم نمودن زمینه ها وعوامل برای اینکه متعلم دانشی را واجد شود(چراغ چشم،1385). به عبارتی دیگر آموزش تعلیمات منظمی است که در جهت ایجاد آمادگی برای اجرای امور زندگی در شهر و روستا آموخته می شود (ابراهیم زاده،1385) .
2-آموزش خانواده: شامل کلیه دوره های آموزشی وکار آموزی و مهارت آموزی است که در آن سعی در افزایش دانش ، مهارت و توانایی والدین نسبت به تربیت جسمی ، اخلاقی ، عقلانی و عاطفی و معنوی فرزندان و نیز تغییر در نگرش های آنان نسبت به امر خطیر تربیت دارد (طالب زاده،1385) .
3- دیدگاه تربیتی: عبارت است از یک موضع گیری اساسی درباره فرایند های یاددهی – یادگیری در ابعاد گوناگون نظری وعملی(مهر محمدی ،1386 ) .
4- شناختی(معرفتی) : به شکل ساده آنرا میتوان به عنوان فرایندها یا جریانهایی که به کمک آنها یادگیری ، یادآوری وتفکر صورت می پذیرد تعریف کرد. به طور دقیق،"به فرایندهای درونی ذهنی و راههایی که ما به وسیله آنها اطلاعات را مورد توجه قرار می دهیم،آنها را درک می کنیم و به رمز در می آوریم ودر حافظه ذخیره می سازیم ، و هر وقت نیاز داشته باشیم آنها را از حافظه فرا می خوانیم و مورد استفاده قرار می دهیم گفته می شود"(سیف،1387) .
5- پوشش ظاهری : در این پژوهش این واژه معادل کلمه "حجاب "می باشد ؛ بنابراین میتوان گفت که ، حجاب در برخی کتب اینگونه تعریف کرده اند «الحجاب،المنع من الوصول » یعنی آنچه مانع رسیدن می شود . حجب و حجاب هر دو مصدر و به معنای پنهان کردن و منع از دخول است و به عنوان شاهد آیه 5 «ومن بیننا و بینک الحجاب» از سوره مبارکه فصلت را ذکر کرده اند. در دیگر کتاب های لغت حجاب را به معنای پرده آورده و نوشته اند «امراه محجوبه» زنی که پوشانیده است با توجه به معانی ذکر شده در می یابیم حجاب امری ظاهری و در ارتباط با جسم است ، اگر چه این پوشش برخاسته از اعتقادات و باورهای درونی افراد است ولی ظهور مادی و طبیعی دارد ؛ یعنی پوشش ظاهری افراد و بویژه زنان را حجاب گویند(فدایی وهمکاران،1387) .
6- رفتار اجتماعی: عبارت است از رفتاری که در مواجه با محرک اجتماعی بروز می کند (کریک،1994) .
1-7-2- تعاریف عملیاتی متغییرها:1-آموزش خانواده : دراین پژوهش منظور از آموزش خانواده ،کلیه دوره هایی است که توسط انجمن اولیاء ومربیان و نهادهای ذی ربط اجرا می شود و هدف آن ارتقاء سطح دانش ، نگرش و انتقال مهارتهای فرزند پروری می باشد. و اثر بخشی آن از طریق پرسشنامه محقق ساخته سنجیده می شود.
2-دیدگاه تربیتی : عبارت است از ارزیابی جهان بینی و موضع گیری شرکت کنندگان در پژوهش از طریق پرسشنامه .
3-دیدگاه معرفتی - شناختی : عبارت است از برآورد دانش ، درک و فهم شرکت کنندگان پس از اجرای برنامه از طریق پرسش نامه.
4-پوشش ظاهری(حجاب) : عبارت است از بررسی میزان حفظ و تغییر در وضعیت ظاهری شرکت کنندگان پس از اجرای برنامه های آموزش خانواده از طریق پرسشنامه .
5-رفتاراجتماعی : عبارت است از ارزیابی میزان عملکرد شرکت کنندگان در برخورد با محرک های اجتماعی پس از اجرای برنامه آموزش خانواده از طریق پرسش نامه .

فصل دوم: ادبیات نظری وپیشینه تحقیق

2-1- مقدمه:خانواده ارزنده ترین ساختار وغنی ترین بستر جهت رشد و تکامل ویژگی های جسمانی ، رفتاری و شخصیتی است که قدمت آن به اندازه طول تاریخ بشریت بوده و حرکت انسانی در مسیر زندگی با تأثیر پذیری شدیداز این محیط ادامه می یابد. خانواده اولین کانونی است که فرد در آن احساس امنیت می کند و نخستین نهادی است که فرد را مورد پذیرش قرار می دهد. این نهاد در دیدگاه های مختلف به صور متفاوتی تعریف و نگریسته شده است وهریک به تناسب دیدگاه و تعریف خوداهمیت آنرادر زمینه های مختلف بیان کرده. در نظریه های روانشناسی رشد و تحول ، ویژگی های شخصیتی متأثر از عوامل متعددی ذکر شده که در بین این مجموعه عوامل ، تعاملات والدین و عملکرد خانواده از جایگاه ویژه ای برخوردار است. به نظر می رسد که خانواده بیشترین نقش را درشکل گیری و تکامل شخصیت کودکان ونوجوانان ایفا می کند. علی رغم اهمیت بالایی که آموزش چه برای جامعه و چه برای فرد دارد، متأسفانه اکثر والدین به درستی نمی دانند که هر گاه فرزندان آنها از امکانات رشد و پرورش صحیح برخوردار باشند چه زندگی متعالی وارزشمندی در انتظارشان است(محمدی،1387). در این فصل از پژوهش حاضر که تحت عنوان پیشینه وادبیات نظری تحقیق از آن یاد می شود ؛ سعی برآن شده که در ابتدا پیشینه و یا تاریخچه ای از "آموزش خانواده" و به تبع آن انجمن اولیاء ومربیان که مجری کلاسهای آموزش خانواده می باشد ، جهت آشنایی با اهداف و زمینه های آن از دید خواننده محترم گذرانده وسپس به بحث در مورد ادبیات نظری آموزش خانواده می پردازیم . در بخش دوم این فصل به ارائه طیفی از دیدگاه های تربیتی وعوامل آموزشی و اجتماعی تحصیلی فرزندان که درارتباط با خانواده و مدرسه می باشد ؛ می پردازیم ودر پایان پیشینه ای از تحقیقات صورت گرفته در داخل وخارج از کشور ایران پیرامون موضوع مورد نظر ارائه می شود.
2-2- مروری بر سیر تاریخی تشکیل آموزش خانواده و انجمن اولیا و مربیان در جهان و ایران :2-2-1- تاریخچه تشکیل آموزش خانواده:تحول علم روانشناسی در اواخر قرن نوزدهم وبه خصوص یافته های مربوط به روانشناسی کودک نیز در تشکیل انجمن اولیا ومربیان مؤثر بوده چرا که در آن زمان روانشناسان تأکید داشتند که برای تربیت بهتر فرزندان توجه بیشتر به نقش تربیتی خانواده ضروری است . براساس مطالعات انجام شده تا اوایل قرن نوزدهم در جوامع مختلف برای کودکان از لحاظ اجتماعی ارزش چندانی قائل نمی شدند . در این دوران مواردی از قبیل نیازهای کودکان ، تفاوتهای فردی ونیاز های خاص کودکان مسائل جدی و قابل توجه تلقی نمی شد ند .در سال 1883 میلادی استانلی هال ، با انتشار مقالاتی تحت عنوان (محتوای ذهن کودک ) و(مطالعه کودک ) آغاز گر جنبشی گردید که ابتدا در آمریکا و سپس در اروپا به نهضت مطالعه کودک معروف شد .این نهضت تغییرات فراوانی در اندیشه های تربیتی معاصر به وجود آورده است .از طرف دیگر مطالعاتی که در زمینه تربیت کودک انجام شد ارتباط میان تربیت صحیح کودک با محیط خانوادگی را به اثبات رساند و به این ترتیب اندکی پس از آغاز نهضت مطالعه کودک ، نهضت آموزش اولیا سراسر آمریکا و سپس اروپا را فراگرفت به طوری که در سال 1890 نخستین تشکیلات آموزشی اولیا توسط استانلی هال در محلی به نام «انجمن تحقیق درباره کودک تأسیس گردید »نهضت توسعه تعلیم وتربیت مربیان آموزش خانواده ، با تألیف کتابی تحت عنوان «اهمیت تغذیه با شیر مادر »در سال 1914 فعالیت آموزش اولیا وارد مرحله جدیدی شد ، به طوری که با انگیزه ایجاد زمینه برای آشنایی خانواده ها با اصول تعلیم وتربیت جدید ، نخستین مدرسه والدین در اروپا در سال 1999 در شهر پاریس تأسیس شد و با کمک هیأتهای آموزشی مدارس در آموزشگاهای ابتدایی و متوسطه وهمکاری خانواده ها ، انجمن اولیا را تأسیس کرد . به این ترتیب ازدهه سوم قرن نوزدهم ، انجمن اولیا ومربیان در مدارس جهان شروع به فعالیت نمود (نیکونیا ،1387).انجمن اولین ومربیان در سال 1326 به عنوان سازمان غیر دولتی وغیر انتفاعی در ایران تشکیل شد این انجمن در سال 1347 به منظور توسعه فعالیت های آموزشی ،کمیته ای را تحت عنوان «کمیته آموزش » تشکیل داد. این کمیته در راستای توسعه فعالیت های خود توانست جلسات آموزشی خانواده از حالت وشیوه سخنرانی پراکنده به صورت دوره های آموزش کلاسیک که در محل انجمن تشکیل می شد ، تغییر دهد . زمان اجرای دوره های مذبور 3هفته ودر هرهفته 3جلسه آموزش بود . با آغاز شیوه جدید آموزش خانواده نحوه ارتباط انجمن با مراکز آموزشی وارد عرصه نوینی شدوبا حضور اساتید دانشگاهی به عنوان مدرس آموزش خانواده واستقبال خانواده ها ازاین آموزشها ، انجمن اقدام به راه اندازی وتأسیس مرکز آموزش خانواده نمود و به منظور توسعه فراگیر آموزش خانواده در شهر تهران ، پنج عنوان آموزشی در قالب آموزش خانواده در 10 ساعت در آموزشگاهها به خانواده ها ارائه شد .(جهانگرد ،1375).
2-2-2- تاریخچه انجمن ملی اولیاء ومربیان:تدوین قانون اساسی پس ازانقلاب مشروطیت و متعاقب آن تصویب قانون اساسی معارف در سال 1290 هجری شمسی موجب شد تحصیلات عمومی در سطح کشور اجباری شده و به عنوان یکی از وظایف دولت تلقی شود. این امر آموزش و پرورش را با افزایش تقاضای آموزش مواجه ساخت و این امر به دنبال خود تبعات ومشکلاتی من جمله فشار سنگین مالی بر منابع محدود دولت را پدید آورد. هم زمان با افزایش تقاضا برای آموزش ،گسترش همکاری عمومی برای پیشبرد امر آموزش و پرورش نیز مورد توجه قرار گرفت و در این راستا مشارکت خانه و مدرسه در تعلیم وتربیت به عنوان یک راهبرد سیاسی انتخاب شد . به این ترتیب تشکیل انجمن اولیاء و مربیان از طرح های مقدماتی دولت درزمینه واگذار ی تعلیم و تربیت به مردم قلمداد گردید (جهانگرد،1375) . صدیق اعلم(1349) وزیر فرهنگ وقت در این مورد می نویسد:در سال 1326 باز هم برای دخالت دادن مردم در امر تعلیم وتربیت انجمن همکاری خانه و مدرسه را تأسیس کردیم ، به طوری که انجمن های خانه و مدرسه کار بسیار مفید ی در دخالت دادن مردم به کاری که برآن علاقه دارند بوده است.در سال 1346انجمنی به نام انجمن ملی اولیاء ومربیان ایران تأسیس ومرام نامه ای به این شرح به ثبت رسید: انجمن اولیاء ومربیان سازمانی است غیر انتفاعی وغیر دولتی این مؤسسه با همکاری و پشتیبانی کسانی که به تربیت عمومی نونهالان ونوجوانان علاقه دارند تشکیل می شود . هدفهای معین ومشخصی بر محور سیاست کلی آموزش وپرورش کشور وبا معیارهای فدراسیون بین المللی اولیاء ومربیان برای نیل به هدف های خود تعقیب می کند . انجمن ملی اولیاءومربیان ایران سازمانی است که درآن تعصب مذهبی ، نژادی، طبقاتی ویا سیاسی راه ندارد و صرفاً به جنبه همگانی تربیت متوجه است (جهانگرد،1375) .
2-3- اهداف انجمن اولیاء ومربیان:انجمن اولیاء ومربیان در سال 1346اهداف خود را به شرح زیر اعلام کرد:
1) بررسی مسائل خانوادگی و تربیتی بین افراد و طبقات اجتماعی.
2) فراهم آوردن وسایل لازم برای حفاظت کودکان و نوجوانان و تأمین احتیاجات روانی و جسمانی آنان.
3) تقویت مبانی ارتباط میان خانه و مدرسه و تحکیم روابط اولیاء و مربیان.
4) اتخاذ تدابیر اساسی در باره ی روشهای تربیت و تقویت روح همکاری اجتماعی و پرورش شخصیت کودکان ونوجوانان وتحکیم مبانی اعتماد به نفس در آنان.
5) هم کاری وهم فکری با اولیاءکودکان ونوجوانان به منظور ایجاد وتقویت حسن تفاهم بین آنان.
6) هم کاری وهم فکری با اولیاءمدارس به منظور تسهیل امور تربیتی و به ثمر رساندن فعالیت های آنان در آموزش وپرورش کودکان ونوجوانان.
7) تلاش در هماهنگ ساختن فعالیت های خانه و مدرسه و به تحقق رسانیدن ومنظور های آموزشی بر پایه صحیح علمی .
8) مرتفع ساختن مشکلات اولیاء وکودکان ونوجوانان و هم چنین اولیاء مدرسه از طریق وسایل ارتباطات جمعی وتشکیل کلاس ها ،سمینارها[هم اندیشی ها]،کنفرانس ها ،مصاحبه ها وطبع ونشر رساله های ارشادی (همان منبع،1375).
2-4- سازمان مرکزی انجمن اولیاء ومربیان :پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران ، براساس لایحه قانونی که به صورت ماده واحده در جلسه 18/12/1358 به تصویب شورای انقلاب رسید ، مقرر گردید انجمن ملی اولیاء ومربیان به صورت سازمان مستقل و به سرپرستی قائم مقام وزیر آموزش وپرورش اداره شود (وفادار وجوان بخت ،1383) .
2-4-1- اساس نامه انجمن مرکزی اولیاءومربیان جمهوری اسلامی ایران:این اساس نامه در جلسه451 شورای عالی آموزش وپرورش به تاریخ19/3/1367تصویب شد.در بخش کلیات این اساس نامه آمده است" هدف نهایی از تعلیم وتربیت در آیین مقدس اسلام وبه تبع آن در حکومت اسلامی ، دست یابی به مکارم اخلاقی ، یافتن نفس مطمئنه ، و زکیه و حرکت در صراط مستقیم در جهت وصول به مقام بندگی شایسته خدای توانا ، با استفاده از زمینه های فطری انسان است . دو رکن مهم واساسی این ترقی و تعالی عبارت است ا ز کانونهای با صفا و با هدف خانواده و مدرسه . بنابراین به منطور برقراری هر چه بیشترارتباط میان این دو کانون در جهت تحکیم همکاری تربیتی و ایجاد هماهنگی بین کلیه مراکزی که تمام و یا بخشی از اهداف آنها هدایت وتهذیب افکار و تربیت اخلاق عمومی است ، مؤسسه ی غیر انتفاعی ، وابسته به آموزش و پرورش به نام انجمن مرکزی اولیاء و مربیان جمهوری اسلامی ایران تأسیس می گردد(شرکایی وهمکاران،1387).
2-4-2- اهداف انجمن مرکزی اولیاء و مربیان جمهوری اسلامی ایران :در ماده یک اساس نامه اهداف انجمن به شرح زیر می باشد :
1) آگاه تر ساختن پدران ومادران ومربیان به معارف اسلامی در رابطه با مسائل رشد و پرورش کودکان ، نوجوانان وجوانان با توجه به نیاز های آنان از جهات مختلف معنوی ، روانی ، عاطفی ، سیاسی ، اجتماعی و بهداشتی .
2) تبیین مسئولیت ها وتقویت احساس آن در اولیاء و مربیان نسبت به مسائل پرورشی فرزندان.
3) ایجاد ، تقویت و تحکیم روابط صمیمی بین اولیاء و مربیان از یک طرف و فرزندان از طرف دیگر.
4) فراهم کردن موجبات تحکیم مبانی شخصیت و تقویت خود آگاهی در کودکان ، نوجوانان وجوانان .
5) مطالعه وبررسی عللی که موجب ناسازگاری ویا عواملی که مانع رشد بدنی وروانی کودکان، نوجوانان وجوانان کشور شود وپیدا کردن راه ها ی رفع علل وموانع بروز.
6) آشنا ساختن اولیاء به مسائل اقتصادی خانواده وجامعه وتخصص های ضروری ومورد نیاز کشور جهت راهنمایی شغلی فرزندان.
7) جذب امکانات ونیروهای مردمی جهت مشارکت همه جانبه آنان در پیشبرد اهداف آموزش وپرورش جمهوری اسلامی ایران(همان منبع،1387).
2-5- تعاریف خانواده : مفهوم خانواده مانند سایر مفاهیم موجود در علوم انسانی دارای تعاریف متعدد وگوناگونی است.جامعه شناسان ،روانشناسان ، ودانشمندان رشته های مختلف هر کدام از زاویه خاص به این نهاد نگریسته وتعریفی از آن ارائه نموده اند که به برخی از آنها اشاره می شود . خانواده را می توان به عنوان یک نظام اجتماعی و یا به عنوان بخشی از یک اجتماع بزرگتر در نظر گرفت که هنجارها ،ارزشها و رفتارهای آن در فرد تأثیر حتمی دارد (علوی 1374) .
خانواده عبارت است از یک نظام اجتماعی زنده که از یک گروه از افراد وابسته به هم تشکیل شده است والدین واعضاء نظام برای رسیدن به اهداف خاصی تلاش می کنند (فریدمن ،1987).
خانواده در قانون اساسی : با توجه به اهمیت خانواده در سلامت جامعه ،در قوانین مدنی واسلامی ایران این امر مورد توجه خاص قرار گرفته است .اصل دهم قانون اساسی بیان می دارد از آنجا که خانواده واحد بنیادی در جامعه اسلامی است ،همه قوانین ومقررات وبرنامه ریزی های مربوط باید در جهت آسان کردن تشکیل خانواده ،پاسداری از قداست آن واستواری روابط خانوادگی بر پایه حقوق واخلاق اسلامی باشد (عبد الهی ،1382).
2-5-1- منشاء خانواده وتحولات تاریخی آن :خانواده مهم ترین واحد اجتماعی است که در همه جوامع بشری وجود داشته است برخی روابط خویشاوندی که بر اساس هم خونی متکی است ، مبدأ تشکیل خانواده می دانند و آن را هسته اولیه جامعه می پندارند . برخی نیز عوامل اقتصادی در پدید آیی خانواده مؤثر دانسته اند وگروهی عوامل جنسی و روانی را در شکل گیری این سازمان ذکر کرده اند .مطالعات انجام گرفته توسط جامعه شناسان نشان می دهد که در برخی از جانوران عالی،خانواده زیستی وجودداشته است ولی پایدار ترین شکل خانواده مربوط به خانواده انسانی است که از آغاز تاکنون گذشته از وظیفه کودک زایی وکودک پروری ،کارکرد های دیگری مانند تولید اقتصادی و آموزش و پرورش را برعهده داشته است .در طول تاریخ ،خانواده اشکال مختلفی داشته است و هر دوره با تحولات اقتصادی واجتماعی دگرگونی پذیرفته است .در روزگار کهن ،خانواده ابتدا وسیع بوده وهمسران ، فرزندان ، نوه ها و...، را در برداشته است . ساختار خانواده در دوره های مختلف تاریخی به صورت تک همسری ، مادر سالاری ،چند همسری ، پدر سالاری ،خانواده گسترده وخانواده هسته ای مطرح بوده است ک عوامل متعددی نظیر تحولات صنعتی تولید ماشین ،بسط تخصصها ، توسعه کارگاه ها وکارخانه های جدید موجب شده است که خانواده گسترده به خانواده مستقل ومحدود تبدیل شود و از نظر شماره اعضاء ، مسئولیت تربیتی خانواده هم تغییر کند (گروهی از مؤلفان ،1384).
2-5-2- کار کرد های خانواده :خانواده در گذشته دارای کنشهای متعددی بوده و هنوز هم تأمین ارزشهای مختلفی در محیط خانواده صورت می گیرد .لکن کنش های خانواده در طی زمان دچار تغییر وتحول شده است .در جوامع شرقی بخصوص در جوامع اسلامی خانواده زنجیره ی ارتباطی اجتماع و تضمین کننده آرامش ثبات جامعه بوده است .در میان افراد خانواده اعتماد متقابل وجود داشته وعلایق شدید عاطفی آنان را به هم پیوند می داده و خانواده کانون اصلی ایمنی ، مهر و محبت بوده است .سایه گسترده خانواده ، اعضاء آنرا در مقابل ناملایمات روزگار مصون نگه می داشته به خصوص فراگیری بسیاری از احکام عبادی واعتقادی دینی وحتی آموزش های شغلی وتخصصی از طریق خانواده انجام می گرفت .
به طور کلی می توان گفت که در جهان اسلام خانواده 7 نقش یا کارکرد عمده اجتماعی را برعهده دارد.
1-کارکرد زیستی وتولید مثل
2-پرورش ، تربیت وآموزش کودکان
3-ایجادجهان بینی و تعهددینی
4-ارضای نیازهای عاطفی
5-تأمین امنیت جسمی وروحی
6-کارکرداقتصادی وتولیدی
7-ایجاد مهارت های شغلی در زمینه کسب شغل ومقام اجتماعی (صادقی وحمیدی ،1382).
2-5-3- کارکرد های اصلی خانواده در حوزه تعلیم وتربیت :خانواده به عنوان اولین نهاد تربیتی ،دارای قابلیتها و کارکرد های فراوانی در عرصه تعلیم وتربیت است که مهم ترین آنها عبارتند از:
1- ایفای نقش تکلیفی در حیطه آموزش رسمی مدرسه (تقویت و توسعه آموزشهای مدرسه ای در خانواده )
2- تبیین و ترغیب الگوگرایی در فرزندان به منظور همانند سازی مطلوب
3- تلاش برای هماهنگی و همگرایی میان ارزشهای اخلاقی خانه و مدرسه به منظور تعمیق و تقویت وجدان اخلاقی فرزندان
4- اعتماد سازی در فرزندان به منظور تحقق الگو پذیری فرزندان ازوالدین ایجادهماهنگی وهمگرایی در خصوص فعالیت های تربیتی با برنامه های مکمل وفوق برنامه مدرسه (شرفی، 1387) .
2-5-4- اشکال مختلف خانواده و خصوصیات آنها :1- خانواده مادر سالاری : تسلط درخانواده از آن زنان بوده است .
2- خانواده پدر سالاری : در این خانواده مرد حاکم مطلق بوده و همه ی اعضای خانواده برتری پدر را قبول داشته اند .
3- خانواده گسترده : نمونه این خانواده در جوامع شرقی وجود داشته است در این نظام خانواده ، فرزند پس از ازدواج در خانه والدین می ماندند و به اتفاق همسران وفرزندان خود در خانه پدر و مادر زندگی می کردند.
4- خانواده هسته ای : از زن و شوهر و فرزندان تشکیل می شود و دراین نظام فرزندان به محض بزرگ شدن و پس از ازدواج ویا برخورداری ازامکانات اشتغال خانواده جدا گانه ای را تشکیل می دهند (همان منبع 1384).
2-5-5- الگوهای تعاملی خانواده :مهترین الگوهای تعا مل خانواده عبارتند از :
الف) الگوی پذیرا و پویا
ب) الگوی وابسته
ج) الگوی سلطه گر
د) الگوی مقابله ای
ه) الگوی کناره گیر
و) الگوی نامنسجم
الف) الگوی پذیرا وپویا :در این الگو یک رابطه عقلی وعاطفی مناسب بین افراد برقرار است مهترین خطوط ارتباطی بین آنان همین رابطه عقلی وعاطفی است .
ب) الگوی وابسته : این الگو به شکل ظاهری با الگوی پذیرا وپویا تفاوتی ندارد جزء اینکه رابطه بین اعضاء در این خانواده ، به طور عمده عاطفی است . مهمترین خطوط ارتباطی بین آنان همین رابطه عاطفی است وجنبه های عقلانی این ارتباط به شدت تحت تأثیر روابط عاطفی اعضاء است .
ج) الگوی سلطه گر : سلطه گری در خانواده ها به یکی از سه شکل زیر صورت می گیرد :
1- سلطه متمرکز: در این الگو یک فرد بر تمامی اعضاءخانواده تسلط دارد .
2- سلطه سلسله مراتبی : در این الگو یک فرد بر تمامی اعضاء خانواده سلطه دارد علاوه براین فرد : فرد دیگری نیز در سلسله مراتب سلطه وجود دارد که در غیاب او بر سایرین سلطه گری دارد .
3- سلطه توزیع شده : در این الگو دو فرد براعضاءخانواده سلطه دارند ، هر یک از آنان بر افراد خاصی
د) الگوی مقابله ای : در این الگو بین اعضاءخانواده تعارض ، ضدیت ، لجبازی و تلافی جویی حاکم است کنش های متقابل ، شکل مکمل ندارد ، بلکه هر فردی رفتاری تلافی جویانه در مقابل فرد دیگر دارد . الگوی مقابله ای از ابتدا ی زندگی وجود ندارد ، بلکه پیش از شکست الگو های دیگر شکل می گیرد .
ه) الگوی تعاملی کناره گیری : در این الگو افراد تا حد ممکن از یکدیگر دور می شوند . در این الگو اعضاءخانواده به دلایلی چون هم خونی ، پیوستگی های سببی ،الزام های اقتصادی واجتماعی ناگزیر از زندگی با یکدیگر هستند .
و) الگوی نامنسجم : در این الگو چیزی که قابل اتکا ء است ، متغییر بودن هر رفتار وتصمیم وقول وقرار است)احمدی،1383).
2-5-6- دیدگاه های اساسی خانواده:خانواده به طور سنتی ،به عنوان واحد اصلی تأمین کننده امکان تربیت اجتماعی فرزندان خردسال و نوجوان و حامی سنن فرهنگی تلقی می شود رشد وتکامل فرد به عنوان عضوی از خانواده وهم چنین خانواده به عنوان یک کل، یکی از مهمترین مسائلی است که در مطالعه خانواده لازم است به آن پرداخته شود .خانواده به خاطر پیچیدگی روابط اجتماعی زندگی امروزی ، به خصوص در مقاطع حساس دوران رشد نیازمند به کمک های حرفه ای از سوی نهاد های دیگر با تعلیم وتربیت است . رشد و تکامل فرد خانواده از سه دیدگاه فردی ، اجتماعی و تاریخی قابل بررسی است .(شریعتمداری ،1387).
2-5-6-1- دیدگاه فردی:از دیدگاه اول ،اعضای خانواده با بحرانهای رشد و تکامل قابل پیش بینی مواجعه می شوند .خانواده ها در برخورد با این بحران ها ممکن است احساس تنهایی کنند . تصور غالب خانواده ها براین است که تنها آنها با این مشکلات درگیرند . ارتباط خانه ومدرسه و دعوت از خانواده ها درفضای صمیمانه که در آن امکان انتقال تجارب خانوادگی وجود دارد .این نتیجه را به دنبال دارد که خانواده ها ، نسبت به این بعد احساس وافع بینانه تری پیدا می کنند . یعنی احساس از فراگیر بودن این مسائل و بحرانها. به خصوص اگر جلسات آموزش خانواده ها حداقل سالی دو یا سه بار به صورت کلاسی برگزار شود.تا امکان تعامل رودر روی خانواده ها با یکدیگر وجود داشته باشد ، این احساس بیشتر شکل می گیرداین جلسات کلاسی امکان آشنایی خانواده های دانش آموزان یک کلاس را باهم فراهم می آورد و روحیه همبستگی را در بین آنان ایجاد می کند.
2-5-6-2- دیدگاه اجتماعی :دیدگاه دوم که در ارتباط با خانواده ها به آن پرداخت ،دیدگاه اجتماعی است .خانواده از دیدگاه اجتماعی ،امروزه در گیر تغییراتی است که در مورد بر قراری روابط میان فردی و صمیمانه فرزندانشان صورت می گیرد .امروزه اغلب جوانان دیگراز الگوهای سنتی ،تبعیت نمی کنند .در حالی که خانواده هنوز نتوانسته است خود را با این تغییرالگوها سازگار کند . بعضی از خانواده ها در این بعد بر کنترل بیش از حد تمرکز می کنند و برخی به دلیل آنکه آهنگ پویایی شان در برابر این تغییرات آنقدر کند بوده است که به دلیل فاصله و شکاف عمیقی که با نسل جدید پیدا کرده اند ،کند بودن تفکر رشد و پویایی فاصله عمیقی با نسل جدید پیدا کرده اند و در حقیقت قافیه را در برابر آنها باخته اند و فکر می کنند هیچ کاری از دست آنها بر نمی آید و جوان را به حال خود رها کرده اند .جلسات آموزشی خانواده در این بعد عملکرد قوی وفعالی نداشته است واین مسئله ای است که بایددر آموزش خانواده مورد توجه قرار گیرد فرزندان ما در حالی می خواهند به دانشگاه راه پیدا کنند که انتظار ما ازآنها فقط درس خواندن وآمادگی برای آزمون ورودی است به همین خاطر هیچ گاه زمینه رشد اجتماعی آنها را فراهم نمی کنیم.
2-5-6-3- دیدگاه تاریخی:دیدگاه سوم : دیدگاه تاریخی است . عصر ودورانی که بشر در آن زندگی می کند ، متشکل از نیرهای مؤثر وشکل دهنده ی بشریت دریک مقطع زمانی خاصی است .در این زمینه به رکود اقتصادی ،جنگ ها، تحولات سیاسی و...، اشاره کرد. به عنوان مثال در زمان جنگ جامعه وخانواده همبستگی بیشتری باهم دارند وگرایش به فردیت و استقلال کاهش پیدا می کند . در حالی که در دوران پس از جنگ ، انتظارات مهار شده ، مجال بروز پیدا می کنند . در دوران رکود اقتصادی ، ناامیدی حاکم بر نوجوانان نسبت به آینده ی خود ، فرهنگ خاصی را در میان آنان ایجاد می کند .این جا موقعیتی است که احتمال دارد بیشتر نیازمند حمایت غیر مستقیم خانواده باشند خانواده ها به عنوان واحدی که بیش از همه با این مسائل دست و پنجه نرم می کنند ، ممکن است از این تأثیرات آگاه نباشند و فقط خود را گرفتار مشکلاتی عدیده می بیند . آموزش مدرسه در این زمینه می تواند به خانواده ها ،آگاهی ، بینش و آرامش خاصی ببخشد تا پویایی های پنهان فرزند خود را بهتر درک کنند (شریعتمدار،1387).
2-5-6-4- نقش ها و وظایف خانواده :1- خانواده ها ، نخستین ، مؤثر ترین ، پایدارترین و مهم ترین آموزشگاه و پرورشگاه انسان است .
2- خانواده ها ، نخستین کانون رشد وشکوفایی استعدادهای بالقوه انسان ؛ حفظ وتأمین سلامت جسمانی وروانی ؛ونیز آرامش روحی انسان است .
3- خانواده مهم ترین کانون رشد شخصیت وانسان سازی ؛ انتقال ارزشها ،هنجارها نگرشها وباورها ، وآماده سازی فرد برای زندگی در دنیای واقعی است .
4- خانواده ، مهم ترین کانون همانند سازی والگوبرداری ، اجتماعی شدن و جامعه پذیری است.
5- خانواده مهم ترین کانون شکل گیری (مفهوم خود ) و خود شناسی ، اعتماد به نفس و اعتماد به دیگران است .(به پژوه 1389)
فاربر در سال 1995 طی پژوهشی که در ایالات متحده آمریکا انجام داد ، نتیجه گرفت که وجود والدین مستبد یا سهل انگار در خانواده غالباً باعث اختلال یا به تعویق افتادن رشد خانواده می گردد . وی خاطر نشان می سازد که انواع فشارهای مختلف در اثر وجود چنین والدینی کلیه اعضا خانواده را دچار بحران کرده و در نتیجه واکنش هایی نشان می دهند که باعث مشکلات زنا شویی ، طلاق و افسردگی فرزندان می گردد.
2-5-6-5- اهمیت آموزش :یکی از حیاتی ترین نیازهای بشری آموزش است که به منظور تعالی انسانها ،کمک به آنان و در جهت سازگاری با اوضاع وشرایط متفاوت صورت می گیرد به عبارت دیگر ، علم ویادگیری به انسان توانایی می بخشد که محیط را مطابق با نیاز های خویش تنظیم و سازماندهی کنند . به همین جهت توسعه بی سابقه اقتصادی ، اجتماعی وپیشرفت های سریع فن آوری در سال های اخیر ناشی از آموزش انسانها می دانند . از طرف دیگر پیشرفت های فن آوری وتخصصی شدن امور نیازمند توسعه ظرفیت ها وقابلیت های انسانی است که نیل به این منظور آموزش را پیش از پیش افزایش داد وموجب شده است که امروزه به آموزش از چشم انداز وسیع تر توسعه انسانی نگریسته شود این عوامل شرایطی را فراهم می آورد که شکل وکارایی نظامهای تعلیم وتربیت همواره مورد بررسی وباز نگری قرار بگیرد تا بتواند با دراختیار گرفتن امکانات وسیع به نیاز های فزاینده آموزش انسانها پاسخی مناسب ارائه نماید.(محمد خانی ،1384).
2-5-7- ضرورت و اهمیت آموزش خانواده :از میان عوامل اجتماعی که در پرورش کودک مؤثرند خانواده از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا در سالهای اولیه رشد ، بیشترین و مؤثرترین ارتباط کودک با خانواده اش است واعتقادات ، ارزشها و نگرش ها ی کودک توسط والدین به اوانتقال می یابد. اکثر روانشناسان علوم رفتاری هم معتقدندکه ساده ترین روش برای کمک به کودکان،آموزش والدین است ونهادهای آموزشی حتی اگر تجهیزات مدرن داشته باشند نمی توانند نیاز های روحی کودکان را فراهم کنند واین وظیفه بر عهده والدین است (سلحشور،1379).آموزش خانواده و والدین در دهه های اخیر در اکثر کشورهای دنیا به عنوان یک امر ضروری در جهت ایجاد محیط خانوادگی مناسب برای رشد فرزندان و پیشرفت تحصیلی آنان مد نظر قرار گرفته است اکثر تحقیقات بر این واقعیت تأکید ورزیده اند که در امر تربیت فرزندان بایستی از آموزشهای جامع ، سازمان یافته واز پیش طراحی شده بهرمند شد (طالب زاده نوبریان ،1385). همچنین نتایج تحقیقات روانشناسان پس از سالهای 1890 تاکنون ، این نکته را تأیید می کنند که پرورش وتکامل کودک در درجه اول با محیط خانوادگی و محل زندگی او رابطه وجود دارد .(تیموری ،1384). با این وضع امروزه با توجه به دستاورد های روانشناسان و نیز مسایل حاد تربیتی کودکان، روابط خانه ومدرسه وروابط فرزندان با یکدیگر ، عقیده بر آن است ، آموزش آکادمیک به تنهای کافی نیست و همه اعضاء خانواده به آموزش نظری دیگری هم نیازمندند ،آموزشهای که دانش مربوط به رشد عاطفی و هوش کودکان ،آگاهی از تعامل بین کودک ودیگر اعضای خانواده و... را در بر می گیرد .(مریم نورالدین ،1390). بنابراین برای نجات خانواده وداشتن جامعه سالم ،لازم است هرچه بیشتر در تشکیل کلاسهای آموزش خانواده به شیوه ای که برای والدین جذاب ومفید باشد بکوشیم ؛زیرا ضرورت آموزش والدین و توجه دادن به نقش آنها در اصلاح رفتار فرزندانشان مؤثر ومفید بوده ودرمقایسه باخدمات کلینیکی که روانشناسان در موقعیت و زمان محدود می توانند تأثیردر مانی ایجاد کنند ،چنانچه آموزش به والدین داده شود میزان تأثیر آ ن در اصلاح رفتار کودک بیشتر خواهد بود (دور مانین ،2000).
2-5-8- مبانی روانشناختی آموزش خانواده:مدرسان آموزش خانواده در آموزش های خود با نظریه های کلاسیک مربوط به روابط والدین – فرزند آشنا می شوند. این مدرسان بایستی علاوه بر آگاهی از پیچیدگی فزاینده رشد کودک و والدین ، نظریات روانشناسانی چون فروید،اریکسون ،گزل،پیاژه،ویگوتسکی و...، رادر مورد نقش والدین در تربیت فرزند را مورد بررسی قرار دهند.(طالب زاده (1385)؛برخی از نظریات مربوط به حوزه آموزش خانواده را بدین شرح بیان می کند.فروید (1936)والدین را به عنوان افرادی که عمدتاً مسئول نتایج فرایند رشد کودک هستند در نظر می گیرد واین ایده فروید بر بسیاری از آموزشهای خانواده آغازین اثر گذار بوده است. نطریه ژنتیک رفتاری گزل)1945)خاطر نشان می سازد که نقش محوری والدین ، پشتیبانی از شکوفایی استعدادها وآمادگی های موروثی کودک وفراهم کردن محیطی است که با آمادگی رسش کودک سازگار شده است .نظریه های ویژگی های شخصیتی برشخصیت یا سبک والدین متمرکز می شود تا برتوانایی والدین درجهت سازگاری با کودکانی با سنین، جنسیت ها وخلق وخوی متفاوت . پرطرفدار ترین نظریات ویژگی شخصیتی مربوط به
شیفر)1959)شیفر،پیوستارهای مربوط به صمیمت وکنترل را موردبحث قرار می دهد. نظریه اریکسون)1963)درباره رشد روانی – اجتماعی، بیشتر بر عوامل بیولوژیک درونی وعوامل اجتماعی بیرونی که بررشد جسمانی وعقلانی کودک تأثیر می گذارند تأکید دارد تا برعمده بودن تأثیرات والدین در تمامی مراحل رشد در فراخنای عمر فرد . پژوهش پیاژه واینهلدر) 1969) در مورد مراحل مختلف رشد شناختی کودکان، اطلاعات زیادی را در مورد تئوریهای چگونگی ارتباط والدین با فرزندانشان در جهت زمینه سازی رشد حداکثری کودکان که مبتنی بر درک این امر است که کودکان چگونه قادر به اندیشیدن واستدلال کردن در سنین مختلف می باشند به ما ارائه می دهند. مینوچین)1985)در زمینه درک فرایندهای والدین – فرزندی ، نظریه نظام های خانواده را مطرح کرد. این بدان معناست که به منظور درک کامل عملکرد های خانواده بایستی روابط بین همه اعضای خانواده مورد شناسایی قرار گیرند . پژوهش های ویگوتسکی )1987) به ما نشان می دهد که تعاملات اجتماعی بین کودکان فعال و اندیشیدن و مراقبت کنندگانش ،کلید رشد کودک است . نظریه ویگوتسکی در مورد "ناحیه تقریبی رشد"مرتبط با این امر است که بزرگسالان می توانند تسهیل کننده رفتار پخته تر کودکان از طریق بودن با آنها باشند در هنگامی که کودکان به واسطه تکالیف پیشرفته تر به چالش فراخوانده می شوند .
تئوری شناختی اجتماعی بندورا(1997)بر توانایی های پردازش شناختی و اطلاعات فردی چون مادر که واسطه ایجاد رفتارهای مناسب اجتماعی در فرزند می باشد ، تأکید می کند. این نظریه به دانش پایه ما که باید در برنامه های آموزش خانواده به آنها منتقل می گردد،جنبه های بسیاری را اضافه می کند . هولدن ومیلر(1999)رویکرد ویژگی شخصیتی را به عنوان قدیمی ترین و برجسته ترین رویکرد در مطالعه والدین توصیف می کند اما این نکته را نیز اضافه می کند که رویکرد ویژگی شخصیتی منعکس کننده فقط یک تعامل نیست بلکه نشان دهنده میانگینی از تعاملات است.
2-5-9- عوامل اثر گذار برخانواده:به اعتقاد پاول (2005)انتخاب بهترین واثربخش ترین نوع آموزش خانواده یکی از چالش های موجود می باشد. برای درک بهتر عناصر لازم جهت برنامه های آموزش خانواده، به مطالعات تجربی نیاز است که در این مطالعات بایستی برای تعیین بهترین شیوه،ویژگی های جمعیتی ، ویژگی های برنامه ها وفرایندها وهمچنین شیوه های ارزشیابی این آموزش ها مورد توجه قرار گیرد. با این وجود ساموئلسون (2011)معتقد است عوامل زیر در مؤثر بودن آموزش های خانواده نقش مهم واساسی دارند ؛
1) تمرکز بررشد کودک ومهارتهای فرزندپروری
2) رسیدن به خانواده ها دردوران گذار
3) حمایت از نقاط قوت خانواده


4) در گیر کردن فعال شرکت کنندگان
5) حفظ تماس مکرر ومداوم با پدر ومادر
6) تماس با خانواده ها قبل از شروع رفتار های مشکل
7) تماس با استفاده از روش های متعدد
8) استفاده از کارکنان حرفه ای وآموزش دیده در برنامه ها
9) استخدام ،جذب و احترام کافی برای کارکنان
10) ارتباط با دیگر سازمان های اجتماعی وسایر منابع (شامل پدر،مادر،کودکان ونوجوانان)
11)توجه به رفع نیازهای خاص شرکت کنندگان
12) محتوای برنامه ها(حفظ تمرکز بر روی مهارتهای فرزند پروری وتوسعه اطلاعات، تقویت عوامل حفاظتی خانواده از طریق تأکید بر نقاط قوت خانواده مانند گذراندن وقت با یکدیگر وایجاد مهارت والدین در نظارت ، ارتباطات ونشان دادن محبت
13) زمان بندی برنامه ها
14) شیوه ارائه برنامه ها
2-5-10- اهداف آموزش خانواده:1- ارتقای سطح آگاهی اعضای خانواده در باره نقش ها و وظایف خانواده
2- کوشش برای آگاهی از کمیت وکیفیت و چگونگی شکل گیری رفتار در خانواده
3- کوشش برای آگاهی از ریشه ها وعلت های نا هنجاری های رفتاری وعاطفی
4- کوشش برای چاره جویی، درمان ، اصلاح و پیش گیری از بروز آسیب ها ونابسامانی ها
5– بهسازی محیط زندگی فردی ،خانوادگی واجتماعی
6- پیش گیری از بوجود آمدن آسیب های خانوادگی و طلاق
7- پیش گیری از بروز ناهنجاری های رفتاری ، عاطفی ، اجتماعی واخلاقی
(اسپری لن ،2004؛ به نقل از به پژوه وخانزاده،1388)
2-5-11- محتوا وعناوین آموزشی دوره های آموزش خانواده:محتوای آموزشی دوره های آموزش خانواده تحت پنج عنوان به شرح زیر تهیه گردیده است:
الف)عناوین آموزشی دوره جوان وتشکیل خانواده:
ویژگی ها وشرایط دختر و پسر برای ازدواج
معیارها و ملاک های انتخاب همسر
عوامل استحکام خانواده
حقوق متقابل زن و مرد
روانشناسی زن و مرد
حدود روابط دختر و پسر
آسیب شناسی ازدواج
ب) عناوین آموزشی دوره های خانواده وفرزندان در دوره پیش دبستانی:
1- بهداشت زن در دوران بارداری
2 - بهداشت روانی خانواده
3- خانواده متعادل
4- مدیریت در خانه و خانواده
5- والدین وکودک پیش دبستانی
6- حقوق متقابل زن وشوهر واخلاق در خانواده
7- تربیت جنسی
8- آسیب شناسی خانواده
ج) عناوین آموزشی دوره های خانواده وفرزندان در دوره دبستان:
1- روانشناسی رشد در سنین ابتدایی
2- اهداف ،اصول ومبانی تربیت کودک
3- چگونگی ونحوه ارتباط خانه ومدرسه
4- بهداشت وتربیت بهداشتی کودک دبستانی
5- تربیت دینی واخلاقی کودک دبستانی
6- تربیت عاطفی – اجتماعی کودک دبستانی
7- نقش والدین در آموزش کودکان دبستانی
8- اختلالات یادگیری
9- ناهنجاریهای رفتاری کودک دبستانی
10- تربیت جنسی کودک دبستانی
د) عناوین آموزشی دوره های خانواده و فرزندان در دوره متوسطه اول (راهنمایی تحصیلی):
1- رشدوخصوصیات وویژگی های دوره نوجوانی (زیستی – جسمانی)
2- تربیت دینی نوجوان
3- آشنایی با مشکلات تحصیلی نوجوان
4- تربیت جنسی نوجوان
5- چگونگی ونحوه ارتباط خانه ومدرسه
6- تربیت عاطفی واجتماعی نوجوان
7- آشنایی با خدمات مشاوره ای
ه)عناوین آموزشی دوره های خانواده وفرزندان در دوره متوسطه:
1- تحولات زیستی – جسمانی نوجوان
2- مسائل تحصیلی وشغلی نوجوان
3- هدایت جنسی ومسائل مربوط به ازدواج
4- بهداشت روانی نوجوان
5- هدایت دینی واخلاقی نوجوان
6- چگونگی ارتباط با نوجوان
7- هدایت اجتماعی ومقابله با تهاجم فرهنگی (امجدیان،1377).
2-5-12- شیوه های اجرای برنامه آموزش خانواده :برای آموزش اولیا وخانواده ها از فرصت های مختلف باید بهره گیری نمود . اصل استمرار آموزش برای بزرگسالان مؤید این نکته می باشد که در هر شرایطی برای دستیابی به آگاهی ها وبه دست آوردن صلاحیتی که خانواده ها برای زندگی موفق بدان نیازمند ند باید سود برد .آموزش خانواده هم چون اشکال دیگر آموزش برای رسیدن به اهداف خود نیازمند روشهای مؤثرمی باشد . اکثر پژوهشگران دراین حیطه به تشکیل و استفاده ازروشهای نوین در آموزش خانواده اصرار ورزیده اند .
دربرخی ازکشورها برنامه های آموزش خانواده با محوریت والدین خوب بودن برای دانش آموزان مقاطع راهنمایی و دبیرستان اجرا می گردید . نتایج نشان می دهد روشهای اثر بخش والدین بودن و آموزش خانواده به طور مثبت با یادگیری و موفقیت دانش آموزانی که تحت آموزشهای والدین می باشند ، مرتبط هستند .(الویی،1994) برمبنای پژوهش های خود دریافت که بسیاری از مهارتهای که ارتقاء دهنده روابط والدین- فرزند می باشند همان مهارتهای هستند که به تمامی مهارتها ، در زمینه روابط انسانی ، غنا می بخشند. مضافاً اینکه ، مهارتهایی که دانش آموزان شرکت کنند در آموزش های خانواده فرا می گیرنداغلب باهم ارتباط متقابل دارند(طالب زاده ،1385).
2-5-13- روش ها:روشهایی که در برنامه های آموزش خانواده در کشورهای مختلف ارائه شده است عبارتند از:
عمل ، تمرین وارائه الگو
مشاهده والدین وکودکان در محیط های طبیعی
به کار گیری کاست ویدئویی
ایفای نقش در جهت همدلی ، درک و یادگیری
روش حل مسئله انعطاف پذیر
تصمیم گیری شخصی ومشترک
تبادل فکری ،منعکس نمودن امور ،حساسیت وآگاهی ناشی از همدلی
حل و فصل تعارض
مدیریت استرس
مدیریت خود ، مراقبت از خود ، نظارت بر خود
به کار گیری مهارتهای حمایت از حقوق فرزندان
هدایت گیری ، توانمند سازی و مربی گری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *