—189

2-2-1 تجلی دین در جوامع ابتدایی9
2-2-2 انواع باورهای دینی10
2-2-3 نیاز معنوی دستمایۀ آفرینندگی11
2-2-4 مرگ و رستاخیز12
2-3 تدفین در اساطیر ایران باستان14
2-3-1 زروان گرایی15
2-3-2 آیین زرتشت17
2-3-3 میترائیسم19
2-3-4 آناهیتا20
2-3-5 تأثیر کیش یونانی20
2-4 شیوه های تدفین در ایران باستان21
2-4-1 استودان22
2-4-2 آرامگاه های سردابه ای23
2-4-3 آرامگاه چاهی با ظروف تدفین24
2-4-4 قبرستان با ظروف تدفین25
2-4-5 خاکستردان26
2-4-6 تدفین گورخمره ای27
2-5 جمع بندی مطالب فصل دوم27
فصل سوم: خمره های تدفینی
3-1 مقدمه29
3-2 تدفین های خمره ای دوران پیش از تاریخ29
3-2-1 چغاگاوانه29
3-2-2 تپه حاجی فیروز30
3-2-3 قلعه گوشه31
3-2-4 اریسمان34
3-2-5 سیلک35
3-2-6 تپه اسماعیل آباد37
3-2-7 چشمه علی37
3-2-8 تپه زاغه37
3-2-9 محوطه الهایی38
3-2-10 تپه قلی درویش39
3-2-11 تپه گیان40
3-2-12 محوطه ازبکی41
3-2-13 مارال تپه42
3-2-14 کلورز44
3-2-15 قلعه کوتی44
3-2-16 هفت تپه45
3-2-17 گوهر تپه48
3-3 تدفین های خمره ای دوران تاریخی49
3-3-1 آکروپل وشهرشاهی در شوش50
3-3-2 تل آپادانا52
3-3-3 کنگاور52
3-3-4 محوطه شیر سنگ54
3-3-5 تپه خرمن54
3-3-6 تپه کن یری55
3-3-7 آیری زمین (تپه نخود)56
3-3-8 تپه پیه درق56
3-3-9 تپه همت سلاله57
3-3-10 چوجیران57
3-3-11 گرمی57
3-3-12 طاق بستان60
3-3-13 گهرتپه61
3-3-14 تنگه هرمز62
3-3-15 تپه سنجر63
3-3-16 نخل ابراهیمی63
3-3-17 دستوا64
3-3-18 ستون های سنگی در دوگور دوپا65
3-3-19 تپه شیان66
3-4 جمع بندی مطالب فصل سوم67
فصلچهارم: سفال بستری مناسب جهت بروز ارزش های فکری و بصری
4-1 مقدمه70
4-2 نسبت گورخمره های سفالین با اساطیر و باورها71
4-3 زیبایی شناسی خمره های تدفینی73
4-4 جمع بندی مطالب فصل چهارم74
فصل پنجم: نتیجه گیری و تبیین فرضیات
5-1 فرضیه اول76
5-2 فرضیه دوم76
5-3 نتیجه گیری77
فهرست منابع و مآخذ81
فهرست جداول
فهرست تصاویر
فهرست جداول:
جدول 1-3 بررسی خمره های تدفینی دوران پیش از تاریخ68
جدول 2-3 بررسی خمره های تدفینی دوران تاریخی69
فهرست تصاویر:
(تصویر2-1) استودان ساسانی مکشوفه از کنگاور 23
(تصویر 2-2) استودان ساسانی در جزیره خارک23
(تصویر 2-3) استودان زرتشتی در سیراف23
(تصویر2-4) قبرستان چاهی با ظروف تدفین در شوش25
(تصویر2-5) ظروف تدفین در گورستان شغاب25
(تصویر2-6) ظرف تدفین با اندود قیر در داخل،از موزه ایران باستان26
(تصویر2-7) ظرف تدفین با نشانه های قیر در موزه ایران باستان26
(تصویر 3-1)تدفین گورخمره ای از تپه چغاگاوانه29
(تصویر 3-2) خمره تدفین در تپه حاجی فیروز30
(تصویر3-3) خمره تدفین مکشوفه از قلعه گوشه30
(تصویر3-4) خمره تدفین مکشوفه از قلعه گوشه31
(تصویر3-5) حلقه مسی مکشوفه از گورخمره در قلعه گوشه32
(تصویر 3-6) گورخمره حاوی جمجمه کودک مکشوفه از قلعه گوشه32
(تصویر 3-7) گورخمره مکشوفه از قلعه گوشه33
(تصویر 3-8) بوته فلزی مکشوفه از قلعه گوشه33
(تصویر 3-9) خمره تدفینی از لایه چهارم سیلک33
(تصویر 3-10) طرح وتصویر گورخمره ای در اریسمان 35
(تصویر 3-11) طرح و تصویر تدفین از ظروف منقوش در دوره چهارم از تپه جنوبی سیلک36
(تصویر 3-12) تدفین گورخمره ای در دوره چهارم از تپه جنوبی سیلک36
(تصویر 3-13) بقایای نوزاد در گورخمره از تپه زاغه38
(تصویر 3-14) موقعیت تدفین گورخمره ای در تپه زاغه38
(تصویر 3-15) خمره تدفینی از محوطه پارتی الهایی39
(تصویر 3-16) جمجمه درون خمره از محوطه الهایی 39
(تصویر 3-17) خمره تدفینی از محوطه گیان40
(تصویر 3-18) خمره تدفینی از محوطه گیان41
(تصویر 3-19) گورخمره 334 مکشوفه از مارال تپه در محوطه ازبکی42
(تصویر 3-20) گورخمره 310 مکشوفه از مارال تپه در محوطه ازبکی42
(تصویر 3-21) تدفین گورخمره ای فصل اول ازبکی42
(تصویر 3-22) مارال تپه، نمودار تدفین های خمره ای و ساده در هزاره های 3و1ق .م43
(تصویر 3-23) خمره تدفینی مکشوفه از کلورز44
(تصویر 3-24) خمره تدفینی مکشوفه از قلعه کوتی45
(تصویر 3-25) گور چهار چینه ای مخصوص بزرگسالان در قلعه کوتی45
(تصویر 3-26) گورخمره ایلامی در هفت تپه و حفاظتهای اضطراری و استحکام بخشی در محل46
(تصویر 3-27) گورخمره ایلامی هفت تپه پس از مرمت46
(تصویر 3-28) گورخمره ایلامی در هفت تپه46
(تصویر 3-29) گورخمره هفت تپه در کنار دیوار خشتی47
(تصویر 3-30) خمره وارونه شده بر جسد در هفت تپه47
(تصویر 3-31) ظرف تدفین در موزه هفت تپه47
(تصویر 3-32) گورخمره ایلامی در موزه هفت تپه48
(تصویر 3-33) تدفین خمره ای سگ در کنار اسکلت یک مرد در گهرتپه48
(تصویر 3-34) ظروف و خمره های تدفین شوش51
(تصویر 3-35) خمره تدفین پارتی ،پای دیوار شرقی معبد ناهید 53
(تصویر 3-36) نمایش دو طریقه تدفین در تابوت و خمره سفالین،متداولدر دوره پارتها در پای دیوار شرقی معبد ناهید53
(تصویر 3-37) طرح خمره های معبد ناهید در کنگاور54
(تصویر 3-38) گورخمره مکشوفه از کن یری58
(تصویر 3-39) گورخمره مکشوفه از کن یری58
(تصویر 3-40) طرح پلان گورخمره های گرمی59
(تصویر 3-41) منسوجی با نقش صلیب شکسته از داخل گورخمره گرمی59
(تصویر 3-42) قبرستان گورخمره ای تاق بستان60
(تصویر 3-43) طرح گورخمره های قبرستان تاق بستان60
(تصویر3-44) خمره های مکشوفه از تاق بستان61
(تصویر 3-45) گورخمره مکشوفه از گهر تپه 62
(تصویر 3-46) گورخمره اشکانی مکشوفه از تنگه هرمز63
(تصویر 3-47) گورخمره مکشوفه از نخل ابراهیمی64
(تصویر 3-48) خمره تدفین مکشوفه از دستوا65
(تصویر 3-49) ستون های سنگی دوگور دوپا65
مقدمه
یکی از بهترین راه های شناخت اعتقادات مذهبی بشر در یک جامعه باستانی، مطالعه انواع تدفین های آن جامعه است. "تدفین یکی از عینی ترین و ملموس ترین تجلیات تفکر و تخیلات بشر در طول تاریخ بوده است. همچنین با استفاده از اشیاء به دست آمده در انواع گورها می توان این اعتقادات را بررسی نمود. جهت شناسایی شیوه ها و تشریفات وابسته به تدفین ابتدا باید آیین ها و اعتقادات حاکم بر جامعه را مورد مطالعه قرار داد. بطور کلی آداب تدفین تابع نوع برخورد زندگان با مردگان است. این نوع برخورد در هر دوره، بسته به شرایط اجتماعی و اعتقادات، متفاوت بوده است. اما گاه شباهتهایی درباره طرز تلقی انسان نسبت به مرگ و زندگی پس از مرگ در جوامع مختلف وجود دارد. " (چایچی امیرخیز، 1384: 21)اعتقاد به جهان پس از مرگ در اعتقادات اساطیری ایران باستان باعث رواج آیین ها و مراسم خاصی در مورد تدفین مرگان می شود که تابع شرایط زمانی و مکانی است. این اساطیر و باورها عاملی برای توجیه این مراسم به حساب می آیند. هر یک از اساطیر مناسک و آداب خاصی دارند اما چنان که محرض است یکی از آداب مشترک آنها تدفین خمره ای است که موضوع اصلی این پژوهش است.
ادیان و اسطوره های حاکم بر هر جامعه در نحوه تدفین مردگان نقش موثر و مستمر داشته اند. یکی از باورهای بشریت اهتمام بر آلوده نکردن عناصر مقدس چهارگانه، آب، آتش، خاک و باد است. تحقق این باورها در گرو استفاده از ابزار و مواد خاصی جهت به خاک سپاری اموات و در گذشتگان بوده است؛ یکی از این موارد سفالینه می باشد که فراز و فرودهایی را طی کرده و در هر دوره تغییراتی را به خود دیده است. "سفالینه ها به خاطر ترکیبات و جنس مقاومشان در برابر شرایط محیطی یکی از بادوام ترین مواد انتقال فرهنگ هستند و در امر تدفین به صورت خاکستردان، استخوان دان و ظروف تدفین ظاهر شده اند." (همان، ص17) از پرکاربردترین ظروف تدفین می توان به گور خمره اشاره کرد که طبق مطالعات نگارنده استفاده از آنها از دوره نوسنگی آغاز می شود، در دوره های بعدی گسترش می یابد و در دوره اشکانی بیشتر و قاعده مندتر مورد مصرف قرار می گیرد؛ تا بدین وسیله سنت های بومی و آیین های نیاکان تداوم یابد و بشر هرچه بهتر و دقیق تر در جهت حفظ تقدس عناصر اربعه برآید. چنان که در فصول پژوهش شرح داده خواهد شد مصرف این خمره ها بیشتر در مورد کودکان و نوزادان دیده می شود و نحوه قرارگیری جسد به حالت جنینی است. همچنین می توان شکل ظاهری خمره ها را با شکل رحم تطبیق داد تا شاید بتوان تدفین به شکل جنینی در ظروفی به شکل رحم را تعبیری از تسلسل میان مرگ، مرحله آشناسازی، بازگشت به رحم و تولد دوباره دانست. شواهد مدلل می دارند که گورخمره های سفالین از پشتوانه اساطیری و آیین های خاصی برخوردار بوده اند. وجه اشتراک بیشتر گورخمره ها انتزاعگری در طراحی آنها است. زیرا هدف سفالگر دستیابی به ذات شیء بوده بنابر این فرم کلی این گونه سفالینه ها حجم های مدور و منحنی است که در نهایت سادگی و بی پیرایگی متبلور شده اند. فرم هایی که معمولاً بدون تزئین آنچنانی مفاهیم فرازمینی خاصی را به آدمی القا می کنند. در پی آن فرم های طبیعی ساده شدند تا بتوانند به وسیله نیروهای طبیعی خود را بارور سازند. یکی از این فرم ها رحم یا همان زهدان است. تدفین به حالت جنینی در ظروف صورت می گیرد و ظرف نماد زهدان پنداشته شده است. تدفین به شکل جنینی تعبیری از تسلسل میان مرگ، آشناسازی و بازگشت به رحم است. کودکان به حالت جنینی در خمره ها جای گرفته و مانند بذری که در زمین کاشته می شود، در سینه زمین- مادر دفن می گردند تا حیاتی دوباره یابند. بازگشت به مرحله جنینی معادل است با راه یافتن به مرحله اولیه و شاید به منظور کمک به تولد دوباره، کودکان را با حالت جنینی دفن می نمودند. (الیاده، 1375: 194)
چنان که در فصول آینده خواهیم دید در بیشتر موارد جهت خمره ها شرقی- غربی و سر جسد به سمت خورشید است. این امر بیانگر قداست خورشید در جوامع گذشته است. همچنین در نقوش یافت شده بر سطح بیرونی برخی خمره ها طرح های دایره ای شکلی دیده می شود که می تواند تداعی کننده شکل خورشید باشد. بیشتر خمره ها ظاهری ساده دارند یا با نقوش طنابی افزوده تزئین گردیده اند. این نقوش جهت تزئین و استحکام خمره ها تعبیه شده اند. شاید بتوان نقوش طنابی شکل را که زنجیره وارد گرداگرد خمره ها کشیده شده اند بند نافی تصور نمود که جسد متوفی را به رحم، زمین- مادر و در نهایت به عالم باقی گره می زند. جاودانگی و بقا در میان مردمان نخستین نیازی طبیعی و غریزی تلقی می شد و آدمی راز این بقا در محیط رازآمیز طبیعت را حفظ عناصری می دانست که موجب تداوم هستی وی می گشتند. بدین ترتیب نیروهایی را در باور خود پروراند که موجبات امنیت و بقای او را تأمین می کردند. در این میان با خلق و استفاده از فرم های شکم دار سفالین ارتباط خود با نیروهای ماورایی را برقرار می کرد و به واسطه این روند، نوعی تسلسل، تداوم و بازگشت به سرچشمه زندگی را مصور می نمود.
تحقیق پیش رو در 5فصل تنظیم و تدوین گردیده است. در فصل اول ساختار کلی پژوهش از نظر می گذرد که شامل هدف تحقیق، بیان مسأله و تشریح ابعاد آن، اهمیت مسأله تحقیق، انگیزه محقق در انتخاب موضوع، محدوده مطالعه و مقطع زمانی است و بر مبنای سؤلات پژوهش فرضیه ها مطرح می گردند. در فصل دوم نگرش های اساطیری و تاریخی مرگ در ایران باستان شرح داده می شود و پس از توضیح مختصری درباره اعتقادات و آیین ها در جوامع اولیه، شیوه های تدفین در ایران باستان و اساطیر مؤثر بر آنها مورد بررسی قرار می گیرد. فصل سوم در دو بخش دوران پیش از تاریخ و دوران تاریخی به دسته بندی تدفین های خمره ای می پردازد. فصل چهارم قابلیت های زیبایی شناختی سفال به عنوان یکی از عرصه های ظهور و بروز تفکرات آیینی و اساطیری مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در فصل پنجم نیز به نتیجه گیری و تبیین فرضیات خواهیم پرداخت.
1-1 مقدمه
در فصل حاضر به ساختار کلی پژوهش از جمله هدف تحقیق، بیان مسأله و تشریح ابعاد آن، اهمیت مسأله تحقیق، انگیزه محقق در انتخاب موضوع، محدوده مطالعه و مقطع زمانی تحقیق پرداخته می شود. سپس بر اساس سؤالات محقق، فرضیه های تحقیق مطرح می گردد. در پایان نیز توضیحاتی پیرامون ادبیات تحقیق ارائه می گردد.
1-2 هدف تحقیق
معرفی خمره های تدفینی به عنوان یکی از انواع سفالینه های کاربردی
بررسی مفاهیم اسطوره ای در خمره های تدفینی
دست یافتن به وجه اشتراکی در نگرش مفاهیم اسطوره ای در مکانهای مختلف در محدوده زمانی مشابه در ایران باستان
1-3 بیان مسأله و تشریح ابعاد آن
گرایش به نیروی مافوق بشری و تمسک به آن، سابقه ای دیرینه دارد و بشریت پیوسته در صدد یافتن آن بوده است. انسان عموماً به نیروهای فرا زمینی باور داشته و این باور عمیق به صورت مجموعه ای از رفتارهای خاص نمود پیدا کرده است. مهمترین دستاورد این گرایش پدید آمدن اسطوره با تعاریف متفاوت است.اساساً اسطوره روایتگر رویدادی است فرا زمان و لا مکان که بشریت از طریق تمسک به آن به رفع بیگانگی از پدیده های طبیعی پیرامون خود می پردازد. بنابراین می توان اسطوره را بخشی از عادت های فرهنگی جوامع دانست که برای نظم بخشیدن به جهان و معنا دادن به آن به وجود آمده اند. اسطوره خواستار این است که خاستگاه انسان را به کنکاش گیرد و جایگاه اورا در جهان تثبیت کند. شاید بتوان گفت یکی از بهترین راه های شناخت اساطیر حاکم بر یک جامعه باستانی، مطالعه انواع تدفین های آن جامعه باشد. تدفین یکی از عینی ترین و ملموس ترین تجلیات تفکر و تخیلات بشر در طول تاریخ بوده است. بطور کلی آداب تدفین و اساطیر مرتبط، تابع نوع برخورد زندگان با مردگان است. این نوع برخورد در هر دوره، بسته به شرایط اجتماعی و اعتقادات، متفاوت بوده است. اما گاه شباهت هایی درباره طرز تلقی انسان نسبت به مرگ و زندگی پس از مرگ در جوامع مختلف وجود دارد.
ادیان و اسطوره های حاکم بر هر جامعه در نحوه تدفین مردگان نقش موثر و مستمر داشته اند. یکی از باورهای بشریت اهتمام بر آلوده نکردن عناصر مقدس چهارگانه است. تحقق این باورها در گرو استفاده از ابزار و مواد خاصی جهت به خاک سپاری اموات و در گذشتگان بوده است؛ یکی از این موارد که پیشینه کهن در فرهنگ و تاریخ ایران زمین دارد سفالینه است. سفالینه ها یکی از با دوام ترین مواد انتقال فرهنگ هستند و در امر تدفین به صورت خاکستردان، استخوان دان و ظروف تدفین ظاهر شده اند. از پرکاربردترین ظروف تدفین می توان به گور خمره اشاره کرد که استفاده از آنها از دوره نوسنگی آغاز می شود. در دوره های بعدی گسترش می یابد و در دوره اشکانی بیشتر و قاعده مندتر مورد مصرف قرار می گیرد. شکل ظاهری خمره ها و نقوش مورد استفاده، شیوه ها و تشریفات به خاک سپاری، نحوه قرارگیری جسد، جهت قرارگیری خمره ها، اشیاء به دست آمده از گورها همگی بازتاب برخی مفاهیم فلسفی است که به گونه ای عینی درخمره های تدفینیایران باستان نمود پیدا کرده است. رویکرد این پژوهش نگرشی موشکافانه از منظر اساطیری به خمره های تدفینی است.
1-4 اهمیت مسأله تحقیق
چنان که مسلم است سفالگری به عنوان یکی از هنرهای سنتی و بومی ایران زمین از اهمیت ویژه های برخوردار است. گورخمره نیز به قسمتی از هنر-صنعت سفال اطلاق می گردد که در رستۀ سفالینه های کاربردی قرار می گیرد. در بررسی این گونه، دو مقوله بنیادین مطرح می شود: جنبه های کاربردی، عناصر مؤثر بر جلوه های نمادین. معرفی تکنیک های ساخت بدنه، لعاب و تزیین سفالینه های تدفینی به عنوان یک هنر سنتی می تواند به حفظ و احیاء آن بیانجامد. در مورد این گونه خاص سفالینه معرفی اساطیر مؤثر بر بینش و تفکر ایرانیان باستان در امر تدفین ضرورت دارد. در این پژوهش سعی بر این است با چشم پوشی از جنبه های کاربردی هنر-صنعت سفال، که باعث اطلاق وجه دوم آن یعنی صنعت می گردد جلوه های نمادین آن مورد بررسی قرار گیرد. مبنای پژوهش، مطالعه کلیه ی خمره های تدفینی یافت شده است و اطلاعات به روش کتابخانه ای گردآوری شده است. چنان که محرز است از طریق کنکاش در این نوع سفالینه ها به لحاظ فنی، فرمی، نقشمایه و آرایه می توان بسیاری از معیارهای سنجش ارزش و جایگاه ادوار تاریخی، فرهنگی و هنری اقوام گذشته را مورد ارزیابی قرار داده و به نتایج ارزشمندی در این زمینه دست یافت.
1-5 انگیزه محقق در انتخاب موضوع
انجام هر تحقیق علمی مستلزم صرف وقت، تلاش فکری و جسمی و منابع مالی است. همچنین نتایج حاصله باید به پیشرفت علمی بیانجامد؛ لذا به منظور هدر نرفتن این منابع بهتر است تحقیقی که انجام می گیرد در زمینه فعالیت های علمی و عملی محقق باشد. گرایش تخصصی در فعالیت های نگارنده سفال و سرامیک بوده بنابراین مبنای فعالیتهای پژوهشی خود را نیز از میان موضوعات مرتبط انتخاب نموده است. خمره های تدفینی یکی از سفالینه های کاربردی در تاریخ سفال ایران باستان هستند که طبق مطالعات نگارنده تلاشهایی جهت تحقیق و پژوهش در این زمینه انجام گرفته و معدود کتابهایی نیز در این باب نوشته شده است. همچنین پایان نامه دوره کارشناسی نگارنده با عنوان پژوهشی بر تدفین گورخمره ای در ایران باستان، به جمع آوری کلیه موارد یافت شده محدوده های باستانی مختلف می پردازد. بدین ترتیب به نظر می رسد پژوهش های بنیادین در زمینه این گونه سفالینه بر اساس تقدم و تأخر ظهور آنها و اساطیر و نمادهای مؤثر بر بینش و تفکر ایرانیان باستان در خصوص استفاده از گورخمره ها مهجور مانده و کمتر مورد توجه و بررسی پژوهشگران قرار گرفته است؛ لذا این پژوهش می تواند مفاهیم نمادین و اسطوره ای مؤثر بر خمره های تدفینی را شناسایی و معرفی می نماید و به تکمیل تحقیقات گذشته محقق بیانجامد.
1-6 سؤالات تحقیق
در این پژوهش اهتمام بر این است تا حتی الامکان به پرسش های زیر پاسخ دهیم:
آیا مطالعه انواع تدفین در یک جامعه باستانی می تواند یکی از راه های شناخت اساطیر حاکم بر آن جامعه باشد ؟
آیا با بررسی مفاهیم اسطوره ای در تدفین خمره ای در ایران باستان می توان به وجه اشتراکی در باب این اساطیر دست یافت؟
1-7 فرضیه های تحقیق
به منظور درک پرسش های یاد شده و پاسخگویی به آنها، به بیان فرضیات و بررسی آنها می پردازیم:

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

یکی از بهترین راه های شناخت اساطیر حاکم بر یک جامعه باستانی، مطالعه انواع تدفین های آن جامعه است.
در نگرش مفاهیم اسطوره ای در تدفین خمره ای در ایران باستان (با فرض تنوع محدوده جغرافیایی و یکسانی محدوده زمانی) می توان به وجه اشتراکیدست یافت.
1-8 محدوده مطالعه و مقطع زمانی تحقیق
در این پژوهش، نگارنده به شناسایی و معرفی انواع ظروف تدفین بالاخص گورخمره ها در ایران باستان می پردازد که کلیه خمره های تدفینی در ایران باستان را شامل می شود. سپس اساطیر مؤثر بر شکل گیری آنها را معرفی می نماید. طبق مطالعات نگارنده، قدیمی ترین گور خمره مربوط به تپه چغاگاوانه است که به هزاره هفتم تا نهم ق.م تعلق دارد و آخرین تدفین ها به روش خمره ای در ایران، متعلق به دوره اشکانی و ساسانی است.
1-9 مروری بر ادبیات تحقیق
طبق مطالعات نگارنده تلاش هایی جهت تحقیق و پژوهش در زمینه تدفین خمره ای انجام گرفته و معدود کتاب هایی در این باب نوشته شده است. در میان کتب به طبع رسیده می توان به گورخمره های ایران از احمد چایچی امیرخیز اشاره کرد که به اختصار، تدفین خمره ای را بر اساس گاهنگاری و محدوده جغرافیایی مورد بررسی قرار داده است. همچنین پایان نامه دوره کارشناسی نگارنده با عنوان پژوهشی بر تدفین گورخمره ای در ایران باستان، به جمع آوری کلیه موارد یافت شده در محدوده های باستانی مختلف می پردازد. تا اینجا " زمان و مکان" پدید آمدن این گونه سفالینه تنها مواردی است که به تفصیل بیان می شود. بدین ترتیب به نظر می رسد پژوهش های بنیادین در زمینه اساطیر و نمادهای مؤثر بر بینش و تفکر ایرانیان باستان در خصوص استفاده از گورخمره ها مهجور مانده و کمتر مورد توجه و بررسی پژوهشگران قرار گرفته است.لازم به توضیح است تاکنون پایان نامه، تحقیق و منابع علمی مقاله-منابع تحقیقای در راستای بررسی مفاهیم اسطوره ای در تدفین خمره ای در ایران باستان انجام نشده است. بنابراین چنانکه مسلم است این پژوهش می تواند اولین منبع مکتوب باشد که مفاهیم نمادین و اسطوره ای خمره های تدفینی را شناسایی و معرفی می نماید.
1-10 جمع بندی مطالب فصل اول
در این فصل ابتدا ساختار کلی پژوهش مورد بحث قرار گرفت و سپس به معرفی پژوهش های انجام شده در زمینه تدفین خمره ای در ایران باستان پرداخته شد. لازم به ذکر است در این فصل تنها به ذکر روند شکل گیری تحقیق و چگونگی انجام آن بسنده شد و درفصل بعد تحت عنوان نگرش های اساطیری و تاریخی مرگ در ایران باستان به بیان عقاید اولیه، تدفین در اساطیر ایران باستان و انواع شیوه های تدفین پرداخته خواهد شد.
2-1 مقدمه
در فصل حاضر سعی بر آن است تا به مسئله مرگ در ایران باستان از دیدگاه اساطیری و تاریخی پرداخته شود. برای دست یافتن به این مهم ابتدا مختصری به عقاید و باورها و آیین های مرتبط با مرگ اشاره کرده سپس دیدگاه های اساطیر مؤثر بر تدفین در ایران باستان را شرح خواهیم داد. در پایان فصل نیز گذری بر شیوه های تدفین در ایران باستان خواهیم داشت.
2-2 اعتقادات و آیین ها در جوامع اولیه
2-2-1 تجلی دین در جوامع ابتدایی
انسان عموماً به مظاهر طبیعی و نیروهای فرا زمینی باور داشته و این باور عمیق به صورت مجموعه ای از رفتارهای خاص نمود پیدا کرده است. مهمترین دستاورد این گرایش پدید آمدن انواع بینش دینی با تعاریف متفاوت است. برای انسان نخستین همه عناصر طبیعی یا رویدادهای تصادفی نیروی مهاجمی بودند که جان او و خانواده اش را تهدید می کردند و او را به رویارویی می طلبیدند، بنابراین "دین نتیجه نخستین کوشش های انسان برای دست یابی به نوعی احساس آرامش و امنیت در جهان است." (بی ناس، 1370: 8) آدمی به دنبال ابزاری برای نیروبخشی فیزیکی، در جست و جوی راه هایی فرازمینی بود تا بتواند بر مظاهر طبیعی فائق آید. این ارتباط موجب شد تا هاله ای از تقدس، نیروهای طبیعی را در بر گیرد.
بدین ترتیب نخستین تجلیات رابطه معنوی شکل گرفت. بر اساس این تفکر می توان مبدأ پیدایش بسیاری مراسم آیینی را در ارتباط با نیروهای طبیعی و ماورایی در قالب ترس، نیازمندی، توسل و قدردانی جست و جو کرد. انسان به تناسب شرایط محیطی و تفکرهای متنوع قومی، نیروهای طبیعی را عواملی برتر و ماورایی می دانست و برای جلب رضایت این نیروهای مافوق اعمال خاصی انجام می داد. "آدمی بر اساس میزان درکی که از محیط داشت به همان سادگی که چیزی را باور می کرد به همان راحتی نیز از آن دست می کشید. آنگاه که خروش یک رود او را مرعوب و متأثر می کرد، خشکسالی و کم آبی، قدرت آب را در نظرش ناچیز می ساخت؛ بنابراین رخدادهای طبیعی و نوسانات آنها می توانند تفکر دینی و معنوی را دستخوش تغییراتی کنند. وقتی نیروی باد درختی را فرو می شکند یا جریان سیل تپه ای را ویران می سازد، انسان ساده دل متأثر می شود و به جست و جوی اهداف قدرتمندی می رود، چرا که او محسوسات و مشهودات خود را به نحوی کامل و تقدیرآمیز می پذیرد." (بی ناس، 1370: 13) بدین ترتیب است که روابط ماورایی خود را بر اساس آن مشهودات تعیین می کند، یعنی الگوهای خود را منطبق با شرایط عینی می سازد. لذا دین در میان این مجموعه باورها الگوی مشخصی ندارد. به بیان دیگر در جوامع ابتدایی هیچ گونه نظام دینی که مجموعه ای از ساختارها و قوانین مشخص باشد به چشم نمی خورد. این پراکندگی در باورها و اعتقادات در همۀ حوزه های فردی و اجتماعی دیده می شود و این گونه است که با نوعی وحدت در باورها رو به رو می شویم؛ اما با این حال تفکیک دین از فعالیت های روزمره زندگی در آن دوران کمی دشوار به نظر می رسد. چرا که بینش دینی در امور روزمره زندگی به گونه ای عینیت می یابد که تمام دوران حیات آدمی از تولد، زندگی و مرگ را تحت تأثیر قرار می دهد و چون رشته ای محکم در تار و پود زندگی مردمان تنیده می شود.
2-2-2 انواع باورهای دینی
برقراری ارتباط تنگاتنگ معنوی میان انسان و طبیعت موجب پدید آمدن باورها و در نتیجه بروز برخی رفتارها از جانب انسان شد. تنوع باورها پراکندگی اهداف دینی را تأیید می کنند. یافتن سرچشمه آفرینش پرسشی است که ازدیرباز ذهن بشریت را به چالش وا داشته و نمود این باورها به صورت تجربه ابژکتیو و عینیتجلی یافته است. در اینجا به برخی از این باورها اشاره خواهیم کرد که متضمن روایت خلق کردن می باشند:
فتیش
وجود انسان های نخستین به قدری با روح طبیعت درآمیخته بود که منشأ مفاهیم ماورایی را در طبیعت می دانستند. آدمی بر این باور بود که ارتباط با یک پدیده از طریق زیر مجموعه های آن امکان پذیر است، بر این اساس تمام اشیائی که از مواد طبیعی ساخته شده اند، دارای بخشی از نیروی طبیعت هستند که می توان برای برآوردن نیازها به آنها متوسل شد. بدین ترتیب این اشیاء نیز واجد یک نیروی نهانی قلمداد می شدند. فتیش را صاحب اراده، شخصیت مستقل و روح عینی می دانستند و آن را مورد پرستش و احترام قرار می دادند.
آنیمیزم
آنیمیزم در لغت به معنای جان پنداری و مبنای معنایی واژۀ انیمیشناست، اما تفاوت این دو در نوع تفکر حاکم بر آنها است. آنمیزم در نزد انسان نخستین اعتقاد به وجود روح مخفی در تمامی موجودات است، اما در هنر انیمیشن تمامی موجودات را با کمک تمهیدات و فنونی جان می بخشند. روح فعال در آنیمیزم در خود موجودات است، در حالی که روح فعال انیمیشن در ذهن انسان هنرمندی است که به موجودات جان می بخشد. اعتقاد به آنیمیزم احترام گذاشتن به موجودات را در پی داشت که در نهایت سحر و جادو شکل گرفت. به این معنی که پرستش و نیایش روح فعال اشیاء می تواند نیاز آدمی را مرتفع سازد.
توتمیزم
اعتقاد به نیروی مخفی اشیاء و روح فعال درون موجودات نیاز به انتخاب گونه ای از موجودات را به عنوان نگهبان یا محافظ مطرح می کند. انسان های دوران کهن که نیروی حیات را در تمام موجودات نهفته می دیدند، برای دستیابی به اهداف زندگی فردی یا اجتماعی چون امنیت، باروری و ... موجودی را به عنوان توتم برمی گزیدند. گاه انتخاب توتم بر مبنای معرفی پیشینۀ نیاکانی صورت می گرفت، به این معنی که انتخاب یک حیوان به عنوان توتم یک قبیله، آن را در جایگاه اجداد آن ها قرار می داده و مردمان آن قبیله را واجد ویژگی های رفتاری خود می کرده است. ارتباط فرد با توتم نوعی ارتباط سحرآمیز است که می توان آن را جوهری مرموز دانست. (شایگان، 1383: 129) توتمیزم نیز برای نزدیکی به طبیعت و تمسک به طبیعت برای رفع نیازهای بشری به وجود آمد. همه این باورها عناصر طبیعی را واجد شعور و شخصیت و روح مستقل می دانستند. روح فعال حیات در تمام عناصر طبیعی و مصنوعات با منشأ طبیعی مستتر است و این گونه های نگرش دینی و معرفتی، آزاد کردن و فعال ساختن این نیروی نهفته است. تفکر معنوی و اساطیری مردمان نخستین راه های بهتر زیستن در طبیعت و دوستی با عناصر طبیعی را تأیید می کند. بدین ترتیب اسطوره و زندگی به گونه ای تسلسل وار در یک چرخه قرار می گیرند و مرکز هر دو طبیعت است.
2-2-3 نیاز معنوی دستمایۀ آفرینندگی
انسان در هر دوره نیازمند دست یافتن به تجربه آفرینش است. این نیاز در ذات آدمی نهفته است زیرا از رابطه انسان و خداوند سرچشمه می گیرد. اعتقاد مصریان بر این بود که آدمی از دو بخش جسم و روح تشکیل شده است. روح متعلق به ماوراء و جسم متعلق به دنیا است. جسم با تربیت و ممارست می تواند خود را به ماوراء برساند. همین میل رسیدن به ماوراء است که انسان را وا می دارد موجودی خلق کند، زیرا او مایل است به چیزی جان ببخشد. (Nelson, 1995: 12) شاید خلق را بتوان گونه ای از "تجلی نومن" خواند. نومن در زبان لاتین به معنای موجود ماوراءالطبیعی، جلال و شکوه خداوندی و اراده الهی است. (شایگان، 1383: 85) انسان بر اساس سرشت معنوی خود نسبت به تجلی نومن عکس العمل های خاصی از خود بروز می دهد که به صورت ترس، حیرت، شگفتی و ایمان نمود پیدا می کند. شایگان معتقد است یکی از مظاهر تجلی نومن قلمرو هنر است. این تجلی را "شکوه هیبت انگیز" نامیده اند، چرا که هم شکوه و شکلی خاص دارد و هم ایجاد هیبت می کند. (همان، ص120) آفرینش یکی از بارزترین نمونه های این شکوه هیبت انگیز است، آفرینشی که نمود تجلی نیازهای دینی آدمی است.
در مقابل آفرینش و خلقت، مسأله مرگ مطرح می شود. خلق و زوال دو عنصر جدایی ناپذیر در طول تاریخ بوده که پیوسته ذهن آدمی را به خود مشغول داشته اند. آدمی برای گریز از مرگ پیوسته در تلاش بود اما در مواجهه با ناکامی و نومیدی در دست یافتن به جاودانگی در این جهان، به ناچار مرگ را پذیرفت! اما نه با واقعیت تلخ نیستی نهفته در آن، بلکه آن را در حد گذر از یک مرحله تنزل بخشید و با تصویرپردازی درباره جهان پس از مرگ روح هراسان خویش را آرام ساخت. درهم آمیختگی دین و زندگی و تسلسل میان مرگ وزندگی موجب بروز برخی آداب و تشریفات در مورد مردگان و شیوه های به خاکسپاری آنان می شد که به نوعی زیرساخت بخش عظیمی از فرهنگ جامعه بود.
2-2-4 مرگ و رستاخیز
ریشه تمدن و فرهنگ پیش از تاریخ، در جوامع ساده نوسنگی وجود داشته که برخی از آداب و رسوم آن با تغییراتی به دوران نوسنگی و سپس به دوره های بعدی انتقال یافته است. به طور کلی آداب تدفین در پیش از تاریخ و تشریفات آن تابع نوع برخورد زندگان با مردگان است. مردم ساکن در فلات ایران به دنیای پس از مرگ اعتقاد داشتند و برای تأمین حیات بعد از مرگ لوازم مورد نیاز زندگی روزمره شخص مرده را با او دفن می کردند. یافته های باستان شناسی حاکی از این است که در هر دوره بسته به شرایط اجتماعی حاکم بر جامعه، این رسوم و آیین ها نیز متفاوتند اما شباهت هایی درباره طرز تلقی انسان نسبت به مرگ و زندگی دوباره و آیین های آن در جوامع ابتدایی وجود دارد. بنابراین ناگزیر به بیان مثال هایی از جوامع مختلف می پردازیم:
پیدایش بینش معنوی همچون نیرویی مولد سرچشمه مفاهیم اساسی با کارکردهای متنوع است. مفاهیم اخلاقی و مبانی فلسفی با قلمرو وسیع خود از جلوه های متفاوت دین تأثیر گرفته اند. دین حلقه ای است که مردمان را گرد هم می آورد و الگوی یکسانی در فکر، عقیده و عمل پدید می آورد. "در کنگو به پسران ده تا دوازده سال دارویی می نوشانند که آنان را از خود بی خود می کند. سپس آنها را به جنگل برده و ختنه می کنند. آنگاه این پسران را در بت خانه مدفون می کنند و زمانی که از خواب برمی خیزند چنان می نماید که حیات گذشته خود را فراموش کرده اند. به هنگام انزوا در جنگل به رنگ سفید رنگ آمیزی می شوند، به نشانه اینکه به صورت ارواح در آمده اند. به آنان اجازه داده می شود که دزدی کنند و سنت های قبیله ای را بیاموزند و زبان جدیدی را فرا گیرند." (الیاده، 1368: 74) در برخی از این آیین ها نوعی مرگ نمادین به اجرا گذاشته می شود که بعضاً نوعی تدفین نمادین را نیز در بردارد. نوجوانان طی مراحلی به ظاهر می میرند و طی مراسمی حیات دوباره می یابند. این آیین زادن و باززادن نشان دهنده اعتقاد جوامع ابتدایی به زندگی پس از مرگ است. مرگ و تدفین دو مقوله جدا نشدنی هستند که وجود هر یک مستلزم وجود دیگری است.
در دنیای باستان از ابزار و مواد مختلفی جهت امر تدفین استفاده شده است. یکی از این موارد سفال است که شروع ساخت آن از دوران نوسنگی است. "دوره نوسنگی آغاز استفاده از ابزار سنگی جدیدتر، تغییرات در نحوه معیشت، ساخت سفال و یکجانشینی است. از همین دوران کمابیش ما شاهد قبرستان ها به صورت قبرستان های خمره ای هستیم که در جای خود بدان خواهیم پرداخت. در دوره نوسنگی این نوع تدفین برحسب تصادفات و یا ضروریات و بیشتر در بقایای خمره های ذخیره، مایعات و آذوقه مستقر در بنا دیده می شود و نکته جالب توجه استفاده از این نوع خمره ها برای تدفین نوزادان و خردسالان است." (چایچی، 1384: 34 و33)
طبق مطالعات نگارنده یافته های باستان شناسی حاکی از این است که از خمره های موجود در تپه ازبکی، سیلک، مارال تپه و قلعه گوشه در اریسمان اجساد کودکان و از تپه زاغه، تپه گیان، و موشلان تپه بقایای چند جنین و نوزاد به دست آمده است. از آنجا که "دفن نوزادان در ظروف سفالی نشانگر توجه ویژه به کودکان و سنت توجه به خانواده به عنوان واحد اصل تشکیل دهنده جوامع در دوران نوسنگی است." (همان، ص46) لذا بعید نیست فرم و شکل خمره ها تداعی کننده فرم رحم مادر باشد. "در هند جنوبی مادربزرگ را مکرراً به شکل ظرف نشان می دهند. ظرف همیشه برای هندیان نماد زهدان است. در جای دیگر جهان چون تدفین به حالت جنینی در ظروف صورت می گیرد، ظرف نماد زهدان پنداشته شده است." (الیاده، 1368: 74) تدفین به شکل جنینی تعبیری از تسلسل میان مرگ، آشناسازی و بازگشت به رحم است. شاید به همین دلیل است که بیشتر تدفین های خمره ای مربوط به کودکان و نوزادان است.
الیاده معتقد است : "مرگ به بذری شبیه می شود که در سینه ی زمین- مادر کاشته می شود تا به گیاهی نو جان بخشد. بنابراین، می توان از دیدگاهی خوش بینانه درباره ی مرگ سخن گفت، زیرا مرگ به مثابه بازگشت به مادر، و ورود دوباره ی گذرا به سینه ی مادری انگاشته می شود. به همین سبب است اجسادی که از دوران نوسنگی کشف شده اند در حالت جنینی قرار دارند. مرده را به همان صورتی در خاک می گذاشتند که جنین در زهدان قرار دارد. گویی انتظار داشتند دوباره و دوباره متولد شوند." (الیاده، 1375: 194) همچنین شوالیه معتقد است "بازگشت به مرحله جنینی معادل است با راه یافتن به مرحله عدنی یا اولیه. از نظر کمک به تولد دوباره بسیاری از اقوام متوفی را به صورت جنینی درمی آورند." (شوالیه، 1382: 456) بدین ترتیب شاید بتوان چنین نتیجه گیری کرد که تدفین به صورت گورخمره ای، آرمیدن جسد به شکل جنینی و کاشتن آن در دل زمین به نوعی تداعی کننده مرحله پیش از تولد آدمی است؛ به تعبیر دیگر انسان پس از مرگ با قرار گیری در روندی که الیاده از آن با عنوان "مرحله آشناسازی" یاد می کند دوباره زاده می شود و این باززایی همانا جاودانگی است. به همین سبب در بخش بعد شیوه ها و روش های تدفین در ایران باستان بررسی و اساطیر تأثیرگذار بر انواع تدفین بالاخص تدفین گورخمره ای بیان خواهد شد.
2-3 تدفین در اساطیر ایران باستان
اساساً اسطوره روایتگر رویدادی است فرا زمان و لا مکان که بشریت از طریق تمسک به آن به رفع بیگانگی از پدیده های طبیعی پیرامون خود می پردازد. بنابراین می توان اسطوره را بخشی از عادت های فرهنگی جوامع دانست که برای نظم بخشیدن به جهان و معنا دادن به آن به وجود آمده اند. از دید انسان اسطوره گرا آنیمیسم یکی از عناصر اصلی اسطوره است و هر جا که آنیمیسم مطرح می شود اسطوره ای نیز در کار است. اسطوره همیشه با تکوین همراه بوده و از چیزی سخن می گوید که هستی یافته است؛ پدیده ای مقدس که بیانگر یک حقیقت است. اسطوره خواستار این است که خاستگاه انسان را به کنکاش گیرد و جایگاه اورا در جهان تثبیت کند و از دیدگاه میرچا الیاده، زیستن با اسطوره تجربه ای آیینی است و اسطوره را خمیر مایه دین می داند. (الیاده، 1368: 57)
از زمان مهاجرت اقوام ایرانی که بعدها به نام همین اقوام فلات ایران نامیده شد تا زمان سقوط سلسله ساسانی در ایران باستان، آیین های پرستش متعددی به وجود آمد. مهمترین جنبه بررسی این آیین ها شناسایی انواع تدفین از جمله تدفین خمره ای و رسومات مربوط به آن است. برخی از این گرایشها عبارتند از :
2-3-1 زروان گرایی
معتقدان به زروان، او را باشندۀ غایی نیک و بد می دانند. بر اساس این تفکر سرچشمۀ خیر و شر در اصل دو برادرند که در یک آن واحد از زروان زاده شده اند؛ "اورمزد" و"اهریمن" که اولی زایندۀ نیکی و دومی آفرینندۀ بدی است و همۀ گیتی آفرینندۀ این دو گیتی است.زروان واژه ای پهلوی و به معنای زمان است. در اوستا زروان ایزدی چندان با اهمیت نیست، اما در یسناها از دو گونه زروان نام برده شده است: یکی زروان با لقب اکرَنَه (بی کران) که زمان بی آغاز و انجام است و دیگری با صفت دَرِغو خوذاته که در پهلوی به ایرنگ خوتای (درنگ خدای) ترجمه شده است که همان زمان محدود و کرانمند است. زروان در این لقب با وای، خدای باد و ثَوَش، خدای فضا و مکان مشترک است. اما تنها زروان است که صفت اکرانه دارد و این نشان دهنده ی اهمیت ایرانیان باستان برای بی کرانگی زمان است. (زنر، 1375: 26) بر طبق مستندات، یکی از آیین های اولیه ایرانیان آیین مغان است. قبل از ظهور زرتشت، یعنی پیش از پادشاه مادها، بومیان غیرآریایی ایران دینی داشتند که آیین مغان نامیده می شود. کلمه مغ (مگوش) در زبان قدیم ایران به معنای خادم بوده است. به نظر می رسد مغان سکنه بومی ایران بوده اند و مانند دراویدیان هندوستان، پس از ورود آریاییان سرزمین خود را تسلیم آنان کرده اند. واژه مجوس که در زبان عربی به زرتشتیان اطلاق می گردد، از همین کلمه مگوش می آید. برخی از پژوهشگران معتقدند که ثنویت یعنی ایمان به آفریدگاری برای خوبی ها و آفریدگاری برای بدی ها در دین زرتشتی از مغان قدیم گرفته شده است و از کتابهای تاریخی برمی آید که مغان قدیم دوگانه پرست بوده اند. مغان به رستاخیر نیز ایمان داشته اند. (توفیقی، 1386: 56) به نظر می رسد آیین مغان قدیم همان زروان گرایی بوده است.
علاوه بر اوستا، در برخی روایات بابلی، یونانی، مانوی، زرتشتی، ارمنی و عربی اشاراتی به وجود زروان شده است. اولین منبع موجود دربارۀ زروان مبتنی بر روایات تئوپمپوس خیوسی، مورخ اردشیردوم هخامنشی (358-404 ق.م) است که پلوتارخوس مورخ یونانی از آن یاد می کند. نوشته ای از اودموس رودسی، از شاگردان ارسطو در اواخر عصر هخامنشی بر جای مانده که در آن، میان خدای مکان (ثوش) و خدای زمان (زروان) تمایز قائل شده است. (کریستین سن، 1384: 129) البته هینلز معتقد است زروان گرایی در دوران هخامنشی بر اثر تأثر از باورهای بابلی پدید آمده و اشارۀ لوحه های بابلی بازمانده از صده پانزده پیش از میلاد به ایزدی به نام زروان این نکته را تأیید می کند.(هینلز،1383: 207) ویدن گرن نیز این حقیقت را تأیید می کند.(ویدن گرن، 1377: 311) بر اساس اشارات ادوموس دروسی، بی تردید آیین زروانی متعلق به عصر هخامنشی است. همچنین "بروموس، به نام پادشاهی افسانه ای به نام زروانوس اشاره می کند." (بنونیست، 1354: 71)در تخت جمشید ظروفی پیدا شده که در آن استخوانهای مرده که از گوشت جدا شده دفن گردیده ولی هرتسفلد تاریخ این گونه تدفین را به زمان پس از هخامنشیان مربوط دانسته است. به عقیده وی ظرف حاوی استخوانهای مرده متعلق به دوره هخامنشیان فقط در اطراف دریاچه ارومیه، در سرزمین ماد کهن کشف شده و به گئوماتا و پیروان او تعلق دارد. گورهای متعلق به دوران هخامنشیان در شوش نیز در حالی یافت شد که بزرگسالان در گودال های عادی و بچه ها در ظروف دفن شده بودند. (www.Sushiant2. persianblog.ir)
در آیین زروان ، زروان را با کرونوس یونانی و ساتورن رومی یکی می دانند و هر دو خدای زمان و سرنوشت نامیده می شوند. " کرونوس سمبل جهان گذرا است وبه همین جهت است که او را به صورت پیرمردی پرجوش و خروش که چهره اش محزون و رنجیده و سرش خم شده است، نشان می دهد. در دست او داسی دیده می شود که به معنی این است که زمان همه چیز را درو می کند. او دو بال دارد و به شکل ساعت آن ها را حرکت می دهد و این به معنی گریختن زمان است. او تمام فرزندان خود را می بلعد که به معنی آن است که زمان، روزها، هفته ها، ماه ها و سال ها را می بلعد." (فاطمی، 1375: 30-29) به عبارتی کرونوس علت اولیه همه چیز است.زروان در نزد اشکانیان به عنوان خدای برتر شناخته می شد و اهمیت فراوانی داشت. "در اواخر قرن4 ق.م ایرانیان اعتقاد داشتند اصل اول زمان یا فضا است."(هاردی، 1377: 71) به نظر می رسد تکریم زمان در نزد ایرانیان از زمان پارتها اهمیت پیدا کرده است.کریستین سن می گوید: زروانیسم صورت عادی و رایج زرتشتی گری عهد ساسانی نیز است. همچنین در عهد پادشاهی شاپور اول، مانی، نام زروان را برای خدای غالب در دینش انتخاب کرد. (زنر،1375: 79و71) شاید بتوان چنین پنداشت که مانی می خواست از طریق موافق کردن گفتار خود با عقاید زرتشتیان زمان خود به مقبولیت در سطح جامعه دست یابد.
مذهب زروانی در پاسخ به دو پرسش اساسی در دین زرتشتی شکل گرفت یکی قائل شدن به منشأیی برای هورمزد و اهریمن و دیگری پدیدار شدن بدی و ایجاد آمیختگی در جهان. زروانیان زمان را وجود غایی می دانند که منشا توأمان خیر و شر است و با تکیه بر وجود ثنویت در جهان به صورت نهضتی متفکرانه در دین زرتشتی در آمد؛ ثنویتی برای رسیدن به وحدانیت. همچنین باور به تکامل تدریجی جهان از زمان بی کرانه و محدود شدن به ماده در زروانیسم مفاهیم ضمنی تسلط و نظارت سپهر را در پی دارد. به بیان دیگر تقدیر موجودات از طریق جدال گیهانی میان بروج دوازده گانه در ازل مقدر شده است. هرچند این عقیده از دیدگاه زرتشت مردود است اما نفوذ عمیقی بر باورها و افکار ایرانیان داشته است. بدین ترتیب در تفکر ایرانیان قدیم جبر و تقدیر مرگ را در پی داشت اما تکریم زمان نشان از جاودانگی بود. قرار دادن زمان به عنوان خدای قدرتمند وآفریدگار اورمزد و اهریمن می توانست توجیهی برای راز حیات و ممات آدمی باشد. همان گونه که اشاره کردیم هخامنشیان طبیعت و خصوصاً عناطر اربعه را مقدس می شمردند و ارزش خاصی برای زمان قائل بوده اند. تکریم اینها که خود نمایانگر جاودانگی اند تقدیس مفاهیمی چون تسلسل و باززایی است؛ به همین سبب برخی اجساد را که عمدتاً نوزادان بودند از طریق تدفین گورخمره ای به خاک می سپردند. بدین ترتیب است که عناصر اربعه همچنان از آلودگی دور می ماندند و نوزادانی که جبر زمان و دست تقدیر عمر آنها را کوتاه می نمود دوباره در مرحله آشنایی و باززادن قرار می گرفتند.
2-3-2 آیین زرتشت
یکی از ادیان ایرانیان که هنوز هم پیروانی در برخی نقاط ایران دارد، آیین زرتشت است. "هنگامی که چند قرن بر ورود آریایی ها به ایران گذشت این قوم اندک اندک به شهرنشینی روی آوردند و این مسئله در جهان بینی ایشان تاثیر گذاشت. در آن روزگار انسان اصلاح گری برخاست و ایرانیان را به آیین تازه ای دعوت کرد و آیین مغان را برانداخت. این پیامبر مصلح که خود را فرستاده خدای خوبی و روشنایی معرفی می کرد، زرتشت نام داشت. وی مدعی بود آیین خود را از اهورا مزدا دریافت کرده است تا جهان را از تیرگی ها پاک کند و آن را به سوی نیکی و روشنایی رهنمون شود."(توفیقی، 1386: 56) در مورد زمان ظهور زرتشت اختلاف نظر است. "احمد تفضلی و ژاله آموزگار سنواتی میان 1200 تا 1000 ق.م را برای ظهور زرتشت تخمین زده اند. " (آموزگار، 1375: 22) ذبیح اله صفا نیز با توجه به مدارک تاریخی و زبان شناختی و مطالعات کریستین سن، زرتشت را مربوط به دوره ای ما بین 1400 تا 1000 ق.م می داند. (کریستین سن، 2537: 31)
در عقاید باستانی ایران عناصر اربعه یعنی خاک و آتش و باد و باران مقدس هستند. بنابراین آنان را نباید با پلیدی هایی مانند جسد انسان آلوده کرد. از نظر تدفین، آیین زرتشت دنباله روی عقاید پیشینیان است. شواهد نشان می دهد زرتشتیان جهت جلوگیری از آلودگی عناصر اربعه از روشهای متفاوتی استفاده کرده اند. پیروان زرتشتی در گذشتگان خود را به خاک نمی سپردند و آنها را بر روی قله های مرتفع قرار می دادند تا حیوانات وحشی و پرندگان شکاری آنها را از گوشت عاری سازند. در اطراف نیشابور گودال هایی در قله کوهها یافت شده که جسد درگذشتگان را در آنها می گذاشتند هنگامی که استخوان ها پاک و تمیز می شدند، آنها را در استودان قرار می دادند و سپس در غار یا گودال هایی که در دامنه کوهها کنده شده بودند و یا در بناهای زیرزمینی می گذاشتند. (گیرشمن، 1370: 166) "گاهی نیز مردگان را در برج ها یا بلندی های کوهستان قرار داده پس از دریده شدن توسط مرغان و لاشخوران بقایای استخوان را جمع آوری نموده و در خمره های کوچک می نهادند و در دل صخره ها دفن می کردند." (کامبخش فرد، 1374: 240) در روایت پهلوی آمده است که: " مردم از آن گلی اند که کیومرث را از آن آفرید و به شکل نطفه در سپندارمذ (زمین) قرار داد و کیومرث را از سپندارمذ بیافرید." (میرفخرایی، 1366: 67) در دینکرد نیز آمده است: " سپندارمذ یعنی زمین به صورت ماده آفریده شده و اورمزد از آن کیومرث را آفرید به صورت نر" (کریستین سن، 1355: 37)
می توان چنین نتیجه گرفت در دین زرتشتی کیومرث - همان نخستین انسان که در آغاز نبود- از زمین سر برآورد و موجود شد پس نوزاد از دنیا رفته نیز می تواند با قرار گیری در دل مادر-زمین دوباره هستی یابد و این مستلزم حضور در محفظه ای مشابه جایگاه اولیه جنین یا همان رحم است. بنابراین متوفی را به حالت جنینی در خمره های سفالین که نماد زهدان بود می گذاشتند و در زمین دفن می کردند تا مردگان پس از مرگ دوباره متولد شوند.
2-3-3 میترائیسم
مهریکیازایزداندینزرتشتاستکههموارهسمبلدوستیوپیمانبودهوگاهینمادآتشواهورامزدا،یاخورشیداست. یکی از قدیمی ترین آیین هایی که در ایران رواج یافت میترائیسم یا همان مهرپرستی است. "مقارن استقرار آیین زرتشت در اواخر دوره هخامنشیان مهرپرستی (Mitraism) در ایران رونق گرفت." (توفیقی، 1386: 63) هم زاد بودن اهرمزد و اهریمن در عقاید زروانی موجب شد که اهریمن نیز هم پایه اهورامزدا در کیش مهرپرستی مورد تقدیس قرار گیرد. "در معابد میترایی یک رشته نقوش وجود دارد که اهمیت تصاویر خود میترا در آن ها بیشاز چیزهای دیگر است. میترا در این نقوش خدایی غول آسا است که سر چون شیر، بال، ماری که به دور بدن اوپیچیده، علائم صور فلکی که اغلب پوشش اوست، او را چون خدای زمان می نمایاند." (گیمن، 1378 :146)همچنین کتیبه ها و سنگ نوشته های بسیار وجود دارد که وقف اهریمن شده و نشان دهندۀ اهریمن پرستی آنان است. (کومون، 1383: 425-424) زنر معتقد است که ممنوع شدن دیوپرستی در عهد خشایارشا موجب مهاجرت مغان کیش زروانی شد و این مهاجرت، بسیاری از آرای بابلی ها را با عقاید زروانی آمیخته کرد.(زنر، 1384: 43) که ریشۀ اعتقاد به ستارگان و بروج دوازده گانه در عقاید زروانی را در آرای بابلی بدانند.
کرونوس شیرسر نماد و تجسم رازآمیز ابدیت و زمان بی کران و یکی از شاخص ترین نمونه های هنر میترایی است. همچنین کرونوس را چنان می نمایاند گویی در حال متولد شدن از یک تخم است در حالی که مشعلی فروزان در یک دست و خنجری در دست دیگر. مشعل نماد نوری است که جهان را با آن روشن می کند و خنجر ابزاری است برای کشتن گاو. آن چه مهر را در میان گرفته شکل های منطقه البروج و نماد زاده شدن گیهانی مهر است. "میترا در مقام خدای کنترل کننده نظم کیهان یعنی شب و روز و تغییر فصول با آتش و خورشید در پیوند است و سرانجام در ایران و هم در هند به عنوان خدای خورشید شناخته شد." (کرتیس، 1374: 12)
شاید روش و جهت تدفین مردگان در گذشته و یا صورت اجساد به سمت خورشید در ارتباط با این موضوع است که خورشید به عنوان عنصری مقدس در اقوام گذشته دارای مقام والایی بوده است. همچنین "تدفین های خمره ای پارتی را به پیروان آئین مهری نسبت داده اند." (چایچی امیرخیز، 1384: 27)
2-3-4 آناهیتا
از دیگر ایزدان مورد پرستش در ایران می توان به آناهیتا اشاره کرد. آناهیتا ایزد آب، فراوانی، عشق، زایش و باروری است، که در دوره سلوکی و پارت مورد توجه قرار داشت. در نقاط مختلف ایران در دوره پارت معابدی برای پرستش این الهه برپا شده بود. در شهر استخر نیز آتش آناهیتا روشن بوده است که نشانگر احتمالی رابطه آتش با آناهیتا است. از مراکز مهم پرستش این ایزد، کنگاور، تخت سلیمان و شوش است. (سعیدی، 1375: 28) گاهی مردگان را در جوار یا درون معابد دفن می کردند تا تبرک و آمرزش مردگانشان در جوار پرستشگاه فراهم آید.
"یکی از شواهد در اثبات وجود پرستشگاه ناهید در کنگاور، وجود گورهای صخره ای، تابوت های سفالین و گور خمره ها در کف صخره و محوطه شرقی معبد ناهید (هخامنشی- پارتی) است که مرتبط به تقدس زمین نیایشگاه بوده است. معتقدان متمکن چنین صحنی مقدس را ترجیح داده اند که این رسم امروزه نیز اعتبار خود را همچنان حفظ کرده و ریشه در دیرینه دارد." (کامبخش فرد، 1379: 209)
2-3-5 تأثیر کیش یونانی
چنان که می دانیم اندیشه یونانی در تدفین های دوران سلوکی و پارت تأثیر بسیار داشته است. یونانی ها عقاید غریبی داشتند، به خدایان متعددی اعتقاد داشتند اما در عین حال به بهشت و دوزخ نیز معتقد بودند. در جبهه شرقی و پای دیوار ستوندار معبد آناهیتا سکه، پیه سوز، زیب و زیور و اسب سواران سفالین از دوره اشکانی فراوان به دست آمده که در گورهای سلوکی- پارتی صخره ای، در کنار گور خمره ها قرار داده اند. در بین نذورات سکه های پارتی نیز یافت شده و بیشتر سکه ها در خود کنگاور یا همدان ضرب شده که نشانه ضرابخانه هر دو شهر را دارا می باشد. رسم سکه نهادن در زیر سر مردگان، در دهان و یا دست اموات در این دوره تدفینی خاص و مرسوم بین مردم هلنسیتی بوده که پارتیان از یونانیان آن را اخذ نموده اند تا در سفر آرمانی به دنیای دیگر، مردگان قادر باشند مزد دروازه بان دوزخ(ملک الموت) را بپردازند تا به آنها سخت نگذرد و جای مناسبی را تا روز سوال از موکل دوزخ دریافت نمایند. (کامبخش فرد، 1379: 201 و 198) بدین ترتیب اعتقاد به جهان پس از مرگ در اعتقادات اساطیری، باعث رواج آیین ها و مراسم خاصی در مورد تدفین مرگان می شود که تابع شرایط زمانی و مکانی است. این اساطیر و باورها عاملی برای توجیه این مراسم به حساب می آیند. هر یک از اساطیر قدرتمند ایرانی که درباره آنها به اختصار گفتیم مناسک و آداب خاصی دارند اما چنان که محرز است یکی از آداب مشترک آنها تدفین خمره ای است که موضوع اصلی این پژوهش است. پس اساطیر مؤثر بر پدیده مرگ در ایران، با گذشت زمان تغییر می کنند، تکمیل می شوند و در هر دوره دستخوش تحول و تطور می شوند؛ اما همچنان بر پایه گذشته خود نقش هایی اساسی ایفا می کنند و به نقل سرگذشتی قدسی و مینوی می پردازند.
2-4 شیوه های تدفین در ایران باستان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *